در چنین روزی و در ٢٩ آگوست سال ۱۹۶۶ زمانی که سید قطب را پای چوبهی دار میبردند و در روزی که وی به مقام رفیع شهادت نائل شد. از وی خواستند از کارها و اعمال خود عذرخواهی کند و طلب بخشش نماید. (همانگونه که هماکنون از اعضای اخوان المسلمین در زندانهای عبدالفتاح سیسی، وزیر دفاع جنایتکار مصر همچین درخواستی میشود.)
زشتی خاتمه دادن به تحصن با گرسنه نگه داشتن تحصن کنندگان از فیصله دادن آن با یورش مسلحانه کمتر نیست. توسل به هر یک از دو روش مذکور فاقد ریشهی اخلاقی و سیاسی است. تحصن حقی است که قوانین و معاهدات حقوق بشر آن را مجاز دانسته است. بنا بر این شایسته نیست به تحصن کنندگان به عنوان دشمنان دولت و جامعه نگاه کرد
سخنی در باب ریزگردها، خطاب به رئیس جمهور منتخب
شاید سالهای نه چندان دور کمتر کسی فکر میکرد که امروز کارمان به جایی برسد که با وجود کوهی از مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، بیش از هر چیز دستمان را بر آسمان بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که بادی از بیابانهای عراق و عربستان عبور نکند و مهمان ناخواندهی سالهای اخیر را مجدداً رهسپار سرزمینمان نکند و سایهی تاریکش را بر آسمان آبی شهرهایمان نگستراند. براستی که این مهمان ناخوانده بلایی به سرمان آورده
دو هفتهنامهی «ئامانج» مقالهای با عنوان تحریر قاعده یا استثنا؟ از آقای خالد توکلی در ۱۵ تیرماه ۱۳۹۲ منتشر نمود که توضیحات زیر در نقد آن جهت تنویر افکار عمومی لازم است. نویسندهی محترم به جای اینکه از مقام یک تحلیلگر سیاسی یا اجتماعی به اتفاقات مصر پرداخته باشد بیشتر از مقام یک خبرنگار که اخبار را از رسانههای غیرمستقل دنبال نموده به قضایا توجه نموده و واقعیات خبری را با اتهاماتی به دور از تحلیل منصفانه خلط نموده است.
در جریان کودتای نظامی ارتش بر حکومت مشروع و قانونی دکتر محمد مرسی در مصر، طیفها و گروههای موجود در جامعهی مصر (از گروههای اسلامی گرفته تا گروههای سکولار و غیر اسلامی) به شناساندن ماهیت و چهرهی واقعی خود بیشتر نزدیکتر میشوند و به ادای مسؤولیت و مأموریتی که بر دوششان گذاشتهاند، اقدام مینمایند. بالاخره کار کودتاگران در مصر به وقوع پیوست و همین کارشان باعث تقسیم مردم مصر به سه دسته شد.
گفته شده روزی گاندی به سرعت میدوید تا خود را به قطار برساند که شروع به حرکت کرد... در حین سوارشدن گاندی به قطار، یکی از کفشهایش افتاد، کاری نکرد جز اینکه جفت دیگر کفش را در آورد و آن را سریع نزدیک لنگه اول پرتاب کرد.
سلام دوستان عزیزم، خوبید؟ تابستان خوش می گذره، چی کار کردین؟ کجا ها رفتین؟
چیزی به باز شدن مدارس نمونده کارهای مدرستون رو انجام دادین ؟
دیروز مامانم من و صدا کرد و گفت: مهیار جان بیا ببینم برای سال جدید چه چیزهایی لازم داری؟ من یکم فکرکردم گفتم همه چیز مامان.
کلی دفتر و مداد و پاک کن و خودکار و مداد رنگی و کلا همه چیز می خوام دیگه مامان.
مادرانگی مان هم متفاوت شد با یک دنیا تفاوت با آنچه نسل قبل و نسل قبل ترمان تجربه کرده بودند. حتی وقتی مشق مادرانگی را از این وبلاگ و آن وبلاگ جستجو می کنیم.
گسترش قتلهای ناموسی در سالهای اخیر به دفعات از سوی فعالان زن و حتا در مواردی از سوی مسئولان قضایی و انتظامی گوشزد شده و در رسانهها نیز بیش از پیش پوشش خبری داشته است. همچنان که پژوهشها نشان میدهند به خاطر دشواری دسترسی به خانوادههایی که چنین قتلهایی در آنها اتفاق افتاده و همچنین عدم گزارش این قتلها از سوی خانوادهها، آمار دقیقی در خصوص قتلهای ناموسی وجود ندارد اما هشدار و انتقادهای فعالان حوزهی زنان، رسانهها و گزارشهای مردمی، از فراوانی و شیوع خشونتهایی از این دست، و قتلهای مرتبط با آن در مناطقی از کشور حکایت دارد. کردستان و شهر مرزی «مریوان» از جملهی این مناطق است.
پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران در آخرین فیلم خود «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» داستان دختری را روایت میکند که در دوران کودکی مورد تجاوز مردیکه بیمار روانی است قرار میگیرد اما هرگز این اتفاق را برای پدر و مادرش بیان نمیکند و این خاطره دردناک تا سالها با وی همراه است تا زمانی که قصد ازدواج دارد. روزی که میخواهد ازدواج کند با کودکی مواجه میشود که مرد دیگری قصد تعرض به وی را دارد. دختر در مقام دفاع از کودک بر میآید و در این راه مرد متجاوز را به قتل میرساند.
خبرگزاری ایلنا، با پوران درخشنده درباره دلایل ساخت این فیلم و نگاهش به جامعه گفتگو کردهاست:
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb