إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • رسانه‌های مصری اخیراً به جدالی مشغولند که میان سیسی و الازهر در خصوص سنّت نبوی و نوگرایی گفتمان دینی رخ داده است. 

    هیأت کبار علمای الازهر شریف و دار الافتای مصر به دعوای برابری زن و مرد در میراث که بازارگرمی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شده بود پایان داد. این دعوا در مصر پس از آن آغاز شد که دولت تونس قانون برابری در میراث را تصویب کرد. 

  • سرّ اینکه این مبحث را انتخاب کرده‌ام، حوادثی است که در سالیان اخیر در پیرامون ما رخ داده است. مشخّصاً آنچه به حوادث تروریستی موسوم است و از دهه‌های پیش سر بر آورده تا اتّفاق مهمّ ١١ سپتامبر ٢٠٠١ و انفجار برجهای دوقلوی نیویورک که فصل جدیدی را در روابط بین‌المللی و رابطه‌ی میان جهان اسلام و غرب به‌ویژه امریکا رقم زد. لشکرکشی‌های امریکا به دو کشور افغانستان و عراق، زمینه‌ساز حوادث بعدی شد.

  • رسول خدا - صلّی الله علیه وسلّم- فرمود: «دَخَلَتِ امْرَأَةٌ النَّارَ فِي هِرَّةٍ رَبَطَتْهَا فَلَا هِيَ أَطْعَمَتْهَا وَلَا هِيَ أَرْسَلَتْهَا تَأْكُلُ مِنْ خَشَاشِ الْأَرْضِ حَتَّى مَاتَتْ»: زنی به خاطر آن که گربه‌‌‌ای را زندانی کرده بود، نه به آن غذا می‌‌‌داد و نه رهایش می‌‌‌کرد که از گیاهان تغذیه کند وارد جهنّم شد.

    پیامبر اسلام فرموده است: 

    «أن رجلا أصابه ظمأ شديد فنزل بئرا ليرتوى من مائها فلما خرج منها رأى كلبا يلهث يلحس الثرى من العطش

  • دگرپذیری را می‎توان در رتبه‎ی میانی«تحمّل» و «دگردوستی» قرار داد. در ارتباط سنجیده با دیگران، نخستین گام، تحمّل است، گام و مرحله‎ی بعدی پذیرش است و مرتبه‎ی سوّم دوست داشتن. هر کدام از این سه مرحله نشانه‎ها و لوازم خود را دارند.

    تحمّل، یعنی اینکه با هم کنار بیاییم و هر طور شده «هم‎زیستی» کنیم اگر چه این کنار آمدن تکلّف‎آمیز باشد.

    تعبیر قرآنی تحمّل، «صبر» است. در موارد متعدّدی اشاره شده است که در برابر دیگران باید رفتار صبورانه داشت:

  • جای تأسف فراوان است که امروزه ظلم و استبداد و افراط گری و تروریسم، به نحوی چشمگیر جهان را فرا گرفته است. همچنین جنبش‌های افراط‌گرا، دولتها و کشورهای بسیاری هم با به فراموشی سپردن «قوّه‌ی منطق» و به کاربردن نظام‌های دیکتاتوری و بهره‌برداری از سازوکارهای غیر اخلاقی و بهره گرفتن از قدرت اسلحه و «منطق قوّه» و با اِعمال فشارهای طاقت‌فرسای زندان و شکنجه و ایجاد خفقان، سکّان کشتی جهان را در دست گرفته و آن را به روالی غیر اخلاقی و غیرانسانی و به شیوه‌ای خودخواهانه می‌گردانند و قشر مستضعف و توده‌ی مردم را زیر پای ظلم و استبدادشان له نموده‌اند.

  • چکیده: شیخ محمّد مردوخ مشهور به «آیت‌الله» یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های علمی- سیاسی سده‌ی اخیر در ایران محسوب می‌شود. نگاهی به آثار و تألیفات این شخصیت در زمینه‌های مختلف و تورق زندگی سیاسی ایشان، مدعای فوق را اثبات می‌کند. اگر از افراط و تفریطی که پیرامون این شخصیت شکل گرفته، بگذریم و نگاهی واقع بینانه به جوانب مختلف زندگیشان داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که بررسی ابعاد علمی این بزرگمرد بسیار ضروری است. از این‌رو مؤلّف این جستار به بررسی اندیشه‌ها و نظریات کلامی– فلسفی آیت‌الله مردوخ پرداخته و سیر تکامل و تحول این اندیشه را مورد بررسی، پژوهش و تحلیل قرار داده است.

  • معمولاً به کسانی که درباره‌ی پایه و اساس اسلام تحقیق می‌کنند، گفته می‌شود که اسلام بر اساس «پنج رکن» [شهادتین، نماز، روزه، زکات و حجّ] بنا شده است. این رکن‌ها به ایمان و عمل مرتبط می‌شوند، امّا در یک سطح عمیق‌تر، ممکن است گفته شود که دو رکن بزرگ وجود دارند که از کلّ شاکله‌ی دین حمایت می‌کنند. این دو رکن عبارت است از: صلح و عدالت. واضح است که این دو رکن به یکدیگر مرتبط‌اند؛ زیرا صلح پایدار بدون عدالت نمی‌تواند وجود داشته باشد. خود کلمه‌ی «اسلام» از ریشه‌ی «سلم» به معنی «صلح» گرفته شده است و از آنجایی که دین بر اساس تسلیم کامل در برابر اراده‌ی خداوند است،

  • مقدّمه:

    رواداری، تسامح و تحمّل؛ مفاهیمی هستند که مترادف با دگرپذیری یا به تعبیر دیگر، دیگرپذیری بکار برده شده‌اند، این واژه در فهرست لغات معاصر ما، هم از نظر فلسفی و فکری و هم از نظر سیاسی و مذهبی وجود و حضور دارد، اگر چه برخی از آن ممکن است برداشت منفی داشته باشند، ولی در دیدگاه جدید تحمّل و رواداری نه تنها مضمون منفی ندارد بلکه، سبب می‌شود که مردم بتوانند با روشن‌بینی و بی‌غرضی به مسائل بیندیشند و تحمّل عقاید متفاوت دیگران را داشته باشند، ضمن اینکه به فرد کمک می‌کند که توان تفکر درباره‌ی عقاید نو و جدید را داشته باشد، به عبارت دیگر، از تعصّب و انجماد فکری جلوگیری می‌کند.

  • دنیای پیرامون ما پر شده از انسان‌های سطحی نگر؛ نمی‌دانم از این قضاوت‌های لحظه‌ای چه لذتی می‌برند که آنقدر مشتاقانه آن را تکرار می‌کنند. مگر چه سودی برای آنها دارد؟

  • چرا باید مطالعه کنیم؟ 

    هر آن کس که به کتاب آرامش یابد راحتی و آسایش از او سلب نمی‌گردد. انسان موجودی کمال گر است و با سکوت و سکون سازگاری ندارد.