إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • ما و کرونا

    18 اسفند 1398

    ١-ویروس کرونا و دیگر اسباب بيماريها از مقدرات الله متعال‌اند، خواسته‌ی شریعت در چنین حالاتی این است که از طریق لابراتوار‌ها تلاش نماییم تا دوای این امراض را پیدا کنیم، ملتهای عقب‌مانده از این بحران‌ها به خرافات تعبیر نموده و جاهلان را سرگرم می‌کنند، یا اینکه به وعظ و نصیحت اکتفا می‌نمایند، در حالی که باید تقدیر بيماری را به تقدیر معالجه و مداوا دفع نماییم.

    ٢-برای هیچ فقیه و شخصیت فرهنگی شایسته نیست که مقدرات الهی بر بندگان را به محض گمان و تخمین، تقسیم بندی نماید، و برخی را عذاب و برخی را امتحان و برخی را مجازات بداند؛ اما این مسئله به این معنی نیست

  • ۱- بازنگری در نحوه‌ی ارتباطمان با خدا، خود و خانواده؛ 

    ۲- جهت استحکام ارتباط با خدا لازم است از طریق عبادات رابطه‌ی خود با خداوند متعال را به اوج خود برسانیم: مطالعه‌ی قرآن، انجام نماز جماعت به‌موقع در منزل همراه اعضای خانواده، دعا و راز و نیاز با خدا و...

    ۳- با همدیگر فیلمهای آموزنده نگاه کنیم و سپس درسهای گرفته شده از آن را با همدیگر بازگو نمایم: در طول شبانه‌روز بیشتر از یک ساعت و یا نهایتاً ٩٠ دقیقه فیلم نگاه نکنیم.

  • عطر مادر

    24 اسفند 1398

    در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت‌هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن‌ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست.

  • بحران کرونا زمانی در بیمارستان آغاز شد که من بسیار پرانرژی و مصمّم بودم.

    با همکاری و موافقت رییس بیمارستان، ستاد بحران را تشکیل دادیم و بخشی مهمّ از فعّالیّت‌های ستاد بحران را هم به عهده گرفتم.

    گفتم تا کرونا به خود بیاد باید زمینگیرش کنم.

    حدود هشت تا ده روز بی‌وفقه در کنار همکاران و بیماران به‌صورت تمام‌وقت حاضر بودم، البتّه همزمان ارتباط تنگاتنگ با خیّرین منطقه را نیز آغاز و با همکاری و حمایتشان اقدامات مثبتی هم انجام دادیم.

    تقریباً بعد از سپری شدن یک هفته، تب و سرفه کم‌کم میهمان‌ناخوانده‌ی من شدند.

  • تاریخ گسترش اسلام در دیار هند به قرن نخست هجری برمی‌گردد؛ زمانی‌که حجّاج بن یوسف ثقفی لشکری را به فرماندهی برادر جوانش؛ محمّد بن قاسم ثقفی در سال ٩٣هجری به این منطقه گسیل داشت؛ در نهایت و پس از چند بار درگیری موفّق شد هندیها را شکست داده و پادشاه آنان که داهر نام داشت را به قتل برساند و ارتش هند را مغلوب کند.

    منابع تاریخی بیانگر این است که مسلمانان، قبل از حجّاج ثقفی نیز نبردهایی را با هندیها داشته‌اند؛ برای مثال می‌توان به نبرد ملهب بن ابو صفره در سال ٤٤ هجری اشاره نمود

  • دوستی داشتم که خاطره‌ای از پدرش نقل می‌کرد و او هم از پدر بزرگش. می‌گفت دریکی از روستاهای منطقه‌ی کرمانشاه دوقلویی از پشت بهم‌چسبیده بودند. آن دو فقط بهم‌چسبیده بودند و اگر امکانات امروزی وجود می‌داشت شاید در یک مطبّ خصوصی و طیّ عملی سرپایی بسیار راحت و یک روزه از هم جدا می‌شدند. امّا نبود امکانات در آن زمان و باورهای مردم از دیگر سو امکان هر گونه چاره‌جویی را سلب کرده بود.

    دوستمان نقل می‌کرد که گویا آن دو از بسیاری از جهات با هم اختلاف نظر داشتند و دارای سلایق و مزاج متفاوت بودند.

  • آدمى همواره در تنگناها و سختى‌های زندگی، معبود را به یاد می‌آورد، تقصيرات خود را گردن مى‌نهد و حسرت گذشته‌ی از کف‌رفته‌اش را می‌خورد...

    امّا سختى‌ها جملگی یکدست و به یک میزان نیستند؛ به‌ویژه آنگاه كه سختى و مشقّت همه‌گير گشته و گریبانگیر همگان می‌شود و جمله آدمیان، همزمان بدان گرفتار می‌آیند؛ مانند وضعيتى كه اکنون پيش آمده است و همه را به خود مشغول ساخته.

    در چنین شرایطی سخت و دشوار، هر كس به فراخور خود به اعمال و گذشته‌اش می‌اندیشد، حسرت كارهاى نكرده‌اش را مى‌خورد؛ يا نادم و پشيمان از کرده خویش می‌گردد...

  • اشاره: متن زیر برگردان فارسی فایل صوتی دکتر «جزا راهکان» است که به زبان کردی(هورامی) ایراد شده است. دکتر راهکان متخصّص اعصاب و روان از شهرستان پاوه یکی از فعّالان مدنی این دیار است که علاوه بر کار طبابت در زمینه‌های قرآن‌پژوهی و اندیشه‌ورزی نیز فعّالیّت‌های چشم‌گیری دارد. این قایل بنا به درخواست ستاد مردمی مبارزه با کرونا در شهرستان پاوه توسط ایشان تهیه شده است. امید که مفید واقع گردد.

    زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

    در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

  • سالِ نو حالِ نو!

    03 فروردین 1399

    سال رفت و دی گذشت، به برخی شادمانی نقش بست و به دیگری غبار پریشانی نشست؛ آن یکی از تلاش بسیار و این یکی از خواب بی‌شمار. کم نبودند آنانی که غمی غمناک و شبی نمناک داشتند، چه بسا روز اندر روز تخم نا امیدی کاشتند و از خرمن سال پار، چنگی هم بر نداشتند.

    اکنون نمی‌خواهم از سردی زمستان و زردی خزان بگویم چرا که بزم گلستان، شور بلبلان و شعور شاعران به من اجازه نمی‌دهند تا چشم فرو بگیرم و از بهار نگویم و بر سایه‌ی سیاه سرکش زمستان خیره شوم و از گلایه‌ها و شکایتها دم زنم.

  • این روزها که کووید19 شیوع پیدا کرده است؛ برای قطع کردن زنجیره انتشار آن بهترین راه قرنطینه خانگی است.