نوشتار حاضر، روزه را نظامی بنیادین برای گذار از «مادیگرایی روزمره» به «هویت نورانی» تبیین میکند که هدف غایی آن تحقق تقوا است. این فریضه بهمثابهی یک سپر (جُنّة)، نهتنها جسم را از شهوات پاک میسازد، بلکه به سبب ماهیتِ پنهانیاش، تنها عبادتی است که از ریا مبرّا گشته و مستقیماً به خداوند انتساب یافته است. در نهایت، روزه با مهار رفتارهای تهاجمی و آراستنِ فرد به صفاتِ صمدیّت، موجباتِ سعادتِ دوجانبه (هنگام افطار و لقاء پروردگار) را فراهم میآورد.
بحثمان را با مطرح کردن این پرسش که آیا نظم سیاسی مبتنی بر اصول اخلاقی اسلامی قادر به ترویج حقوق بشر است شروع کردیم. چنین استدلال کردیم که منتقدان قانون اسلامی، قضیهای را مطرح کردهاند که زنان و غیر مسلمانان همچون مردان مسلمان دارای حقوق برابر نیستند. اما مدارک و شواهد ارائه شده توسط منتقدان شریعت در این زمینه ناقص و ناکافی هستند زیرا باید از خود پرسید که آیا این موارد مشکلداری که مسلمانان و غیر مسلمانان و همچنین مردان و زنان را از یکدیگر جدا میکنند از خود ویژگیهای ذاتی منابع اسلامی ناشی میشوند یا در اثر ناکامی علمای مسلمان برای بسط شریعت تا با شرایط مدرن مطابقت داشته باشند به وجود آمدهاند. این حالت دوگانه را - حداقل تا اندازهای- میتوان به این حقیقت نسبت داد که منابع و احکام قانونی اسلامی ظاهراً آیات و احادیثی را که بر برابری تأکید میکنند با سایر آیات و احادیثی که تفاوت دینی و جنسیتی را تصدیق میکنند با هم جمع میکنند.
این مقاله به ضرورت تبیین فلسفه و مقاصد روزه در عصر حاضر میپردازد و تأکید میکند که برخلاف فقهِ صوری، باید به «فقهِ مقاصدی» روی آورد تا پرسشهای نسل جدید و غیرمسلمانان پاسخ داده شود و پیوند میان عبادت و عقلانیت تقویت گردد.
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به فلسفهی صیام، روزهداری را نه یک آیین صوری یا فصلی، بلکه سفری وجودی و هجرتی درونی برای بازگشت به «خویشتنِ تبعیدشده» و دستیابی به خودشناسی تعریف میکند. نویسنده با نقدِ ساختارِ تمدن مصرفگرا که جوهرِ عبادات را به رفتارهای مادی و تبِ خرید تقلیل داده است، بر این باور است که حقیقتِ رمضان در «سکوتِ گزیده» و «امساکِ ارادی» از زوائدِ هستی تجلی مییابد تا انسان را از زنجیرهای بندگیِ مدرن رها سازد. رمضان در این خوانش، آزمونی برای برهنهسازی جان از پیرایهها و فرصتی زرین برای تغییر بنیادین و برقراری توازن دوباره میان انسان و جهانِ پیرامون بر مدار کرامت و آزادی است.
حال وقت آن رسیده امروز که ما در این قرن، فرصت طلایی رمضان را ارزیابی نماییم و به جهان درون و بیرون خود نگاه عمیق و دلسوزانهای نماییم و از غرق شدن در دریای طغیان کرده، خود و جامعهی خویش را نجات بدهیم؛ و رمضان، روز و شبهایش را و قرآن و قصص و پندهایش را سکوهای پرواز و جزيرهی نجات قرار دهیم و موانع ها را با آنان برطرف نماییم.
این مقاله تفاوت ظریف بلاغی میان «صوم» و «صيام» را بررسی کرده و تبیین میکند که قرآن از «صيام» برای بیان فریضهی مستمر و نظاممند استفاده کرده، در حالی که در سنّت نبوی هر دو لفظ بر اساس سیاق به جای یکدیگر به کار رفتهاند. از منظر غزالی، تفاوت «صوم» و «صيام» تنها یک تفاوت لغوی نیست، بلکه تفاوتی در «مرتبهی وجودی عمل» است. «صيام» نشاندهندهی عبادتی است که به کمال رسیده و تمام ارکان تشریعی را داراست.
مفهوم حقوق بشر بیانگر مجموعهای از ارزشهای انتزاعی است که عینیتبخشیدن به آنها برای تضمین یک زندگی باکرامت ضروری تلقی میشود. فرآیندی که از طریق آن، این حقوق انتزاعی حالتی عینی پیدا میکنند، به هیچ وجه ساده یا روشن نیست. تأثیر ویژگیهای تاریخی و اخلاقی یک فرهنگ خاص بر نحوهی درک و تفسیر حقوق بشر مسئلهی اصلی است. این مقاله امکان شکلگیری سنتی از حقوق بشر را که ریشه در جهانبینی اسلامی دارد بررسی میکند و تأثیر باورها و ارزشهای اسلامی را بر تفسیر و اجرای حقوق بشر مورد کاوش قرار میدهد.
کمال اوزتورک در این یادداشت، با ذکر خاطرهای از افطارهای باشکوه و داوطلبانه در مسجدالنبی، به تقابل میان ایثار اسلامی و خودخواهی جهان مدرن میپردازد. نویسنده معتقد است سفرههای افطار مدینه که در آن نژادها و ملیتهای گوناگون با محبتی وصفناپذیر از یکدیگر پذیرایی میکنند، تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نمادی عمیق از تکافل اجتماعی و صلح درونی است. وی با ارجاع به «صحیفة المدینه» (منشور مدینه)، تأکید میکند که تمدن اسلامی از نخستین روزهای خود، پیشگام در تدوین قراردادهای اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان بوده است. در نهایت، نویسنده از ناتوانی مسلمانان در معرفی این فضایل و الگوهای اخلاقی به جهانیان انتقاد کرده و بازگشت به ارزشهای نبوی را ضرورتی برای نجات بشریت در عصر بحرانهای جهانی میداند.
این نوشتار به بررسی ابعاد سرنوشتساز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو میپردازد. نویسنده معتقد است موفقیت در دستیابی به یک چارچوب کلی، کلید تداوم مذاکرات فنی در آینده است. چالش اصلی در این میان، تقابل میان خواستهی آمریکا برای «غنیسازی صفر» و پافشاری ایران بر «حق غنیسازی» است؛ هرچند گمانهزنیهایی مبنی بر پذیرش فرمولهای میانی نظیر «غنیسازی نمادین» با نظارت شدید آژانس مطرح شده است. در نهایت، احمدی با اشاره به ضرورت رفع تحریمها و فشارهای داخلی بر ترامپ، مقامات ایرانی را به «خطرپذیری معقول» فرا میخواند و هشدار میدهد که پافشاری بر اهداف غیرضروری نباید منجر به خسارات جبرانناپذیر ملی شود.
این نوشتار با نگاهی انتقادی به حوادث دیماه ۱۴۰۴، ریشه اعتراضات نسل جوان (دهه هشتادیها و نودیها) را در «انسداد ارتباطی» و فقدان مهارتهای گفتوگو میبیند. نویسنده با استناد به طرحهای اجرایی پیشین، معتقد است نشنیدن صدای نسل جدید، ضعف سواد رسانهای و مقاومت ساختارهای سنتی در برابر تغییرات سبک زندگی، فضا را برای موجسواری بدخواهان فراهم کرده است؛ راهکار نهایی، بازگشت به آموزشهای مدنی، تقویت تفکر نقادانه و احیای اعتماد ملی از طریق گفتوگوی دوجانبه است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb