إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • ماموستا سیدمحمّد مصطفایی در ٦اسفندماه ١٣١٤ در روستای خانقاه پاوه چشم به جهان گشود. 

    چون پدر و مادرش اهل دینداری و انجام عبادات بودند، از همان دوران کودکی به دنبال درس و عبادت بود. مادرش  ایشان را به کلاس قرآن و علوم دینی و مدرسه فرستاد؛ به‌واسطه‌ی علاقه‌مندی فراوانی که به علوم دینی و و قرآنی همکلاسیها و معلمانش داشت، به ایشان لقبِ «خلیفه محمّد» را داده بودند.

    پس از اتمام دوران ابتدایی به دعوت شیخ محمدسعید و ماموستا شیخ عطا به سه رده پاوه می‌رود و در آنجا به‌عنوان طلبه و شاگرد مشغول به تحصیل می‌شود.

  • بسیاری از افراد در پذیرش مسؤولیّت مشکلاتشان مردّد هستند، زیرا گمان می‌کنند پذیرش مسؤولیّت یک مشکل به معنای مقصّربودن به خاطر آن مشکل است. در فرهنگ ما مسؤولیّت و تقصیر معمولاً در کنار هم می‌آیند امبا اینها یک چیز نیستند. اگر من با ماشینم به شما بزنم هم مقصر هستم و هم مسؤول هستم که خسارات وارده را جبران کنم، حتّی اگر تصادف من با شما کاملاً سهوی بوده باشد، همچنان مسئولیّتش با من است. تقصیر در فرهنگ ما این‌طور معنا می‌شود، اگر خراب‌کاری کردید باید درستش کنید، باید هم همین باشد. امّا مشکلاتی هم هست که تقصیر ما نیست  هرچند هنوز به خاطرشان مسؤولیم

  • دوم آبانماه جاری یکی از همراهان و یاران دیرین جماعت در خراسان رضوی «مولوی زمان سلیمانی دار فانی را وداع گفت. 

    مولوی زمان سلیمانی در سال ١٣٤٧ه.ش. در روستای آزادده از توابع شهرستان صالح آباد خراسان رضوی در خانواده ای كم‌بضاعت و کارگر، ديده به جهان گشود.

    ایشان در سن هفت سالگی وارد دبستان شده و بعد از پایان تحصیلات ابتدایی در سال ١٣٦١ شمسی همزمان با تاسیس حوزه علمیه تعلیم القرآن صالح‌آباد در این حوزه مشغول تحصیل شدند و از محضر اساتید آن دوران، مرحوم مولانا محی‌الدین بلوچستانی، مولانا سراج‌الدین فقهی سلجوقی و مولانا عبدالغفور سلیمانی (رحمهم الله جمیعا) کسب فیض نمودند.

  •  حدود یک سالی است که به بهانه‌ی درس و مدرسه، کمتر کودک، نوجوان و جوان و خانواده‌ای است که به ‌اینترنت، گوشی هوشمند و... دسترسی نداشته باشد و شبانه‌روز با آن دست‌وپنجه نرم نکند. 

    درس و مدرسه و معلّم، با همه‌ی کمبودها، کاستی‌ها، ضعف‌ها و مشکلات مادّی ومعنوی هنوز هم ارزش و جایگاه خود را در ذهن و دل خانواده‌ها و بزرگان داشته و دارد؛ امّا در طول یک سال گذشته تحصیلی و نیز با شروع سال جاری «کرونا ویروس»، موجب شد شکاف بین خانه و مدرسه و روابط روحی-روانی و ارتباط فیزیکی بین معلّم و دانش‌آموز عمیق‌تر و گسترده‌تر شود

  • اشاره: مسئولیّت‌پذیری، عملی‌ترین شکل تربیت و توسعه‌ی شخصیت است و خروجی آن، تحوّل مستمرّ در خود و دیگران است و پشتوانه‌ی محکم و مهمّ آن، معنویت در زندگی است. هرچه معنویت انسان قوی‌تر باشد، مسئولیّت‌پذیرتر است. و از آن‌جا که مسئولیت‌پذیری اصل جدانشدنی از دین اسلام و جزء اصول اوّلیّه و مهمّ در دین است، در رابطه با بحث مسئولیت‌پذیری برطبق آیات و سنّت، گفت‌وگویی داشته‌ایم با، دکتر محمّد ابراهیم ساعدی رودی که در پی می‌آید. دکتر ساعدی رودی، از استان خراسان رضوی، مؤلّف، شاعر و مترجم و دارای مدرک دکتری تفسیر است و بیش از ۱۱۵ کتاب چاپ شده دارد.

  • نام نیکو گر بماند زآدمی

    به کزو ماند سرای زرنگار

    محمد رضا شجریان استاد آواز ایران به دیار حق شتافت. استاد محمد رضا شجریان، این شخصیت بی‌نظیر، روز ۱۷مهرماه ۹۹ در سنّ ۸۰ سالگی پس از چندین سال تحمّل رنج بیماری با کارنامه‌ای درخشان، حاصل چند دهه تجربه‌ی موسیقی و آواز، اخلاق، صداقت، جوانمردی، تعهّد و اصلاحگری چشم از جهان فرو بست.

    شجریان، نماد هنر متعهّد ایران بود. او راز رسیدن به حقّ و حقیقت و تقرّب به ذات احدیّت را از تلاوت کلام آسمانی شروع و با سینه‌ای مالامال از دردمندی و دفاع از آزادی و کرامت انسانی به‌ پایان برد و با وجدانی آسوده و توشه و تجربه‌ای گرانبها به سرای ابدیّت شتافت.

  • هرگاه یکی از هنرمندان اصیل، از میان ما رخت بر می‌بندد، در حقیقت ستاره‌ای درخشان و فروزان در آسمان زندگی خاموش و بخشی از حیات انسان تاریک می‌شود. 

    از دیدگاه من حضور هنرمندان، برای تلطیف فضای مادّی‌گرایانه، ایدئولوژیک و سیاست‌زده‌ی امروز بشر، ضروری‌تر از نان شب است. چون بسیاری از معضلات امروزی انسان، نه کمبود آب و نان، بلکه سست شدن پیوندهای معنوی و به حاشیه راندن عرفان است. 

    هنرمندان اصیل و ماندگاری چون استاد شجریان، با صدایی گرم و هنرمندی خاص و بی‌نظیرشان، مردم را با بزرگان اخلاق و معنویت و سرمایه‌های گرانقدر تاریخ

  • دکتر نورالدین خادمی وزیر اوقاف و امور اسلامی پیشین تونس به عنوان کسی که شیخ قرضاوی را به خوبی می‌شناسد امروز درباره‌ی سرگذشت شیخ و تأثیر او در شکل‌گیری گفتمان اسلامی معاصر شهادت می‌دهد. 

    تأثیر شگرف شیخ در واقعیت معاصر ما

    استاد عادل حامدی خبرنگار تونسی از من خواست در تهیه‌ی یک گزارش درباره‌ی شیخ قرضاوی با او همکاری کنم. من هم بی‌درنگ پذیرفتم و پیشنهادهایی درباره‌ی موضوع دادم و در این باره شور و شعف خاصی به من دست داد و علتش دو چیز بود:

  • قدمت این گهواره‌ی کروی شکل، خیلی بیشتر از عمر ساکنانش است هزاران نسل و رنگ و زبان و نژاد و دین و مکتب‌های فکری و فرهنگی و دینی را در خود پرورش داده و چون مادری مهربان آنان را نوازش کرده سپس در نهایت آنان را در دامن خود آرام می‌نماید.

     نوع نگاه به جهان و سبک زندگی، مسیر حرکت انسان را تعیین می‌کند انسان‌ها در طول تاریخ دو نگاه متفاوت از خود بروز داده‌اند.

     بعضی گمان می‌کنند که زندگی تنها مختصّ این‌جاست و بعد از مرگ پایان می‌پذیرد و کارنامه سفرش صادر می‌شود

  • نوشته کلود ب. ژ چندی پیش که مصاحبه دکتر بهرام الهی دربارۀ نوع‌دوستی را خواندم، جملۀ زیر به خصوص توجهم را جلب کرد: «کسی که خواهان سیرکمال معنوی است باید نوع‌دوستی را عملاً در برنامۀ معنوی خود قرار دهد». از سال‌ها پیش که به پیشرفت معنوی خود علاقه‌مند شده بودم احساس می‌کردم که سعی در کمک به دیگران عملی مطابق با رضایت مبدأ و اخلاقیات است. اما تازه متوجه شده‌ام که اهمیت این کار را در حد «باید» و «برنامه معنوي» درک نکرده‌ام. بنابراین تصمیم گرفتم با دقت بیشتری روی این موضوع تمرکز کنم و به همین دلیل دو سؤال برایم پیش آمد: چرا؟ و چگونه؟

    نویسنده:
    کلود ب. ژ