واقعیت آن است که آبگینه از سنگ میزاید؛ از سنگی که سفت و سخت است؛ از سنگی که آنقدر تراکم مولکولهایش بالاست که آنرا قدرت میدهد، آخر هر وقت تراکم بیشتر شد انباشت انرژی بیشتر میشود و این انرژی اگر درست هدایت نشود، نه تنها آبگینه که بلکه خود سنگ را هم میشکند. سنگ وقتی که فرسایش یافت و مولکولهایش انرژی فوقالعادّهای خود را از دست دادند، آن وقت ماسه میشود؛ ماسهای که هویّت سنگ بودن را از دست نداده است. این سنگ در کوره پخته میشود، آنچنان که آنقدر ریز میشود که امکان بلور شدن را مییابد؛ بلوری که به هر فرم در میآید؛ درست مانند سنگی که حالت خود را تغییر داده است.
روزت مبارک فرشتهی زمینی
روزت مبارک بالاتر از زیبایی
هر حرفت مرا در دریایی از عشق غرق میکند...
پاهایت گهوارهای برای من
عطار نیشابوری وقتی میخواهد رابعهی عدویه را بستاید میگوید: «او نه یک زن بود، بل صد مرد بود...» زن وقتی خوب است که مرد باشد؛ چرا که از نظر عطار و قاطبهی مردان، مرد بودن فضیلتی است مسلّم. ادبیات و فرهنگ ما مجموعاً همین سوگیری را به نسبت زنان داشته است.
خواجه نظامالملک در کتاب سیاستنامه مینویسد: «زنان اهل سترند و کامل عقل نباشند و غرض از ایشان گوهر نسل است که بر جای بماند و هر چه از ایشان اصیلتر، بهتر و شایستهتر و هر چه مستورهتر و پارساتر، ستودهتر و دلپذیرتر... با زنان تدبیر در کارها کنید، اما هر چه ایشان گویند چنین باید کرد، به خلاف آن کنید تا صواب آید چراکه در خبر این است: شاوروهُنَّ و خالِفُوهُنّ.
زندگی را فرصت خدمت به دیگران بدانیم
انسان زمانی با بحران میانسالی روبهرو میشود كه احساس میكند به نیمه راه زندگی رسیده و فرصت حضورش در این دنیا رو به پایان است. معمولاً این دوره با اضطراب و افسردگی همراه است و اگر فرد نتواند در گذشتهاش دستاوردی رضایتبخش بیابد، با ناامیدی و سرگشتگی مواجه میشود. دكتر فرید براتی، روانشناس، بحران میانسالی را دورهای میداند كه قوای شناختی و عقلانی فرد به ترازی بالاتر از گذشته رسیده و دغدغهاش دستاورد عمر طی شده و چگونگی پیمودن باقی عمر است. وی راه گذر از این بحران را توجه میانسالان به داشتههای زندگیشان و پرهیز آنها از غرق شدن در احساس حسرت بر نداشتهها میداند.
با هدیه کردن غذای خوش طعم به خانواده شوهرت هم باعث سربلندی همسرت و شادی او و خانواداش میشوی هم این کار سبب ورود تو به سلامت به بهشت خواهد شد.
باز باران سرکشانه
میزند بر روی چادر
میخروشد توی چادر
میچکد بر بام کانکس
جاریه توی کپرها
با صدای رعد و برقش
میترساند کودکان را
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb