این مقاله با تبیین مفهوم «فقه اخوت»، آن را نه یک شعار تشریفاتی، بلکه نظامی عملی برای پایداری در برابر چالشهای مادیگرایانه عصر حاضر معرفی میکند. نویسنده با استناد به سیرهی نبوی و آیات قرآن، اخوت را پیوندی مبتنی بر عقیده میداند که فراتر از منافع مادی است. او بر این باور است که استحکام فعالیتهای جمعی، ثبات قدم فردی و اقتدار جامعه اسلامی در گرو تحقق شاخصهایی چون سلامت صدر، فقه اختلاف و ایثار است. در نهایت، نویسنده تاکید میکند که پیروزی در عرصههای اجتماعی و تمدنی، بیش از آنکه به «کثرت عددی» وابسته باشد، مرهون «کیفیت تربیت اخلاقی» و پیوندهای عمیق قلبی میان کنشگران است.
متن با رویکردی انتقادی و تربیتی، خروج حضرت یونس (ع) را نه یک مأموریت، بلکه تصمیمی برخاسته از غلیان خشم انسانی و خستگی از لجاجت مردم میداند که منجر به گرفتاری در «شکم نهنگ» شد. نویسنده شکم نهنگ را نمادِ بنبستِ ناشی از ترجیح برداشت شخصی بر تکلیف الهی قلمداد کرده و تنها راه نجات را اعتراف صادقانه به خطا و بازگشت به صبر میشمارد. عصارهی این تحلیل، هشدار به همهی مصلحان است که در تلاطم بحرانها، بهجای گریز یا توجیه، باید از سنگینیِ نَفْس کاسته و تا آخرین لحظه به لوح مسئولیت چنگ بزنند.
ایمان به قیامت، افزون بر جنبههای اعتقادی، نقشی حیاتی در انتظامبخشی به اخلاق فردی و ساختار اجتماعی دارد؛ این باور با ایجاد انگیزهی خیرخواهی و بازدارندگی در برابر ظلم، مانع از فروپاشی ارزشهای انسانی و غلبهی خوی درندگی میگردد. از منظری دیگر، یاد معاد با نفیِ پوچی و بخشیدن امید به دیدار دوبارهی عزیزان، تنها پناهگاه آرامشبخش برای رهایی از عذاب روحی و تنهاییِ ابدی در مواجهه با مرگ است.
شب یلدا از منظر دینی پدیدهای ذاتاٌ خنثی است که ارزش آن نه در قدمت تاریخی، بلکه در گرو پالایش از خرافه و هدایت به سمت ارزشهای اخلاقی نظیر صلهرحم، تکریم والدین و احسان به نیازمندان است. دین با نگاهی حکیمانه به «عرف»، این شب را فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و یادآوری گذر زمان میداند، مشروط بر آنکه به تجملگرایی، غفلت از خالق و بیانصافی در معیشت مردم آلوده نشود. در نهایت، یلدا زمانی میتواند با روح توکل اسلامی همسو شود که به جای تقدسیافتنِ زمان، به بستری برای تحقق عدالت، همدلی و بندگی صادقانه تبدیل گردد.
جامعه مدنی به عنوان رکن سوم نظم اجتماعی، از طریق نظارت بر قدرت، تقویت سرمایه اجتماعی و میانجیگری میان دولت و شهروندان، بستر ساز تحقق حکمرانی شایسته است. پایداری این ساختار مستلزم تعامل دوجانبهای است که در آن دولت با تضمین آزادیهای قانونی و جامعه مدنی با حفظ استقلال و شفافیت، به بازتولید اعتماد عمومی میپردازند. علیرغم چالشهای ساختاری، پویایی این نهادها یگانه مسیر گذار به توسعه متوازن و ایجاد جامعهای مسئولیتپذیر، عادل و پیراسته از فساد تلقی میشود.
دکتر حکیم کوچکی دانشآموختهی معارف اسلامی و از اعضای پیشکسوت جماعت دعوت و اصلاح استان گلستان در نشستی با حضور و معاونان بانوان و روابط عمومی مرکزی جماعت دعوت و اصلاح و برخی از اعضای این تشکل مدنی در استان گلستان، دربارهی اینکه چگونه دلهای جوانانمان را با نور ایمان و تربیت اسلامی آشنا کنیم، سخنرانی کرد.
تربیت، فرآیندی انسانی، فردی و جمعی است؛ پیوسته، هدفمند و در خدمت رشد و شکوفایی انسان. این سیر تعالی، در هماهنگی با محیط طبیعی و اجتماعی فرد شکل میگیرد و در تمام مراحل زندگی، همپای او حضور دارد؛ هرچند جلوههای آن در دوران کودکی و نوجوانی نمایانتر است. از این تعریف برمیآید که مسئولیت تربیت، نهتنها بر دوش خود فرد، بلکه بر عهده اطرافیان و جامعه نیز هست؛ جامعهای که با نهادهای رسمی و غیررسمیاش در این مسیر نقشآفرینی میکند. تربیت، همچون نَفَسی مداوم، در تار و پود زندگی انسان جاریست و لحظهای از او جدا نمیشود.
این مقاله به قطع بیرویه درختان (گردو، توت، کاج و سرو) در شهرستان پاوه میپردازد و آن را فاجعهای زیستمحیطی و مرتبط با دیگر ناهنجاریهای اجتماعی میداند. نویسنده، وضعیت موجود را ناشی از ناهماهنگی منافع فردی و جمعی و خطای نگاه به قانون تحلیل میکند. رهیافت نهادگرایانه (بر اساس مدل ویلیامسون) بهعنوان راهحل پیشنهاد شده است؛ با تأکید بر سطح دوم (تحول فرهنگی و ایجاد قواعد غیررسمی) بهعنوان پیشنیاز ضروری برای موفقیت نهادهای رسمی (سطح سوم) و رفع این دردهای مشترک.
تحلیلگر سیاسی، عریب الرنتاوی، در مقالهای شدیداللحن، خواستار بازنگری رادیکال در جامعهی مدنی عربی شد و نسبت به انحراف این نهادها از مأموریت اصلی خود هشدار داد. الرنتاوی تأکید میکند که جامعهی مدنی عربی در ۳۰ سال اخیر به دلیل وابستگی به منابع مالی خارجی، به "کسب و کارهای خانوادگی" تبدیل شده و در خدمت دستور کارهای امنیتی و عادیسازی با اسرائیل قرار گرفته است. وی تصریح میکند که پس از جنگ نسلکشی در غزه و افشای چهرهی غرب، مبارزه با اسرائیل اکنون نه یک همبستگی، بلکه یک مبارزهی حیاتی برای آیندهی آزاد عربی است و فعالان باید فوراً با قطع وابستگی، مسیر خود را به سمت استقلال مطلق و اتحاد با افکار عمومی جهانی (علیه فاشیسم و استبداد) تصحیح کنند.
مقاله استدلال میکند که بر خلاف دیدگاه مطلقگرایانه معاصر ("همه چیز دینی است")، اندیشه فقهی سنتی میان حوزههای مختلف شریعت تمایز قائل میشد تا انعطافپذیری لازم را ایجاد کند. محور اصلی تمایز: ثابت (تعبّدی): حوزههایی چون عبادات، عقاید و حقوق الله که احکامشان مفصل و غیرقابل تغییر است (اصل بر منع). متغیر (معقول/اجتهادی): حوزههایی چون معاملات، عادات، سیاست شرعیه و حقوق عباد که در آنها اجتهاد، انعطاف و تغییر بر اساس مصالح و اقتضائات زمان (سیاست شرعیه) بسیار گسترده است (اصل بر اباحه). نتیجهگیری: حکمرانی و سیاست در شریعت، بیشتر در قالب قواعد کلی و مقاصد آمدهاند، نه احکام جزئی ثابت؛ بنابراین، فضای اجتهاد و انطباق در امور دنیوی وسیع است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل