کار خیر در اسلام تنها به کمک مالی محدود نمیشود، بلکه جلوهای از رحمت، همبستگی اجتماعی، مسئولیتپذیری و همکاری میان انسانهاست. قرآن و سنت بر انفاق، یاری نیازمندان، اطعام گرسنگان، حمایت از یتیمان و رفع گرفتاری دیگران تأکید کردهاند. فعالیتهای خیریه افزون بر کاهش فقر و نابرابری، به تقویت سرمایه اجتماعی، حمایت از آموزش و سلامت و تحقق توسعه پایدار کمک میکند. در این میان، وقف و بهویژه وقف نخلستان میتواند الگویی برای کار خیر ماندگار باشد؛ زیرا با ایجاد یک منبع درآمد پایدار، امکان تداوم حمایت از نیازمندان و اجرای پروژههای عامالمنفعه را برای سالهای طولانی فراهم میسازد.
تناقض اصلی در تربیت امروز این است که کودکان علیرغم دسترسی آسان به دانش فراوان و آگاهی از مسیر درست، اغلب فاقد مهارت «خودتنظیمی» و توانایی عملی برای پیمودن آن مسیر هستند. زندگی در عصر سرعت و تمایل ناخودآگاه والدین به حذف تمامی موانع و مسئولیتها از سر راه فرزندان، مانع از شکلگیری صبر، استقامت و تابآوری در آنان شده است. تربیت واقعی زمانی محقق میشود که به جای دانستنِ صرف، به فرزندان بیاموزیم چگونه با تجربه کردن، پذیرش پیامدها و مدیریت خویشتن، در مواجهه با چالشها مستقل و توانمند عمل کنند.
این یادداشت باتکیهبر آمار کمکهای خیریه در آمریکا، بر ضرورت بازاندیشی در فرهنگ کار خیر در کشورهای خلیجفارس تأکید میکند. مسئله اصلی، مخالفت با امدادرسانی نیست، بلکه عبور از خیریهٔ صرفاً امدادی بهسوی خیریهٔ توسعهای و توانمندساز است؛ خیریهای که بخشی از منابع خود را به آموزش، پژوهش علمی، نوآوری، اشتغال، سرمایهگذاری اجتماعی و تربیت نیروی انسانی اختصاص دهد.
این مقاله با تفکیک میان «تکامل زیستشناختی» و «تفسیرهای فلسفی/الحادی» آن، درصدد ارائه خوانشی توحیدی و سازگار میان علوم تجربی و علوم وحیانی در مسئله آفرینش انسان است. بر اساس این خوانش، تکامل میتواند چگونگی شکلگیری کالبد و ویژگیهای زیستی انسان در مسیر قوانین طبیعی آفرینش را تبیین کند، درحالیکه روایت قرآنیِ «آدم»، نه نقطه آغاز تاریخ زیستی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معنوی و ظهور «انسانِ مکلف» است که با نفخ روح، آموزش اسماء، اختیار، تکلیف و مقام خلافت الهی شناخته میشود. در نهایت، مقاله با طرح فرضیههایی چون وجود جمعیتهای انسانی همزمان با آدم و رفع تعارض میان قوانین طبیعی و اراده الهی، بر وحدت مبدأ هستی و مکمل بودن ابعاد زیستی، شناختی و وجودی انسان تأکید میکند.
این نوشته بر این نکته تأکید دارد که اختلاف علمای اهلسنت دربارهی جشن میلاد پیامبر(ص) بیش از آنکه ناشی از اختلاف در ادله باشد، به ابهام در تعریف و معیار تشخیص «بدعت» بازمیگردد. برخی، هر امر عبادیِ بیسابقه در نص را بدعت میدانند، در حالی که برخی دیگر، ملاک را سازگاری یا ناسازگاری آن امر با اصول کلی شریعت قرار میدهند. نویسنده با مقایسهی دیدگاه شاطبی، ابوشامه و ابنتیمیه نشان میدهد که حتی دربارهی یک عمل واحد، احکام بسیار متفاوتی شکل گرفته است؛ تا جایی که ابنتیمیه جشن مولودی را بدعت میداند، اما در صورت نیت نیک و محبت به پیامبر(ص)، برای انجامدهندهی آن «اجر عظیم» قائل میشود. از این رو، نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم بدعت، دستکم در برخی حوزهها، مفهومی تا حدی مبهم و اجتهادپذیر است و در ارزیابی آن، افزون بر خود عمل، نیت، شرایط و مصلحت نیز میتوانند نقش داشته باشند.
این مقاله اندیشههای انور عبدالملک را دربارهی سلطهی غرب، مرکزیت اروپا و نقش جهان سوم بررسی میکند. او ریشهی این سلطه را در انباشت اقتصادی، علمی و فکری غرب میداند و برای تغییر جهان، بر توسعهی مستقل، توجه به ویژگیهای تاریخی و تمدنی جوامع و شکلگیری نظامی چندقطبی و مبتنی بر تکثر تأکید دارد. مقاله همچنین دیدگاه او را با اندیشههای سمیر امین و حسن حنفی در نقد سلطهی غرب و دفاع از جایگاه جهان سوم مقایسه میکند.
این مقاله تأکید میکند که بزرگداشت واقعی پیامبر ﷺ در جشن و سخن گفتن خلاصه نمیشود، بلکه در پیروی عملی از اخلاق و روش اوست. سیره نبوی باید از کتابها و مجالس به زندگی فردی و اجتماعی منتقل شود.
نویسنده مفهوم «فاصله نبوی» را مطرح میکند؛ یعنی فاصله میان آنچه پیامبر ﷺ الگو قرار داده و آنچه ما در خانواده، آموزش، دعوت، رهبری و جامعه عمل میکنیم. هدف، کاهش این فاصله و تبدیل رحمت، عدالت، شورا، امانت و احسان به رفتار و نظام عملی زندگی است.
خلاصه پیام مقاله: محبت به پیامبر زمانی صادق است که سیره او در اخلاق، روابط و عملکرد ما دیده شود.
قرضاوی معتقد است صرفِ یادآوری و بزرگداشت مناسبتهای اسلامی مانند میلاد پیامبر ﷺ، هجرت، اسراء و معراج و غزوات پیامبر، به خودی خود بدعت و گمراهی نیست. آنچه نادرست است، برگزاری مراسمی است که با منکرات و اعمال خلاف شرع همراه شود.
از دیدگاه او، یادآوری این مناسبتها فرصتی برای شناخت سیره پیامبر، تقویت ایمان، یادآوری نعمتهای الهی و استخراج درسها و عبرتهای تاریخی است. وی برای اثبات این دیدگاه به آیاتی از قرآن استناد میکند که خداوند در آنها مؤمنان را به یادآوری نعمتها و حوادثی مانند غزوه احزاب و نجات مسلمانان از دشمنان فرا میخواند.
بنابراین، معیار داوری درباره این مناسبتها محتوای مراسم و شیوه برگزاری آن است، نه صرفِ نام «جشن» یا «یادبود». اگر این برنامهها در چارچوب شرع و با هدف یادآوری سیره و نعمتهای الهی برگزار شوند، نمیتوان آنها را به طور مطلق بدعت دانست.
این نوشتار روایتی از دیدار نویسنده با دو خاندان علمی و دینی مهاباد است: حاج ماموستا ملا مصطفی ستوده، که پس از نزدیک به نود سال همچنان منشأ دانش، تربیت و خدمت است، و خانواده مرحوم حاج ماموستا عبدالله احمدیان که ۲۲ سال پس از درگذشت او، میراث علمی و فرهنگیاش را زنده نگه داشتهاند. نویسنده با اشاره به فرزندان شایسته هر دو بزرگمرد، بر این نکته تأکید میکند که ماندگاری انسانها تنها به حضور جسمانی آنان نیست، بلکه در تربیت نسلهای پس از خود، آثار علمی و خدمت به جامعه تداوم مییابد. این دو دیدار، از نگاه نویسنده، نمونهای از تداوم چراغ دانش، ایمان، تربیت و فرهنگ در نسلهای پیدرپی و ضرورت ثبت خاطرات و میراث عالمان و بزرگان فرهنگی یک دیار است.
این مقاله با مرور سیره نبوی از مکّه تا مدینه نشان میدهد که هدف اصلی بعثت، «اخلاقی کردن سیاست» و خادمساختن قدرت در جهت عدالت، کرامت انسان و آگاهی جمعی بوده است، نه «سیاسیکردن ابزاریِ دین»؛ روندی که در مکه با دگرگونی وجودی و مبارزه با ظلم آغاز شد و در مدینه از طریق پایهریزی نخستین میثاق شهروندی (پیمان مدینه)، رسمیت بخشیدن به تکثّرگرایی و مهار قدرت با اصل مشورت به بار نشست تا ثابت کند مشروعیت هر حکومتی نه در ادّعاهای دینی، بلکه در عیار عدالتورزی و پاسداشت حقوق مردم نهفته است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb