هانا آرنت در مشهورترین اثرش، وضع بشر، اظهار میدارد كه «پروژه فكریاش چیزی جز فكر كردن به آنچه انجام میدهیم، نیست.» دغدغه آرنت كه درواقع فهمِ تئوری و ارتباط آن با اقدامات هرروزه سیاسی در دنیاست، در این عبارت بیان میشود. باتوجه به اتفاقاتی كه طی جنگ برایش رخ داد، طبیعی است كه آرنت به دنبال كشف چرایی اتفاقاتی است كه رخ داد تا مانع تكرارِ مجددشان شود. در كتابهای «ریشههای توتالیتاریسم» و «آیشمن در اورشلیم»، آرنت تلاش میكند تا دلایل اوجگیری رژیمهای تمامیتخواه را و شرایطی كه زمینه گسترش چنین سِتمی را فراهم كرد، برشُمارد.
خداوند حد محاربه را برای کسانی قرار داده است که راه را بر مؤمنان میبندند و برای فساد در زمین تلاش میکنند: ﴿إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ [المائدة: 33]
در آثار و مکتوبات راجع به فلسفهیِ اخلاق، فلسفهیِ سیاست، و فلسفهیِ حقوق؛ بوفور میبینیم که از کرامتِ انسان سخن به میان میآید یا برای حلِّ یک مسأله یا رفعِ یک مشکل به کرامتِ انسان استناد میشود. در این نوشته، نخست به مفهوم کرامتِ انسان میپردازیم، آنگاه به موافقان و مخالفانِ کرامت داشتنِ انسان گوش بسپریم، سپس، به این پرسش توجه میکنیم که چرا انسان کرامت دارد؛ سرانجام، به پارهای از لوازمِ نظری و عملیِ کرامت داشتنِ انسان اشاره میکنیم. غرض از این نوشته جلبِ نظرِ خوانندگانِ گرامی به اهمیّتِ این مفهوم، مشکل گشایی آن، و موارد نقضِ عملی آن در زندگی ساری و جاری ما است.
محسن آزموده: ایدئولوژی از آن دست مفاهیم علوم انسانی و اجتماعی جدید است كه دهههاست در مكالمات روزمره نیز كاربرد پیدا كرده و آگاهانه یا ناخودآگاه و مثبت و منفی، در نوشتارها و گفتارهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. پیروی رواج چشمگیر این مفهوم، آثار مكتوب و شفاهی فراوانی اعم از كتاب و مقاله و سخنرانی و درسگفتار درباره این مفهوم و چیستی و خاستگاه آن پدید آمده و در دورههای مختلف زمانی، برداشتهای متفاوتی از آن رایج شده.
گفتوگو، زبان مفاهمه است و هیچ تمدّنی بدون گفتوگو شکل نگرفته و بدون آن نیز دوام نیافته است.
حتی اگر سخن شکیب ارسلان نویسندهی شهیر عرب را نپذیریم که «اقبال بزرگترین متفکری است که جهان اسلام در طول هزار سال اخیر به وجود آورده است»، نقش بیبدیل او در تفکر نوین اسلامی را نمیتوانیم منکر شویم. با کمال تاسف باید گفت که جهان اهلسنت پس از اقبال لاهوری، متفکر دیگری در حد و اندازه او به خود ندید، متفکری که چون اقبال دارای تفکری جامع و منظومهای باشد.
مقدمه آفرینش زن و مرد و وحدت خلقت آن دو از یک نفس و گوهر انسانی، مقتضی وجود مساوات کامل بین مرد و زن از لحاظ حقوق و مسئولیتها، عقاید و احکام، مقام و منزلت و اهلیت و شایستگی آنها در ادای مسئولیت بندگی و عمران زمین و مشارکت در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... است. خداوند متعال با خطاب: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ» و «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» زنان و مردان را با هم یکجا مورد خطاب قرار میدهد و در تمام اوامر و دستوراتش برای ادای تکالیف و مسئولیتها و دعوت به خیر و امربه معروف و نهی از منکر و اجراى احكام اسلامى و تطبیق آن در جامعه به طور یکسان خطابش را متوجه آنان مینماید.
تربیت، به عنوان یکی از کلیدیترین ابزارهای سازماندهی شخصیت و بهسازی روان، در مکتب اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. تربیت -چه به مثابهی یک فرایند و چه بهعنوان یک محصول- آثار ارزشمندی را در همهی عرصههای زندگی متربی بهنمایش میگذارد. در همین راستا، با واکاوی صدر اسلام، میتوان به بزرگمردانی چون ابوبکر صدیق(رض)، عمر فاروق(رض)، عثمان ذیالنورین(رض) و علی کرّار(رض) و سایر یاران همدل و همراز رسول خدا دستیافت که بهعنوان خروجیهای کار عمیقِ تربیتی در مکهی مکرّمه و پرورشیافتگانِ مدرسهی رسولالله(ص)، پرچمدار دعوت اسلامی شدند و در راه ارزشهای والای آن حضرت، نهایت تلاش خویش را به کار گرفتند.
۱- تقوا سبب هدایت یافتن از قرآن است. ﴿ذَٰلِکَ ٱلۡکِتَٰبُ لَا رَیۡبَۛ فِیهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِینَ ٢﴾[البقره: ۲] «این کتاب آسمانی است! بدون شک در آن برای پرهیزگاران راهنمایی و هدایت است». ۲- تقوا سبب رستگاری است. ﴿أُوْلَٰٓئِکَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ۵﴾ [البقره: ۵] «این چنین کسانی، هدایت و رهنمود خدای خویش را دریافت کرده و حتماً رستگارند»
در اسلام، مقولاتی وجود دارد که قرآن کریم در بارهی آنها سکوت کرده است، مانند ریاست دولت و قضاوت و وزارت زنان. لذا، نصی در قرآن کریم منعی در تصدی زن برای منصب ریاست دولت و دیگر مناصب اداری و مدیریتی و سیاسی و حتی قضاوت وجود ندارد. اما در سنّت نبوی شریف، بیان شده اند؛ مانند عدم جواز زن برای امامت عظمی و رهبری عمومی. و دلیل آن این حدیث صحیح است که پیامبر اسلام – ص – فرمود: « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً».
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb