إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • اشاره‌: اسلام دین رحمت است. دین مودت و دوستی نه تحقیر، توهین و خشونت. اما متأسفانه بسیار دیده‌ایم و شاهد بوده‌ایم که به نام اسلام دست به خشونت، تحقیر و توهین و... زده‌اند. و به‌خاطر همین کار نسنجیده و نادرست چهره‌ی اسلام را در جهان به گونه‌ای نشان داده‌اند که نشان دهنده‌ی وجود خشونت در آن است. و این سیاه‌نمایی سبب شده است که رخسار اسلام راستین، مکدر شود، اسلامی که خداوند پیامبرش را رحمةً للعالمین معرفی کرده است.

  • ۱. «کانون مدافعان حقوق بشر» جایزه امسالش را به «مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی»؛ شخصیت مذهبی و کاریزماتیک بلوچستان، اختصاص داد که در میان بخش بزرگی از سنی‌های ایران نفوذ قابل توجهی دارد، که از منظری جامعه‌شناختی، قابل توجه و شایسته‌ی تحلیل است.
    به واقع، جدا از جایگاه سیاسی اهدا کننده و نیز منازعات سیاسی و ایدئولوژیکی که بین حاکمیت جمهوری اسلامی و نیز نیروهای اپوزیسیون آن وجود دارند، که به شدت مهم‌اند، با اهدای این جایزه، برای دومین بار است

  • گفت‌وگوی اختصاصی اصلاح‌وب با «داود نارویی»، نویسنده و پژوهشگر

    اصلاح: شما چه رابطه‌ای میان اصطلاحات سه‌گانه‌ی «شورا، اهل حل و عقد و اجماع» با «اولوالأمر و نهاد حکومت در اسلام»، می‌بینید؟

    نارویی: قبل از پرداختن به رابطه‌ی این مفاهیم با موضوع حکومت‌داری، لازم می‌بینم نخست تبیینی از معنای آن‌‌‌ها ارایه شود.

    موضوع شورا دو بار در قرآن بیان شده است، یک بار در قالب «فعل»: (و شاورهم فی الأمر)[آل‌عمران:159]. در این جا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) دستور یافته

  • این یادداشت درباره‌ی الگوهای بی‌خشونت، و چگونگی پیش‌گیری از بروز خشونت در مدرسه‌ها، خانواده‌ها، جامعه‌ها و ملت‌ها بحث خواهد کرد. تمرکز این نوشتار بر توانایی آموزش در تغییر دادن مردم و پرورش مدافعان و کنش‌گرانی است که در حمایت از قشر آسیب‌پذیر جامعه فعالیت نمایند. آموزش‌هایی که به تشکیل دسته‌هایی از کنش‌گران منجر شود که به پاسداری از کسانی بپردازند که خود را متعهد به انجام کارهایی خواهند کرد که به نفع همه‌ی مردم باشد. 

  • تیم ملی فوتبال ایران به امید کسب چهارمین قهرمانی در آسیا، عازم ملبورن استرالیا شد. این تیم درحالی پای در این مسابقات می‌نهد که قرائن از وضعیت نامطلوب شرایط روحی و روانی آن حکایت دارد. از کمبود امکانات و عدم داشتن حتی یک بازی تدارکاتی جدی گرفته تا قهر علی کریمی دستیار ایرانی کی روش در آخرین لحظات و تا مصدومیت جمعی از بازیکنان کلیدی، همگی سیگنال‌هایی هستند که امید‌ها برای فتح جام ملت‌ها را کمرنگ می‌کند. 

  • ترخینه

    14 دی 1393

    موادلازم:

    - حبوبات( ماش، عدس، نخود، لوبیاچیتی،)

    - ترخینه

    - چغندر، هویج،کلم

    - میوه‌های خشک( به، سیب، زردآلو، آلوچه، مویز، گردو)

    - رب گوجه فرنگی.

  • همدلی و صمیمیت، چاشنی و بلکه چیستی زندگی انسانی و حتی شاخص و علامت برخورداری از عنایت پرودگار است: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ» ﴿هود: ۱۱۸-۱۱۹﴾ لذا جستنی و ستودنی است؛ این همخواهی و همبستگی، طبعاً هرچه گسترده‌تر و ریشه‌دار‌تر باشد، مخصوصاً اگر شعاع دینی و ملی بیابد و یا در مقیاس رؤیایى‌اش بال مهربانی بر گیتی بگستراند

  • ما منکر خشونت علیه مردان نیستیم اما به طور اخص خشونت علیه قشرهای آسیب‌پذیر بیشتر صورت می‌گیرد مانند: خشونت علیه کودکان، سالمندان، زنان.
    خشونت علیه زنان در جامعه ما، سوای تحصیلات و آگاهی به صورت همه‌گیر در کلیه مناطق دیده می‌شود؛

  • اسلام و طبیعت

    از دیدگاه اسلام، انسان و طبیعت در یک منظومه متکامل و یک نظام هستی دقیق و بسیار مستحکم قرار دارند: 

    خداوند منان می‌‫فرماید: ﴿إِنَّا کُلَّ شَیۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ ۴٩﴾ [القمر: ۴۹] «ما هر چیزی را به اندازه‌ی لازم و از روی حساب و نظام آفریده‌ایم». 

    و می‌‫فرماید: ﴿وَخَلَقَ کُلَّ شَیۡءٖ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِیرٗا ٢﴾ [الفرقان: ۲] «... و همه چیز را آفریده است و آن را دقیقاً اندازه‌گیری و کاملاً برآورد کرده است». 

  • نتایج نظرسنجی مؤسسه‌ی عربی-آمریکایی درباره‌ی نگاه افکار عمومی شرق به اخوان‌المسلمین تعجب‌آور نیست؛ شگفت‌آور این است که هنوز هم در جهان عرب، برخی دولتمردان، روشنفکران و فعالان رسانه‌ای گمان می‌کنند می‌توان روش حذفی دهه‌های پنجاه و شصت را برای حذف یا به حاشیه راندن نیروهای اسلامگرای سیاسی بازگرداند؛ به تعبیر مشهور مارکس، تاریخ یک بار به صورت تراژیک رخ می‌نماید، اما جز در سیمای کمدی تکرار نمی‌گردد؛ اما گویی در جهان عرب، همواره فاجعه و تراژدی برپاست: فاجعه در وقوع و فاجعه در تکرار!