بیماری، بیکاری، بیآبی، خشکسالی، زلزله، سیل، قحطی، گرانی، فقر، تهاجم خارجی و معضلاتی از این قبیل در صورتی که ملت وجود مسؤولانی دلسوز، کارآمد، پاکدست و صادقالوعد را بر کرسی مسؤولیت ببینند، برای اغلبشان به راحتی قابل تحمل خواهد شد. در غیر این صورت چنانچه مردم احساس کنند مسؤولانی ناکارآمد، ناپاک و دروغگو بر مسند قدرت تکیه زده و ولکن ماجرا هم نیستند و در هر دورهای از حیات خود، رنگ عوض میکنند تا همچنان بر اریکهی قدرت مانده و ارتقا هم بیابند، رفته رفته اعتماد خود را از دست داده و خورهی یأس از درون، ایشان را تماماً جویده
چند روزی است که ذهنها متوجّه وضعیّت افغانستان است؛ موارد زیادی است که هر یک جای بحث و تحلیل دارد. استاد عزیز و برادر دلسوز «صلاحالدّین خدیو= تحلیلگر سیاسی» در جستارهایشان به چند مورد اشاره نمودهاند. که براستی چرا بیش از ۶ دهه، دوباره طالبان و افکار طالبانی سرزمین افغانستان را در مینوردد و بدون کمترین مقاومتی یکی پس از دیگری ولایتها به اشغال نیروهای مهاجم طالبان در میآیند؟
اصولاً چرا اینقدر پایه و اساس حکومت لرزان است که رییسجمهورش مانند مردم عادی کشور را ترک میکند؟!
سرعت تحولات افغانستان و سقوط ولایات کلیدی بدون درگیری بدست طالبان حکایت از معاملهی پنهان دارد که بین خلیل زاد و ملا برادر در قطر صورت گرفت واکنون درحال عملیاتی شدن است.
امارت اسلامی در افغانستان احیا میشود و اینکه آمریکائیها مدعی شدهاند آنها غافلگیر شدهاند خود بخشی از بازی پیچیدهای است که آمریکا و شرکای منطقهایش برای تشکیل امارت اسلامی طالبان طراحی کردهاند.
آمریکا طی بیست سال گذشته حدود یک تلریارد دلار در افغانستان هزینه کرد؛ بیش از ٢٥٠٠کشته و٢٠هزار مجروح داشت.
طالبان کابل را فتح کرد و وارد ارگ ریاست جمهوری شد. طالبان با چراغ سبز آمریکا و حمایت کشورهای همسایه افغانستان را پس گرفت. از نظر من طالبان نسخه دوم اسلام عملی پس از داعش است و این همان چیزی است که آمریکا و همفکرانش خواهان آن هستند. درست از زمانی که تقریباً بحران داعش در شرف تمام شدن بود، آمریکا و همفکرانش بحران دیگری را برای خاورمیانه و خصوصاً کشورهای اسلامی میآفرینند. البته این دیدگاه جدا از این است که آیا طالبان قدرت ادارهی کشورا را دارد یا نه؟ یا آیا تفکرات سران طالبان اصلاح شده است یا نه؟ از نگاه آمریکا و همفکرانش اصلاً اینها مهم نیستند.
بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين وصلى الله وسلم على سيد المرسلين، سيدنا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين، الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنا أن نهتدي لولا أن هدانا الله.
برادران و خواهران گرامی در هر جایی که هستید؛ همهی شما در جریان تحولات اخیر کشور عزیز افغانستان هستید. ما نیز در اتحادیه جهانی علمای مسلمان این تحولات را دنبال میکنیم. اتحادیه مشغول بررسی و اظهار نظر در مسایل افغانستان است و آماده است تا آنچه در توان دارد به افغانستان و رهبران جدید و دولت آیندهی آن تقدیم کند.
طالبان جنبشی نظامی-سیاسی است برآمده از طلبههای قوم پشتون در افغانستان که در سال ١٩٩٤ و پس از نزاع حزبی - قومی متعاقب اخراج اشغالگران روسی در افغانستان سر برآورد و حکومت نوپای مجاهدین به رهبری برهانالدين ربانی را برانداخت و پس از شش سال حکمرانی پر ماجرا و متکی به زور و تحمیل مظاهر اسلامی، در سال ٢٠٠١ توسط آمریکا و همکارانش برچیده شد؛ اما شگفتا در عین ضدیت فرهنگ جهانی و منطقهای با گفتمان طالبانی و دشمنی نظامی در قوارهی آمریکا، موجودیت و اهمیت خود را حفظ کرد
(١)
به افغانستان که میرسم، دیگر دست به قلم نمیرود. واژگان در سکوت میروند و از جزع و فزع خود به افغان مینشینند. کوه غمی که بر دل و جان مستولی گشته، به قول صائب تبریزی پشت فلک را شکسته است. در این سیه روزگاری که هر گوشهای از این خاورمیانه نگون بخت، زخم ناسوری شده، دیگر نای نوشتن و گفتنی نمیماند.
قصه فغان افغانستان سر درازی دارد و شرح آن از حوصله یک نوشته تلگرامی خارج است. این سرزمین با ٦٥٣ هزار کیلومتر مربع به نوعی قلب آسیا و نقطه اتصال جنوب و مرکز آن است که جغرافیایی خشن، ناهموار و محصور در خشکی دارد و همین خود از مولفههای مهم فرهنگ و اجتماع در این سرزمین است.
وقایع اخیر در مناطق کردنشین و بویژه واقعهی دانشگاه کردستان، در ادامهی وقایع نقده و مهاباد، موج وسیعی از نارضایتی را در افکار عمومی جامعهی کردنشین به دنبال داشته است، لذا میطلبد که در تحلیل حوادث اخیر، نکات زیر به صورت دقیق و موشکافانه مورد توجه قرار گیرد.
۱) باید دید که دامن زدن به اختلافات قومی و تشدید رادیکالیسم قومی بهعنوان پروژهای زنجیرهای و هدفمند که این بار نمادها و اماکن فرهنگی و دانشگاهی را نشانه گرفته است، تأمینکنندهی منافع چه کسانی بوده و زمینهساز چه اقداماتی در جامعه خواهد بود؟
بهتراست قبل از ورود به موضوع اصلی، مطالبی درباب مبارزات و ملت سازی دو قرن اخیر، پیش و پس از استقلال افغانستان بیان دارم و پس از آن به موضوع ورود طالبان و آثار و عواقب آن پرداخته شود.
ولایات افغاننشین ایران
در زمان ناصرالدین شاه قاجار، دوست محمدخان، حاکم کابل و قندهار ولایت هرات را از ایران گرفت. در ۱۲۴۹ ه.ق عباس میرزا از سوی فتحعلی شاه قاجار مأمور پس گرفتن هرات از افغانها شد. مرگ عباس میرزا در راه مشهد این کار را ناتمام گذاشت.
انسان گل سرسبد و محصول تکنولوژی آفرینش آفریدگار مقتدری است که با مهارت و کاردانی و ظرافت خاصی طراحی شده و کوچکترین نقصی در آفرینشش وجود ندارد در کارگاهی به نام رحم مادر و بستر امنی بە نام خانواده و زیر نظر دو امانتدار با وفا به نام پدر و مادر پرورده میشود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb