إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • برخی تحقیقات نشان می‌دهند که ملاحظات غذایی ممکن است به محافظت از بدن در برابر زوال عقل و حتی جلوگیری از بیماری‌های زایل کننده مغز کمک کنند.

  • رفیق مهربان

     

    خدارا می پرستیم

                             خدا چون مهربان است

    بزرگ وپاک وزیباست

                              نگهبان جهان است

    خداوند بزرگِ

  • در علم روانشناسی، انسان‌ها را به سه طيف سمعی، بصری و احساسی تقسيم بندی می‌كنند و معمولاً اين حالات و ويژگیها در افراد مختلف بوده و در همه‌ی انسان‌ها به صورت نسبی وجود دارد، با اين تفاوت كه يكی از اين حالات غالب بوده و از قدرت بيشتری برخوردار است. در اين مجال نمی‌خواهم به اين موضوع بپردازم چون در حيطه‌ی تخصّص اينجانب قرار ندارد. امّا با توجّه به شرايطی كه در كشور ما به وجود آمده است و گزارشات ضدّ و نقيضی كه در شبكه‌های اجتماعی و رسانه‌های مختلف مخابره می‌شود، واكنش‌های متفاوتی را در آحاد جامعه به دنبال داشته است. 

  • انجام هر کاری مستلزم داشتن حدّاقلی از دانش و توانایی برای انجام آن و نیز به تناسب این دو عمل کردن است. پزشکی و طبابت نیز از این قاعده مستثنی نیست. خوشبختانه بسیارند کسانی که در راستای تقلیل مرارت و درد انسان‌ها و انجام وظیفه‌ی حرفه‌ای و اخلاقی خود از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند. تلاش‌های شبانه‌روزی و شفقت‌ورزیهای مجموعه‌ی پزشکی کشور در مواجهه و مبارزه‌ی با بیماری‌ کرونا که اخیراً در کشورمان شایع شده است، بر کسی پوشیده نیست. قطعاً وجدان‌های منصف و ذهنیّت‌های مثبت‌اندیش چنین تلاش‌ها و فداکاریهای این قشر خدوم را به‌عنوان سندی ماندگار در حافظه‌ی تاریخی خود ثبت خواهند نمود.

  • روزها و شب‌هایی طولانی در حال گذر بود و زندگی با سرعت خود در جریان. دهکده‌ی جهان، طعم رنج و مرارت و سختی‌های آدم‌های دورتر از خودت را زودتر از نزدیکانت به تو می‌رساند و پریشان‌احوالی و درماندگی خود را هر روز احساس می‌کردی که نمی‌توانی برای همنوعانت عملی شایسته و درخور انجام دهی. 

    نزدیکان ناراضی، هر روز از یک چیز شکایت داشتند؛ یکی از جامعه و ظلم، یکی از کم‌کاری و ناتوانی یکی از مهمانداری، یکی از بچه‌داری، یکی از بچه نداری، یکی از کار زیاد یکی از بیکاری، یکی از کم‌خوابی یکی از پر خوابی، یکی از تأهّل، یکی از تجرّد، یکی از پیری و تنهایی، یکی از جوانی و بی‌پولی، یکی از... و هزاران ناگفته‌ی دیگر... 

  • نامش منصور است و از اهالی تالش!

    سابقه‌ی آشنایی‌مان بر می‌گردد به سال گذشته!

    یكی از عزیزانم، همسرش، سفر ابدی اختیار كرده بود و با دو نفر از دوستانم قصد شركت در مجلس ترحیم و همدلی‌اش كردیم..

    بعد از طی بیش از هزار كیلومتر و كلّی مصیبت بین راهی، حول و حوش ساعت ٤صبح به تالش رسیدیم! وی در این فاصله، آرام و قرار نداشت و مرتّب پیگیر حضورمان بود تا اینكه در دل شب، در منزل به روی مان گشود و با مهر بسیار خود و خانواده‌اش بالأخص مهربان زاده آقای دكتر، تا ابد، مدیونمان كرد...

  • ما و کرونا

    18 اسفند 1398

    ١-ویروس کرونا و دیگر اسباب بيماريها از مقدرات الله متعال‌اند، خواسته‌ی شریعت در چنین حالاتی این است که از طریق لابراتوار‌ها تلاش نماییم تا دوای این امراض را پیدا کنیم، ملتهای عقب‌مانده از این بحران‌ها به خرافات تعبیر نموده و جاهلان را سرگرم می‌کنند، یا اینکه به وعظ و نصیحت اکتفا می‌نمایند، در حالی که باید تقدیر بيماری را به تقدیر معالجه و مداوا دفع نماییم.

    ٢-برای هیچ فقیه و شخصیت فرهنگی شایسته نیست که مقدرات الهی بر بندگان را به محض گمان و تخمین، تقسیم بندی نماید، و برخی را عذاب و برخی را امتحان و برخی را مجازات بداند؛ اما این مسئله به این معنی نیست

  • ۱- بازنگری در نحوه‌ی ارتباطمان با خدا، خود و خانواده؛ 

    ۲- جهت استحکام ارتباط با خدا لازم است از طریق عبادات رابطه‌ی خود با خداوند متعال را به اوج خود برسانیم: مطالعه‌ی قرآن، انجام نماز جماعت به‌موقع در منزل همراه اعضای خانواده، دعا و راز و نیاز با خدا و...

    ۳- با همدیگر فیلمهای آموزنده نگاه کنیم و سپس درسهای گرفته شده از آن را با همدیگر بازگو نمایم: در طول شبانه‌روز بیشتر از یک ساعت و یا نهایتاً ٩٠ دقیقه فیلم نگاه نکنیم.

  • عطر مادر

    24 اسفند 1398

    در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت‌هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن‌ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست.

  • بحران کرونا زمانی در بیمارستان آغاز شد که من بسیار پرانرژی و مصمّم بودم.

    با همکاری و موافقت رییس بیمارستان، ستاد بحران را تشکیل دادیم و بخشی مهمّ از فعّالیّت‌های ستاد بحران را هم به عهده گرفتم.

    گفتم تا کرونا به خود بیاد باید زمینگیرش کنم.

    حدود هشت تا ده روز بی‌وفقه در کنار همکاران و بیماران به‌صورت تمام‌وقت حاضر بودم، البتّه همزمان ارتباط تنگاتنگ با خیّرین منطقه را نیز آغاز و با همکاری و حمایتشان اقدامات مثبتی هم انجام دادیم.

    تقریباً بعد از سپری شدن یک هفته، تب و سرفه کم‌کم میهمان‌ناخوانده‌ی من شدند.