إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • این نوشته ادای احترامی است به حاج حمید محمودپور، آموزگاری که رسالت معلمی را فراتر از انتقال دانش می‌دانست و با دانش، اخلاق، متانت و سلوک انسانی، نسل‌هایی از شاگردان را پرورش داد. نویسنده با بازخوانی خاطرات سال‌های تدریس او در سردشت، از شیوه‌ی اثرگذار وی در آموزش زبان عربی، کلاس‌های رایگان تابستانی و نقش پدرانه و تربیتی‌اش یاد می‌کند و تأکید دارد که بخش مهمی از مسیر زندگی و شخصیت او، وامدار تأثیر عمیق این استاد است. این یادداشت در نهایت، از مقام معلمانی تجلیل می‌کند که بی‌هیاهو عمر خود را وقف ساختن انسان‌ها می‌کنند و آثار نیکشان در زندگی شاگردانشان تداوم می‌یابد.

    نویسنده:
    عثمان عباسی - پژوهشگر مدیریت رسانه و ارتباطات
  • این مقاله با رویکردی انتقادی می‌کوشد شیوهٔ فهم غرب را از الگوی تقلید و تأثیرپذیری به سطح «مطالعهٔ موردی» و ارزیابی تاریخی و عملی ارتقا دهد. نویسنده بر سه ویژگی اساسی در تجربهٔ غرب تأکید می‌کند: نخست، گسست از ارزش‌های دینی و اخلاقی و جایگزینی معیارمندی الهی با معیارمندی انسانی که به زعم او زمینه‌ساز فردگرایی و فروپاشی اخلاقی شده است؛ دوم، ارادهٔ معطوف به قدرت که در استعمار، اشغال، بهره‌کشی و انقیاد ملت‌ها و گروه‌های دیگر تجلی یافته و حتی در ساختار معرفتی غرب نیز بازتاب داشته است؛ و سوم، تضعیف و نابودی ویژگی‌های خاص فرهنگی از طریق استعمار، دگرگونی نهادهای دینی و فرهنگی و نفوذ در ساختارهای آموزشی و اجتماعی جوامع تحت سلطه. بر این اساس، نویسنده معتقد است غرب نباید صرفاً به‌عنوان الگویی معرفتی و تمدنی مطالعه یا تقلید شود، بلکه باید به‌مثابه تجربه‌ای تاریخی و تمدنی، با بررسی هم‌زمان دستاوردها، سازوکارهای قدرت و پیامدهای اخلاقی و فرهنگی آن، مورد فهم و ارزیابی قرار گیرد.

    نویسنده:
    عبدالرزاق بلعقروز
  • پژوهش حاضر با تحلیل تفسیری دیدگاه‌های مفسرانی چون ابن‌عاشور، علامه السعدی و سید قطب، نشان می‌دهد که «رحمت» نه یک ویژگی فرعی، بلکه شالوده و قانون نخستینِ هستی، برنامه‌ای بلندمدت برای تدبیر جهان و دستوری راهبردی برای مدیریت بحران‌های فردی و اجتماعی است. در این چارچوب، رحمت الهی از سویی در قالب «رحمت عام» تمام موجودات را فرامی‌گیرد و از سوی دیگر با «رحمت خاص»، پاسخی پایدار به خودسازی، انضباط اخلاقی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی (زکات) و احسان ارائه می‌دهد؛ پیامدی که با زدودن یأس و بازسازی امنیت روانی، مدل رفتاری رهبری جامعه را از «پلیس و متهم» به «مربی و شاگرد» ارتقا داده و سرمایه‌ای برای بازسازی روان‌های آسیب‌دیده و انسجام پیوندهای انسانی فراهم می‌سازد.

    نویسنده:
    محمود کریمی
  • این مقاله با نگاهی شرعی و مقاصدی، مفهوم «ابتلا» را از «عقوبت» و «مصیبت» تفکیک می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که ایمان به قضا و قدر نباید بهانه‌ای برای سلب مسئولیت انسان یا توجیه ظلم و فجایع بشری باشد. نویسنده با تکیه بر قرآن و سنت، ابتلا را بخشی از ساختار زندگی و زمینه‌ای برای تحقق عبودیت، تزکیه، صبر، خودآگاهی، بازنگری در خطاها، شناخت سنن الهی، تقویت همبستگی و اصلاح فرد و جامعه می‌داند. همچنین بر ضرورت تفکیک مسئولیت فردی و اجتماعی و پرهیز از نسبت دادن قطعی هر مصیبت به عقوبت الهی تأکید می‌شود؛ زیرا حکمت کامل تقدیر الهی در بسیاری از حوادث برای انسان آشکار نیست. از این منظر، نگاه درست به محنت، نه تقدیس درد و نه تسلیم در برابر ظلم، بلکه پیوند میان ایمان به حکمت الهی، شناخت اسباب، مسئولیت‌پذیری و عدالت است.

    نویسنده:
    وصفی عاشور ابوزید
  • این مقاله «سکینه» را در قرآن کریم، نه به‌معنای انفعال و کناره‌گیری، بلکه به‌عنوان عطایی الهی برای استواری قلب، افزایش یقین، مهار هیجان و تدبیر درست در شرایط دشوار بررسی می‌کند. نویسنده با بازخوانی شش مورد کاربرد «سکینه» در قرآن، جلوه‌های گوناگون آن را در یقین، توکل، پایداری، صدق، فرمان‌پذیری و خویشتن‌داری نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که سکینه در دل فرد آغاز می‌شود، اما آثار آن به خانواده، جامعه و ملت گسترش می‌یابد. بر این اساس، سکینه تنها آرامش روانی نیست، بلکه نیرویی ایمانی و اخلاقی است که انسان را در برابر ترس، شکست، تعصب و فتنه‌انگیزی متعادل نگه می‌دارد و زمینه‌ساز تصمیم‌گیری خردمندانه، انسجام اجتماعی و بلوغ جمعی می‌شود.

    نویسنده:
    وصفی عاشور ابوزید
  • این مقاله نقش رسانه‌ها را در گذار خاورمیانه از منازعه مسلحانه به کنشگری مدنی و صلح پایدار بررسی می‌کند. نویسنده با تکیه بر نظریه‌های روزنامه‌نگاری صلح یوهان گالتونگ، تحلیل گفتمان انتقادی تئون ون‌دایک، امنیت‌زدایی مکتب کپنهاگ و بازنمایی استوارت هال، بر ضرورت تغییر «روایت منازعه» تأکید دارد. از این منظر، رسانه‌های حاکمیتی باید از امنیتی‌سازی مطالبات هویتی و فرهنگی فاصله بگیرند و رسانه‌های کردی نیز از رمانتیک‌سازی خشونت و میلیتاریسم عبور کنند. همچنین رسانه‌ها می‌توانند با بازسازی حافظه جمعی، تقویت چهره‌های مدنی و ایفای نقش دیده‌بان مستقل، زمینه گفت‌وگوی سیاسی، عدالت، برابری حقوقی و صلح پایدار را فراهم کنند. در نهایت، مقاله رسانه را نه صرفاً ناظر تحولات، بلکه یکی از میانجی‌های اصلی گذار از خشونت به سیاست‌ورزی مدنی می‌داند.

    نویسنده:
    عثمان عباسی - پژوهشگر مدیریت رسانه و ارتباطات
  • تصویر با استفادە از AI ایجاد شدە است

    این مقاله با عنوان «فقه ابتلا در زمان سختی‌ها» بر این تأکید دارد که ابتلا و رنج، تنها آزمونی برای فرد گرفتار نیست، بلکه مسئولیتی برای خانواده، جامعه و امت نیز ایجاد می‌کند. صبر در نگاه قرآن به معنای سکوت، انفعال یا تسلیم در برابر ظلم نیست، بلکه نیرویی برای حفظ ایمان، اراده، اخلاق و توان اقدام در دل دشواری‌هاست. انسان مؤمن می‌تواند اندوهگین شود، بگرید و درد خود را احساس کند، بی‌آنکه صبر و ایمانش را از دست بدهد. ازاین‌رو، در برابر جنگ، آوارگی، فقدان، فقر و آسیب‌های روانی، صرفِ دعوت به صبر و توکل کافی نیست؛ بلکه باید با تأمین امنیت، حمایت اجتماعی، درمان جسمی و روانی، آموزش، کار و ایجاد امید، زمینه‌ی ترمیم و بازسازی انسان فراهم شود.

    نویسنده:
    وصفی عاشور ابوزید
  • نوگرایی و تجدید در معرفت دینی امری ضروری و مبتنی بر تغییر دائمی انسان و واقعیت است که مستلزم ارائه‌ی خوانشی معاصر، عقلانی و معنوی از دین با «لسان قوم» (زبان و ادبیات زمانه) و جایگزینی دیالوگ و گفت‌وگو به جای القای یک‌سویه است؛ نوسازی خطاب دینی باید با اجتناب از تعصّب، دگماتیسم، تقلید و شورمندیهای بی‌دلیل، بر آگاهی از نیازها و رنج‌های انسان معاصر، حفظ انطباق میان علم و عمل سخنران، اولویت‌دادن به بشارت و اخلاق و ایجاد پیوند میان عقلانیت و معنویت تمرکز کند تا از ملال، دین‌گریزی و ورشکستگی فکری جلوگیری شود.

  • رهبری اجتماعی فرایندی برای هدایت، توانمندسازی و همراه‌کردن افراد در جهت حل مسائل مشترک و تحقق خیر عمومی است. رهبر اجتماعی با تکیه بر اخلاق، خلاقیت، تفکر راهبردی، مهارت ارتباطی و توانایی حل مسئله می‌کوشد ظرفیت‌های جامعه را فعال کند، مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و زمینهٔ توسعه و همبستگی اجتماعی را فراهم سازد. رهبری پایدار نیز با درنظرگرفتن پیامدهای تصمیم‌های امروز برای نسل‌های آینده، میان نیازهای کنونی و مسئولیت نسبت به آینده تعادل برقرار می‌کند. خلاصه اینکه جامعه فقط به مدیر نیاز ندارد، به آدم‌هایی نیاز دارد که بلد باشند دیگران را برای ساختن آینده‌ای بهتر با خود همراه کنند؛ ظاهراً همین بخش سادهٔ ماجرا همیشه سخت‌ترین قسمت است.

  • رهبری اجتماعی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران و ایجاد انگیزه برای دستیابی به اهداف مشترک و توسعه جامعه است. این نوع رهبری تنها به جایگاه رسمی افراد وابسته نیست، بلکه بر مجموعه‌ای از مهارت‌ها مانند گوش دادن فعال، تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، سازمان‌دهی و مدیریت زمان استوار است. استفاده درست از رسانه‌های اجتماعی، یادگیری مستمر، شناخت تنوع فرهنگی و نیازهای جامعه و ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری نیز از عوامل مهم موفقیت رهبران اجتماعی به شمار می‌روند. در نهایت، مشارکت فعال در جامعه، تعیین اهداف روشن، کسب تجربه و تقویت مستمر مهارت‌ها می‌تواند افراد را برای ایفای نقشی مؤثر در رهبری و تقویت جوامع آماده کند.

    نویسنده:
    اصلاح‌وب