إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • 1- ملاحظه‌ی مقدّماتی

    هدف فصل حاضر به دست دادن حدود برهنه ی ساخت اساسی جهان‌بینی قرآنی به عنوان مقدّمه‌ای برای تحلیل مفصّلتری از بعضی از مهم‌ترین حوزه‌های معنی‌شناختی است که ممکن است در فصلهای آینده بیاید. چنین تصویر کلّی، در صورتی که بخواهیم در وضعی قرار بگیریم که بتوانیم برای مسائل خاصّی که ذهن ما را، در رابطه‌ی میان خدا و انسان در قرآن اشغال می‌کند، مقامهای شایسته در نظر بگیریم، ضروری است.

  • اگر دمکراسی عبارت از حاکمیت مردم باشد بی‌شک در اسلام از مسأله‌ی اقامه‌ی نماز آغاز می‌شود بنا به فرموده‌ی صحیح پیامبر-صلی الله علیه وسلم- که در آن تأکید می‌کند که بدترین امام مسجد کسی است که مأمومان (نمازگزاران) از او ناراضی باشند. یعنی دمکراسی از انتخاب امام مسجد آغاز می‌شود و یا وقتی که چند نفر به مسافرت می‌روند یکی را در بین خودشان انتخاب می‌کنند.

  • 1- کلمه‌ی الله و معانی اساسی و نسبی آن

    همان‌گونه که به تکرار در فصلهای پیشین اشاره کردم، الله عالی‌ترین کلمه‌ی کانونی در دستگاه قرآنی است، و هیچ کلمه‌ی دیگر از لحاظ رتبه‌ و اهمّیّت از آن برتر نیست. جهان‌بینی قرآن اصولاً خدامرکزی است، و کاملاً طبیعی است که در این دستگاه تصوّر الله از بالا بر کلّ دستگاه فرمانروایی داشته باشد و بر ساخت معنی‌شناختی همه‌ی کلمه‌های کلیدی به صورتی بسیار عمیق نافذ و مؤثّر افتد

  • تفرقه

    19 خرداد 1392

     اصطلاحی در بحثها و تحلیلهای اجتماعی، متضاد وحدت و اتحاد. تفرقه به معنای پراکنده کردن و جداجداکردن (شاد، ذیل واژه) و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن، جداجدا شدن و گراییدن به فَرْق (تفاوت، فاصله، جدایی) یا فِرْق (نیمه، بخش و شعبه) یا فِرقه (گروهی کوچک، انشعاب یافته از یک جمعیت بزرگتر) است. تفرقه و تفرّق در قرآن و احادیث، در مقابل وحدت و اتحاد، گاه در کنار اختلاف و گاه به جای آن به کار رفته است.

  • با شروع نگارش قانون اساسی کنونی مصر، سازمان دیدبان حقوق بشر آمریکا، که در زمینه حقوق بشر فعالیت می‌کند، با ارسال نامه‌ای به کمیته‌ی تدوین قانون اساسی مصر توصیه کرد ماده‌ی 36 قانون مزبور که مربوط به حقوق زنان است، با مبانی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در تعارض است و نیاز به اصلاح دارد؛ ماده‌ی فوق تصریح دارد که حقوق زنان تا آن‌گاه که با شریعت اسلامی سازگار باشد، مورد حمایت و ضمانت است.

  • اسلام و سیاست

    27 خرداد 1392

    سیاست بخشی از منظومه‌ی منسجم اندیشه‌ی اسلامی را تشکیل می‌دهد که طبیعتاً ریشه در متون دینی دارد.

     سیاست در لغت به معانی متعددی آمده است، اما در اصطلاح اهل فن، علم سیاست به آئین کشورداری و روش اداره کردن جامعه اشاره دارد. تعریف این علم از دیدگاه متفکران اسلامی عبارتند از: «تدبیر جامعه بر اساس مصالح مادی و معنوی»

  • 1-تصوّر و مفهوم آفرینش

    در جهان‌بینی دینی یا فلسفی، هستی و وجود انسان، بنابر یک قاعده‌ی کلّی، مسئله عمده در تشکیل می‌دهد. پرسش ابدی که پیوسته تکرار می‌شود چنین است: آدمی از کجا آمده است؟ سرچشمه‌ی هستی او در این جهان چیست؟ این پرسش یکی از پرسش‌های اساسی است که پیوسته اسباب آشفتگی ذهن و عقل آدمی بوده است. در نگرش قرآنی، پاسخ درست –و تنها پاسخ درست- به این پرسش دور از دسترس نیست: سرچشمه‌ی هستی خود خدا است؛

  • 1- آیات الاهی

    دو گونه‌ی اساسی از تفاهم میان خدا و انسان وجود دارد. یکی زبانی یا شفاهی است که وسیله‌ی آن زبان بشری مشترک میان دو طرف است، و دیگری غیرشفاهی است که وسیله‌ی آن از طرف خدا «نشانه‌های طبیعی» و از طرف بشر پیدا کردن هیئت خاصّ و انجام دادن بعضی حرکتهای بدنی است. طبعا در هر دو حالت ابتکار و آغاز کار به دست خدا است، و از طرف انسانی این ارتباط اساساً نسبت به ابتکار عملی الاهی جنبه‌ی «عکس‌العملی» دارد.

  • یکی از خاطرات جالب فراموش نشدنی دوران تحصیلم در سودان به شیوه‌ی افطار مردم در سودان برمی‌گردد.

    سودانی‌ها عادت دارند -و این عادت برگرفته از آموزه‌ها و تعالیم نجات‌بخش اسلام است- که در رمضان افطاری خود را جلوی درب منزل خود بخورند، فرقی ندارد که طرف ثروتمند باشد یا فقیر، رعیت باشد یا وزیر، در شهر باشد یا در روستا. هر خانواده به تنهایی یا با چند خانواده‌ی دیگر جلوی درب ورودی منزل خود فرشی می‌اندازند و هر چه دارند (بدون تکلف، اسراف و خساست) روی سفره می‌چینند و می‌خورند. بعد از افطار خانه‌هایی که به مسجد نزدیک‌ترند برای نماز مغرب به مسجد می‌روند و بقیه هم هر چند خانواده با هم به صورت جمعی نماز جماعت می‌خوانند.

  • زندگی اخلاقی و زندگی احساسی در بسیاری از مواقع با یکدیگر ناهمسو و ناسازگارند. شاید این یکی از تعارض‌های معنوی زندگانی و چه بسا یکی از سویه‌های سوگناک هستی باشد.

    لطافت روح، شکنندگی و حساسیت فوق العاده به رنج «دیگری»، گر چه در نظر نخست، دوشادوش اخلاق ره می‌سپرد، در حیطه‌هایی معروض هماوردی و کشاکش با آن می‌گردد.