باید حقیقت را گفت حتی اگر تلخ باشد؛ مبارزه برای فلسطین با وجود فداکاریها هنوز نتوانسته جلوی نسلکشی را بگیرد، اما این بدان معنا نیست که تلاشها بیثمرند. تظاهرات، اعتراضات هنرمندان و به رسمیت شناختن کشور فلسطین، نشانههای یک جنبش وجدانی و جهانیاند که آگاهی و فشار بر اسرائیل و حامیانش را افزایش دادهاند. گرچه اشغال ادامه دارد، اما شکستهای دیپلماتیک اسرائیل و آمریکا، تغییر نگرش جهانی و رشد نفرت از اسرائیل نوید آن را میدهد که این مبارزه طولانی، روزی به آزادی قدس و پیروزی عدالت خواهد انجامید.
در دومین سال تداوم تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه، نویسنده با تأکید بر ماهیت نسلکشی و حمایت مستقیم و غیرمستقیم قدرتهای غربی و برخی دولتهای عربی، فاجعه انسانی جاری در غزه را یادآور میشود. او با اشاره به آمار دهشتناک شهدا، زخمیها و مفقودان ــ که بیشترشان زنان و کودکاناند ــ و استفاده دشمن از گرسنگی بهعنوان سلاحی غیرانسانی، هشدار میدهد که تکرار و استمرار این فجایع نباید موجب عادیسازی ظلم و کاهش حساسیت اخلاقی و انسانی ما شود. نویسنده بر مسئولیت انسانها و مسلمانان در برابر این جنایتها تأکید کرده و راههای واکنش مؤثر را روشنگری درباره مسئله فلسطین، کمکهای انساندوستانه، اقامه نماز غایب برای شهدا و دعا برای پایداری و پیروزی مردم فلسطین میداند. متن با دعاهایی برای شناخت حق، دوری از باطل و رهایی مظلومان از شر ظالمان پایان مییابد.
دیشب حماس پاسخی حسابشده و با ادبیاتی روانشناسانه به طرح آتشبس ترامپ ارائه داد که با استقبال فوری رئیسجمهور آمریکا مواجه شد. ترامپ در واکنش، خواستار توقف بمباران غزه برای آزادی گروگانها شد و این اقدام او سکوت معنادار اسرائیل و نتانیاهو را در پی داشت. بیانیه حماس با قدردانی از تلاشهای ترامپ آغاز شده و ضمن پذیرش بخشهایی از طرح (توقف جنگ، آزادی گروگانها، عقبنشینی کامل اسرائیل)، درباره بخشهای دیگر اصلاح و اجماع ملی فلسطینی را شرط کرده است. این پاسخ همسو با مواضع همیشگی حماس است اما با زبانی متفاوت و متناسب با شخصیت ترامپ ارائه شده تا رضایت او را جلب کند. استقبال ترامپ از آن، فشار جدی بر نتانیاهو وارد میسازد و همزمان تردیدهایی درباره نیت واقعی آمریکا و اسرائیل باقی گذاشته است؛ اینکه این روند مقدمه صلحی پایدار خواهد بود یا صرفاً ابزاری برای آزادی گروگانها. در شرایطی که ترامپ به دنبال دستاوردی بزرگ در عرصه بینالمللی و احتمالا جایزه صلح نوبل است، پاسخ حماس میتواند روزنهای برای پایان جنگ غزه باشد، هرچند همهچیز منوط به واکنش اسرائیل، تضمینهای میانجیگران و روند مذاکرات پیشرو است. همچنین تماسهای اخیر ترامپ با اردوغان و امیر قطر در شکلگیری این فضای جدید بیتأثیر نبوده است.
چکیده: طرح صلح عقیم ترامپ، که به عنوان "معامله قرن" شناخته میشود، تلاشهایی برای حل و فصل منازعه اسرائیل و فلسطین بود. این طرح به دلیل عدم توجه به حقوق و خواستههای فلسطینیها و همچنین حمایت یکجانبه از اسرائیل، با انتقادات زیادی مواجه شد. در حالی که هدف این طرح پایان دادن به جنگ و تنشهای طولانیمدت در منطقه بود، اما به جای ایجاد آرامش، به تشدید اختلافات و نارضایتیها منجر شد. نتیجه نهایی این طرح، پایان نامشخص جنگ و ادامه بحران انسانی در فلسطین و اسرائیل است.
در پایان سپتامبر ۲۰۲۵ رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، پیشنهادی ۲۰ بندی برای آتشبس و «نظمبخشی» غزه را در کاخ سفید ارائه کرد که با پذیرش مشروط بنیامین نتانیاهو همراه شد. این طرح بدون حضور نمایندگان رسمی فلسطینی تدوین شد و از همان آغاز با ابهامات جدی در سازوکار اجرایی و ضمانتهای حقوقی مواجه گردید.
با وجود فرودستی سیاسی و عقبماندگی علمی جهان اسلام، نفی نقش و کارآمدی دین اسلام در انسانسازی و توسعهی عادلانه، سادهسازی و بیانصافی است. اسلام، آموزگار کرامت انسان، عدالت، آزادی، پاکی و عمران است و ناسازگاریاش نه با علم و شادی و همزیستی، بلکه با ستم، جهل، فقر و فریبکاری است. پس کاستیهای امروز را باید بیشتر ناشی از عملکرد مدعیان دانست تا محتوای دین.
این نوشتار عوامل استحکام خانواده را از دو منظر بررسی میکند: اسلام: خانواده بر ایمان، محبت، حسن معاشرت، رعایت حقوق، صبر، مشورت، تربیت دینی و عفت استوار است. سیره پیامبر ﷺ و صحابه نمونههای عملی این اصولاند. روانشناسی: در مکتبهای قدیم بر نقشهای ثابت، اقتدار و سلامت والدین تأکید میشد، اما روانشناسی جدید بر ارتباط مؤثر، انعطافپذیری، دلبستگی ایمن، حل تعارض و معنویت. نتیجه: پیوند آموزههای دینی (چارچوب ارزشی) و روانشناسی (ابزارهای علمی) میتواند خانوادهای پایدار و سالم بسازد.
قرآن با ایجاد «پلیس درونی» و توجه دائم به سرای آخرت، انسان را از دلبستگیهای دنیا و خواستهای نفسانی پاک میسازد. پیامبران نمونه این خلوصاند که یاد دائمی آخرت، رفتار و تصمیمهایشان را هدایت میکرد و آنان را برگزیده خدا ساخت. تربیت اینگونه انسانها به مربیان و دعوتگران الهام میدهد تا نسلی شایسته، پیراسته و متوجه آخرت پرورش دهند.
این نوشتار با تکیه بر آموزههای قرآن، مبانی حکومتداری اسلامی را بررسی میکند. قرآن اصولی بنیادین برای اداره جامعه ارائه میدهد که نخستینبار در دولت مدینه به اجرا درآمد و الگویی ماندگار برای حکمرانی مسلمانان شد. مهمترین این اصول عبارتاند از: عدالت و احسان بهعنوان سنگ بنای جامعه عادل و متعالی، تضمین امنیت چندبعدی (اجتماعی، اقتصادی، غذایی و زیستمحیطی) بهعنوان بستر شکوفایی و توسعه، و اصل شورا بهعنوان سازوکار مشارکت جمعی در تصمیمگیریها. این سه رکن در کنار هم، چارچوبی جامع و مترقی برای حکمرانی ارائه میدهند که هدف آن ایجاد جامعهای صالح، پایدار و شکوفا بر پایه کرامت انسانی و ارزشهای اخلاقی است.
وحید سهرابیفر: نظریههای الهیاتی -مانند سائر نظریات- به منظور معنادار ساختن پدیدهها به کار میروند. مدعای نوشته حاضر این است که الهیات سنتی در جهان پساغزه، معنابخشی خود را به میزان قابل توجهی از دست داده است و مومنان نیازمند الهیات جدیدی هستند.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل