این نوشتار با نگاهی تحلیلی به فلسفهی صیام، روزهداری را نه یک آیین صوری یا فصلی، بلکه سفری وجودی و هجرتی درونی برای بازگشت به «خویشتنِ تبعیدشده» و دستیابی به خودشناسی تعریف میکند. نویسنده با نقدِ ساختارِ تمدن مصرفگرا که جوهرِ عبادات را به رفتارهای مادی و تبِ خرید تقلیل داده است، بر این باور است که حقیقتِ رمضان در «سکوتِ گزیده» و «امساکِ ارادی» از زوائدِ هستی تجلی مییابد تا انسان را از زنجیرهای بندگیِ مدرن رها سازد. رمضان در این خوانش، آزمونی برای برهنهسازی جان از پیرایهها و فرصتی زرین برای تغییر بنیادین و برقراری توازن دوباره میان انسان و جهانِ پیرامون بر مدار کرامت و آزادی است.
این مقاله به ضرورت تبیین فلسفه و مقاصد روزه در عصر حاضر میپردازد و تأکید میکند که برخلاف فقهِ صوری، باید به «فقهِ مقاصدی» روی آورد تا پرسشهای نسل جدید و غیرمسلمانان پاسخ داده شود و پیوند میان عبادت و عقلانیت تقویت گردد.
این نوشتار به بررسی علمی و شرعی روزهداری کودکان پرداخته و بر اصل «تدرج» از سن ۵ سالگی تأکید دارد. همچنین راهکارهای تغذیهای برای سحر و افطار کودکان و علائم خطر جسمانی را تبیین میکند.
این مقاله روزه را تمرینی برای دستیابی به آزادی حقیقی از طریق بندگی خدا و رهایی از بندِ شهوات میداند. نویسنده با استناد به آیات کفاره و داستانهای تاریخی، بر این نکته تأکید میکند که روزه باید ارادهی فردی و جمعیِ امت را برای مقابله با عادتهای بد و استبداد تقویت کند.
نوشتار حاضر، روزه را نظامی بنیادین برای گذار از «مادیگرایی روزمره» به «هویت نورانی» تبیین میکند که هدف غایی آن تحقق تقوا است. این فریضه بهمثابهی یک سپر (جُنّة)، نهتنها جسم را از شهوات پاک میسازد، بلکه به سبب ماهیتِ پنهانیاش، تنها عبادتی است که از ریا مبرّا گشته و مستقیماً به خداوند انتساب یافته است. در نهایت، روزه با مهار رفتارهای تهاجمی و آراستنِ فرد به صفاتِ صمدیّت، موجباتِ سعادتِ دوجانبه (هنگام افطار و لقاء پروردگار) را فراهم میآورد.
این مقاله به بررسی راههای تربیتی و بهداشتی برای آموزش روزه به کودکان میپردازد و بر اهمیت مشارکت دادن آنان در تصمیمگیری، تغذیه صحیح در سحر و ایجاد محیطی شاد و معنوی در خانه تأکید دارد.
این مقاله تفاوت ظریف بلاغی میان «صوم» و «صيام» را بررسی کرده و تبیین میکند که قرآن از «صيام» برای بیان فریضهی مستمر و نظاممند استفاده کرده، در حالی که در سنّت نبوی هر دو لفظ بر اساس سیاق به جای یکدیگر به کار رفتهاند. از منظر غزالی، تفاوت «صوم» و «صيام» تنها یک تفاوت لغوی نیست، بلکه تفاوتی در «مرتبهی وجودی عمل» است. «صيام» نشاندهندهی عبادتی است که به کمال رسیده و تمام ارکان تشریعی را داراست.
این گزارش به بررسی ویژگیهای نجومی ماه رمضان سال ۲۰۲۶ میلادی (۱۴۴۷ هجری قمری) میپردازد که به دلیل تقارن با اواخر زمستان و آغاز بهار در نیمکره شمالی، از معتدلترین دورههای روزهداری در سالهای اخیر به شمار میرود. متن با تحلیل تأثیر عرضهای جغرافیایی بر طول روز، تفاوتهای چشمگیر میان مناطق قطبی (با روزهای بیش از ۱۶ ساعت) و کشورهای نیمکره جنوبی و استوایی (با روزهای ۱۱ تا ۱۳ ساعت) را تبیین کرده و آماری دقیق از ساعات روزهداری در پایتختهای جهان اسلام ارائه میدهد. همچنین، ضمن واکاوی علل تغییر سالانه موعد رمضان بر اساس تقویم قمری، چالشهای فقهی ناشی از طولانی بودن روز در مناطق شمالی را به عنوان جلوهای از تنوع تجربه دینی در بسترهای مختلف جغرافیایی مورد واکاوی قرار میدهد.
این یادداشت با استناد به مفهوم «ربایش آمیگدال» (Amygdala Hijack) اثر دانیل گلمن، توضیح میدهد که چگونه تهدیدات مداوم و فشار ساختاری، کارکرد منطقی قشر پیشپیشانی مغز را مختل کرده و واکنشهای تکانشی و غریزی را جایگزین تحلیلهای عقلانی میکنند. در سطح جمعی، جامعهای که سالها تحت فشار سیاسی و معیشتی بوده، دچار «فرسودگی اجتماعی» شده و برای رهایی از اضطراب بیپایان، به سادهانگاری مسائل پیچیده و راهحلهای رادیکال (حتی ویرانگری مانند جنگ) پناه میبرد. نویسنده استدلال میکند که وقتی راههای مدنی برای تغییر مسدود بماند، طبق فیزیولوژی بقا، ذهن جمعی برای فرار از منشأ استرس به اولین و نزدیکترین راه چنگ میزند، هرچند عواقب آن فاجعهبار باشد.
سناریوهای پیش روی کشور کدام است؟ وقتی نظام سیاسی در مسیر تنش زدایی و توافق بیرونی گام بر میدارد، در درون کشور چه نوع راهبردها، اصلاحات و تدابیری مورد نیاز است؟ آیا توافق در بیرون بدون توجه به مطالبات مردم در درون، پایدار خواهد بود؟. این پرسشها و پرسشهایی مانند این روزها برای بسیاری از فعالان سیاسی و تحلیلگران به عنوان یک معادله جدی مطرح شده است. در روزهایی که سرنوشت مذاکرات ایران و امریکا به چالش ذهنی بسیاری از ایرانیان بدل شده، اعتماد سراغ فعالان سیاسی و تحلیلگران رفته تا پاسخی برای این دوگانه بیابد که اگر توافق شد چه باید کرد و اگر توافق نشد چه باید کرد؟ محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا و محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هر کدام از زاویه دید خود به این پرسشها پاسخ دادهاند. جان مایه کلام این دو تحلیلگر و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر این است که سیستم همزمان با تلاش برای توافق در بیرون باید زمینههای اصلاح شیوه حکمرانی و دستیابی به یک توافق ملی در درون را نیز در دستور کار قرار بدهد. آگاهی از این واقعیت که آیا نظام حکمرانی ایران میتواند به یک چنین دستاورد متوازنی در داخل و خارج کشور برسد یا نه؟موضوعی است که تنها گذشت.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل