شاعر بزرگ، محمد اقبال لاهوری گوید: تلاش داشتم روزانه بعد از نماز صبح قرآن بخوانم، پدرم -هر روز که مرا میدید- از من میپرسید: چه کار میکنی؟!
قرائت قرآن ثمرات بیشماری دارد و احادیث نبوی و آثاری به جا مانده از صحابه و تابعین بر این مهم دلالت میکند.
برخی از ثمرات قرائت قرآن عبارتند از:
قاری قرآن همنشین بزرگان و از بهترین مردمان است و درجهای بالاتر از همگان دارد.
قاری از هر حرف قرآن حسنهای میبرد و حسنه تا ده برابر زیاد میشود.
قاری در سایهی رحمت خداوند است؛ ملائکه به گردش حلقه میزنند و آرامش الهی بر او فرود میآید.
خداوند قلب قاری قرآن را منور و او را از تاریکیهای روز قیامت محافظت میکند و سختیها را از او دور میسازد.
اصل اول: انحصار سعادت و خوشبختی در دست خداوند، این اصل از آیه نخست سور مبارکه شرح ( ٲلم نشرح ) استنباط میگردد، پس تنها خدای سبحان است که زمینه انشراح و گشادگی را فراهم میسازد زیرا سعادت نیز همچون سایر معانی ( مرگ، حیات و... ) آفریدهای از آفریدههای اوست، یعنی این آفریدە خویش را در درون هر که بخواهدـ
در بسیاری از کشورها مشکل حرکت اسلامی این است که گسترهی دعوت فراتر از قدرت جذب رهبری برای آن بوده است؛ البته این مسأله چندان مهم نیست چون دعوتها در آغاز و در مرحلهی گسترش با چنین سرنوشتی روبرو میشوند.
هر سال با آغاز ماه ربیع الاول سخن از برگزاری جشن میلاد رسول گرامی اسلام در محافل مطرح میشود. گروهی که این جشنها را برگزار میکنند از سوی مخالفان (تحریم کنندگان مراسم میلاد) به بدعتگذاری متّهم میشوند و گروه نخست (قائلان به جواز مولودی) تحریمکنندگان را به سختگیری و افراط متّهم میکنند. جای شگفتی است که هر سال همین فتاوا مطرح میشود و هر یک از دو طرف نوک قلمهایشان را تیز میکنند
کلمهی قدر که در توصیف این شب آمده است به معنی مقام و شرف و برکت است؛ به همین خاطر خدای متعال میفرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (الدخان:٣-٦).
[كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم. در آن [شب] هر [گونه] كارى [به نحوى] استوار فيصله مىيابد. [اين] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مىگيرد]. ما فرستنده [پيامبران] بوديم. [و اين] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست.
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الفَجْرِ» (القدر:١-٥).
خداوند متعال، معجزهی جاودان خود، قرآن را به نامها و اوصاف متعددی خوانده است که هیچ یک از آنها مرادف دیگری نیست؛ بلکه هر یک جلوهای از این کتاب را به نمایش میگذارد. هر نام یا وصفی از قرآن در حقیقت، گواه و دلیلی بر کمال و جمالی از این کتاب آسمانی است و نشان از مرتبهای از مراتب بیشمار آن دارد. بازشناسی وجه تسمیهی این نامها و اوصاف قرآن کریم میتواند گوشهای از ظرفیت گنجینهی بیپایان آن را آشکار کند و اهداف هدایتی و تربیتی تعالیمش را نمایان سازد و به تَبَع، بر میزان شناخت
یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی بهحساب میآید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛
با مجموعهای از سفارشهای گرانبهای امام بنا روبهرو هستیم که به خاطر داشتن رنگ الهی، واقعگرایی و سازگاری با روح انسان و جامع بودن در زمینههای مختلف، شایستهی درنگ و تأمّل است. این وصایا در قالب درخواستهایی دلسوزانه از جانب یک دعوتگر صادق و مربی مجرّب و فقیهی آگاه مطرح شده است. امید که پروردگار، ما را از آن بهرهمند گردانده و در ترازوی حسنات ایشان قرار دهد .
این متنِ وصایای روشنگر امام شهید حسن البنا (رح) است، که با این عنوان منتشر گردیده است:
«من وصايا المُرشد العام» از سفارشات مرشد عام:
•برادرم! بدون هدف زندگی نکن، زیرا خداوند شما را پوچ و باطل نیافریده و بیهوده در این کرهی خاکی رها نکرده است.
•برادرم! بگذار خداوند بالاترین و مهمترین آرمان و هدفت باشد. این سخن خداوند متعال را بشنو که میفرماید: «ففِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» (50 الذاریات) به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیمدهندهای آشکارم
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb