إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • نوگرایی و تجدید در معرفت دینی امری ضروری و مبتنی بر تغییر دائمی انسان و واقعیت است که مستلزم ارائه‌ی خوانشی معاصر، عقلانی و معنوی از دین با «لسان قوم» (زبان و ادبیات زمانه) و جایگزینی دیالوگ و گفت‌وگو به جای القای یک‌سویه است؛ نوسازی خطاب دینی باید با اجتناب از تعصّب، دگماتیسم، تقلید و شورمندیهای بی‌دلیل، بر آگاهی از نیازها و رنج‌های انسان معاصر، حفظ انطباق میان علم و عمل سخنران، اولویت‌دادن به بشارت و اخلاق و ایجاد پیوند میان عقلانیت و معنویت تمرکز کند تا از ملال، دین‌گریزی و ورشکستگی فکری جلوگیری شود.

  • رهبری اجتماعی فرایندی برای هدایت، توانمندسازی و همراه‌کردن افراد در جهت حل مسائل مشترک و تحقق خیر عمومی است. رهبر اجتماعی با تکیه بر اخلاق، خلاقیت، تفکر راهبردی، مهارت ارتباطی و توانایی حل مسئله می‌کوشد ظرفیت‌های جامعه را فعال کند، مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و زمینهٔ توسعه و همبستگی اجتماعی را فراهم سازد. رهبری پایدار نیز با درنظرگرفتن پیامدهای تصمیم‌های امروز برای نسل‌های آینده، میان نیازهای کنونی و مسئولیت نسبت به آینده تعادل برقرار می‌کند. خلاصه اینکه جامعه فقط به مدیر نیاز ندارد، به آدم‌هایی نیاز دارد که بلد باشند دیگران را برای ساختن آینده‌ای بهتر با خود همراه کنند؛ ظاهراً همین بخش سادهٔ ماجرا همیشه سخت‌ترین قسمت است.

  • رهبری اجتماعی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران و ایجاد انگیزه برای دستیابی به اهداف مشترک و توسعه جامعه است. این نوع رهبری تنها به جایگاه رسمی افراد وابسته نیست، بلکه بر مجموعه‌ای از مهارت‌ها مانند گوش دادن فعال، تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، سازمان‌دهی و مدیریت زمان استوار است. استفاده درست از رسانه‌های اجتماعی، یادگیری مستمر، شناخت تنوع فرهنگی و نیازهای جامعه و ایجاد محیطی مبتنی بر همکاری نیز از عوامل مهم موفقیت رهبران اجتماعی به شمار می‌روند. در نهایت، مشارکت فعال در جامعه، تعیین اهداف روشن، کسب تجربه و تقویت مستمر مهارت‌ها می‌تواند افراد را برای ایفای نقشی مؤثر در رهبری و تقویت جوامع آماده کند.

    نویسنده:
    اصلاح‌وب
  • کار خیر در اسلام تنها به کمک مالی محدود نمی‌شود، بلکه جلوه‌ای از رحمت، همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و همکاری میان انسان‌هاست. قرآن و سنت بر انفاق، یاری نیازمندان، اطعام گرسنگان، حمایت از یتیمان و رفع گرفتاری دیگران تأکید کرده‌اند. فعالیت‌های خیریه افزون بر کاهش فقر و نابرابری، به تقویت سرمایه اجتماعی، حمایت از آموزش و سلامت و تحقق توسعه پایدار کمک می‌کند. در این میان، وقف و به‌ویژه وقف نخلستان می‌تواند الگویی برای کار خیر ماندگار باشد؛ زیرا با ایجاد یک منبع درآمد پایدار، امکان تداوم حمایت از نیازمندان و اجرای پروژه‌های عام‌المنفعه را برای سال‌های طولانی فراهم می‌سازد.

  • تناقض اصلی در تربیت امروز این است که کودکان علی‌رغم دسترسی آسان به دانش فراوان و آگاهی از مسیر درست، اغلب فاقد مهارت «خودتنظیمی» و توانایی عملی برای پیمودن آن مسیر هستند. زندگی در عصر سرعت و تمایل ناخودآگاه والدین به حذف تمامی موانع و مسئولیت‌ها از سر راه فرزندان، مانع از شکل‌گیری صبر، استقامت و تاب‌آوری در آنان شده است. تربیت واقعی زمانی محقق می‌شود که به جای دانستنِ صرف، به فرزندان بیاموزیم چگونه با تجربه کردن، پذیرش پیامدها و مدیریت خویشتن، در مواجهه با چالش‌ها مستقل و توانمند عمل کنند.

    نویسنده:
    عبدالکریم بکار
  • این یادداشت باتکیه‌بر آمار کمک‌های خیریه در آمریکا، بر ضرورت بازاندیشی در فرهنگ کار خیر در کشورهای خلیج‌فارس تأکید می‌کند. مسئله اصلی، مخالفت با امدادرسانی نیست، بلکه عبور از خیریهٔ صرفاً امدادی به‌سوی خیریهٔ توسعه‌ای و توانمندساز است؛ خیریه‌ای که بخشی از منابع خود را به آموزش، پژوهش علمی، نوآوری، اشتغال، سرمایه‌گذاری اجتماعی و تربیت نیروی انسانی اختصاص دهد.

    نویسنده:
    محمد سالم الراشد
  • این مقاله با تفکیک میان «تکامل زیست‌شناختی» و «تفسیرهای فلسفی/الحادی» آن، درصدد ارائه خوانشی توحیدی و سازگار میان علوم تجربی و علوم وحیانی در مسئله آفرینش انسان است. بر اساس این خوانش، تکامل می‌تواند چگونگی شکل‌گیری کالبد و ویژگی‌های زیستی انسان در مسیر قوانین طبیعی آفرینش را تبیین کند، درحالی‌که روایت قرآنیِ «آدم»، نه نقطه آغاز تاریخ زیستی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معنوی و ظهور «انسانِ مکلف» است که با نفخ روح، آموزش اسماء، اختیار، تکلیف و مقام خلافت الهی شناخته می‌شود. در نهایت، مقاله با طرح فرضیه‌هایی چون وجود جمعیت‌های انسانی هم‌زمان با آدم و رفع تعارض میان قوانین طبیعی و اراده الهی، بر وحدت مبدأ هستی و مکمل بودن ابعاد زیستی، شناختی و وجودی انسان تأکید می‌کند.

    نویسنده:
    معتصم محمودی
  • این نوشته بر این نکته تأکید دارد که اختلاف علمای اهل‌سنت درباره‌ی جشن میلاد پیامبر(ص) بیش از آنکه ناشی از اختلاف در ادله باشد، به ابهام در تعریف و معیار تشخیص «بدعت» بازمی‌گردد. برخی، هر امر عبادیِ بی‌سابقه در نص را بدعت می‌دانند، در حالی که برخی دیگر، ملاک را سازگاری یا ناسازگاری آن امر با اصول کلی شریعت قرار می‌دهند. نویسنده با مقایسه‌ی دیدگاه شاطبی، ابوشامه و ابن‌تیمیه نشان می‌دهد که حتی درباره‌ی یک عمل واحد، احکام بسیار متفاوتی شکل گرفته است؛ تا جایی که ابن‌تیمیه جشن مولودی را بدعت می‌داند، اما در صورت نیت نیک و محبت به پیامبر(ص)، برای انجام‌دهنده‌ی آن «اجر عظیم» قائل می‌شود. از این رو، نویسنده نتیجه می‌گیرد که مفهوم بدعت، دست‌کم در برخی حوزه‌ها، مفهومی تا حدی مبهم و اجتهادپذیر است و در ارزیابی آن، افزون بر خود عمل، نیت، شرایط و مصلحت نیز می‌توانند نقش داشته باشند.

    نویسنده:
    عدنان فلاحی
  • این مقاله اندیشه‌های انور عبدالملک را درباره‌ی سلطه‌ی غرب، مرکزیت اروپا و نقش جهان سوم بررسی می‌کند. او ریشه‌ی این سلطه را در انباشت اقتصادی، علمی و فکری غرب می‌داند و برای تغییر جهان، بر توسعه‌ی مستقل، توجه به ویژگی‌های تاریخی و تمدنی جوامع و شکل‌گیری نظامی چندقطبی و مبتنی بر تکثر تأکید دارد. مقاله همچنین دیدگاه او را با اندیشه‌های سمیر امین و حسن حنفی در نقد سلطه‌ی غرب و دفاع از جایگاه جهان سوم مقایسه می‌کند.

    نویسنده:
    عمار علی حسن نویسنده و پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی
  • این مقاله تأکید می‌کند که بزرگداشت واقعی پیامبر ﷺ در جشن و سخن گفتن خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیروی عملی از اخلاق و روش اوست. سیره نبوی باید از کتاب‌ها و مجالس به زندگی فردی و اجتماعی منتقل شود.

    نویسنده مفهوم «فاصله نبوی» را مطرح می‌کند؛ یعنی فاصله میان آنچه پیامبر ﷺ الگو قرار داده و آنچه ما در خانواده، آموزش، دعوت، رهبری و جامعه عمل می‌کنیم. هدف، کاهش این فاصله و تبدیل رحمت، عدالت، شورا، امانت و احسان به رفتار و نظام عملی زندگی است.

    خلاصه پیام مقاله: محبت به پیامبر زمانی صادق است که سیره او در اخلاق، روابط و عملکرد ما دیده شود.

    نویسنده:
    دکتر وصفی عاشور ابوزید