إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • چنان گمان می‌کردیم اوباما از رؤسای جمهور قبل از خودش عاقل‌تر باشد و خون اسلامی – افریقایی جاری در بدن وی مانع از دشمنی با ما می‌شود و اجازه می‌دهد که آزادی در سرزمین‌های ما آزاد شود! چرا که او فردی به ظاهر ملتزم به اصول و مبادی و متمایز از بوش نشان می‌داد. اما متأسفانه ظن خوش بینانه‌ی ما حقیقت پیدا نکرد و او هم به راه و روش رؤسای پیش از خود بازگشت که آن؛ پیشگیری از پیروزی و به شکست کشاندن موفقیت‌ها و دستاوردهای ملت‌ها با طراحی و اجرای کودتا بر علیه مردان آزاده می‌باشد. 

  • پس از شصت سال بالاخره سازمان سیا آمریکا اسنادی را درباره‌ی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق منتشر نمود که نشان می‌داد دولت آمریکا در این کودتا نقش بارز داشته است. کودتایی با برنامه‌ریزی دقیق قبلی: بسیج عده‌ای از مردم برای تظاهرات، هماهنگ نمودن روزنامه‌ها علیه دولت برآمده از مجلس، ورود تانکهای ارتش، پشتیبانی دولتهای خارجی، اعلام نخست وزیری جدید، بازداشت نخست وزیر برکنار شده و یارانش و سرکوب مخالفان توسط ارتش، پلیس و لباس شخصی‌های همراه پلیس. 

  • دکتر داود فیرحی می‌گوید: زنجیره‌ای احساسی ایجاد شده ناشی از کشتار گسترده سبب شده تا کنترل بحران از دست اخوان المسلمین خارج شود. 

    -یک هفته‌ای است که مصر در کانون توجهات جهانی است. نبض جهان عرب روزهای دود و خون و آتش را تجربه می‌کند و در کنار هجمه‌ی گسترده‌ی اخبار، پرسشی که این روز‌ها بسیاری از کار‌شناسان و سیاستمداران تلاش می‌کنند پاسخی برای آن بیابند اینست که کدام دارو تب مصر را پائین می‌آورد؟ 

  • پس از برچیده شدن اعتصامات رابعه عدویه و النهضه مصر سناریوی جدیدی از سوی اختاپوس رسانه‌ای غرب شکل گرفته و در دست اجراست آن هم ارهابی خواندن جماعت‌های اسلامی به خصوص جماعت اخوان المسلمین است به گونه‌ای که در این زمینه با حاکمیت کودتا در مصر و رسانه‌های آن همنوا شده و بر طبل تروریست خواندن احزاب اسلامی می‌کوبند.

  • کودتاگران در توجیه کودتای اخیر مصر ادعا می‌کنند که اگر کودتا نمی‌کردیم جنگ داخلی در کشور اتفاق می‌افتاد؛ اما بعد از گذشت چند روز، کودتاچیان جنگ داخلی غیره منتظره و بسیار بد‌تر از نژادپرستی و بسیار زشت‌تر از فاجعه‌های دهه‌ی پنجاه در آمریکا راه انداختند. 

    کودتاگران می‌پندارند که صرفاً به منظور جلوگیری از خونریزی و حمایت از جان ملت اولین رییس جمهور منتخب در تاریخ مصر را برکنار نموده‌اند، حال اینکه تعداد کسانی که ظرف چند روز پس از کودتا کشته شده‌اند

  • اگر نگاهی به ظهور اخوان المسلمون بیندازیم معلوم می‌شود که کاری که السیسی و حامیانش (آمریکا، پادشاه سعودی و...) می‌خواهند بر سر این جماعت بیاورند آب درهاون کوبیدن است و بس. 
    تأسیس جماعت اخوان المسلمین
    در ۲۳ مارس ۱۹۲۸م. / ۴ فروردین ۱۳۰۷، هفت نفر در شهر اسماعیلیه مصر گرد هم آمدند که عبارت بودند از: امام شهید حسن البنا، حافظ عبدالحمید، احمد الحصری، فؤاد ابراهیم، عبدالرحمن حسب‌الله، اسماعیل عزو زکی المغربی. شش شخصیت اخیر از کسانی بودند که از موعظه‌ها و درس‌گفتارهای امام حسن البنا متأثر شده بودند.

  • در این جمله تأمل کردم: الله در کجای دل‌های ماست؟ ایستادم و در معنای آن اندیشیدم؛ سؤالات زیادی به ذهنم رسید: آیا ما به قدر کافی الله را تعظیم می‌کنیم؟ عظمت او در دل‌های ما چقدر است؟ حضرت علی (رض) در وصف صالحان می‌فرماید: عظمت خالق در دل‌هایشان زیاد و ماسوای از او در نظرشان کوچک است. دوستان من بیایید در این تعظیم فکر کنیم که عظمت پروردگار آنان را از عظمت ماسوای آن دور کرده است.

  • اگر انسان گوش به رسانه‌ها بسپارد به خاطر اخبار ناگواری که می‌شنود و باعث ناامیدی بندگان خدا می‌شود، دوست دارد زندگی را بدرود گوید. عجیب است که اصحاب رسانه از دیگران می‌خواهند برای افراد داغ‌دیده و کسانی که زیر شکنجه هستند پیام‌های تسلی‌بخش بفرستند در حالی که خود بیش از دیگران به این پیام‌ها نیازمندند.

  • حوادث روزهای اخیر مصر روند تاریکی را برای این کشور و حتی جهان اسلام ترسیم می‌کند چون این کشور شاهد کشته شدن و مجروح شدن فرزندان خود به دست نظامیان این کشور است. مصری‌ها کشور خود را مادر دنیا می‌دانند زیرا آن‌ها معتقدند که اولین مظاهر تمدن در دنیا در این سرزمین شکل گرفته است. اما امروزه آتش و خون ارمغان کشوری است که همواره الهام بخش فکر و اندیشه برای جهان عرب و جهان اسلام بوده است.

  • «... بزرگ‌ترین دلمشغولی و دغدغه‌ی فکری هر انساندوست ژرفنگری همین علت‌جویی درد‌ها و رنج‌های آدمیانی‌است که می‌ایند، درد می‌کشند و رنج می‌برند و می‌روند.» [۱] 
    در این نوشته سعی کرده‌ام با تکیه بر گفته‌های عقلا و ادبا، نگاهی به مقوله‌ی «غم» داشته باشم که آدمی بتواند از آن بمثابه‌ی نردبانی برای صعود بر بام معنا استفاده کند و مقدمه‌ی طرب و شادی خویش را فراهم کند و حکمت درد را چنان حکمت لذت بپندارد.