یکی از شبهاتی که در مورد خدا مطرح میشود این است که میگویند: چگونه خداوند در قرآن کريم رویگردانان از هدایت خود را به اوصافی همچون چارپایان(أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) یا به حیواناتی مثل الاغ (كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا) یا سگ (فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ)تشبیه میکند؟
چطور ممکن است خدایی که به ما دستور داده که با مردم به نیکی صحبت کنیم(وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا) و بهترین سخن را به مردم بگوییم(وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) خودش برای مخالفانش از این الفاظ استفاده میکند؟
از اینکه علم و دانایی محصول برتر فکر بشر است تردیدی نیست چون حاصل قرنها تلاش و همت شبانهروزی افراد تلاشگر و خستگیناپذیر است؛ ولی متاسفانه کالبدی نیرومند با بازوهای بسیار قوی و پولادینی است که از خلٲ معنویت و انسانیت و سوز و گداز عاشقانه رنج میبرد و بدون آن چون اژدهایی شده که امروزه بلای جان کرەی خاکی و ساکنانش گشتە است.
غرور علمسالاری، نه تنها در کشورهای صنعتی و غربی فراگیر شده بلکه امواج آن بر تار و پود کشورهای شرقی و اسلامی نیز چنگ انداخته است
پیش از پرداختن به موضوع بیداری اسلامی باید گفت در بحث از این پدیده و تعیین ماهیت آن نوعی ابهام وجود دارد؛ وقتی اصطلاح بیداری اسلامی را به کار میبریم، با پدیدهای روبرو هستیم که از دهههای نخست قرن بیستم و مشخصاً با پیدایش جماعت اخوانالمسلمین از سال ١٩٢٨ ظهور کرد. همان جریانی که در اواخر قرن ١٩ میلادی ریشه دارد و به دست جمالالدین افغانی[اسدآبادی] و محمد عبده ساخته شد. نوعی بیداری اسلامی معاصر هم وجود دارد که پس از رنگ باختن ملیگرایی عربی آغاز شد؛ یعنی پس از شکست سخت سال ١٩۶٧ که در قرن بیستم به اوج خود رسید و سپس روند نزولیاش را آغاز کرد.
در جلسۀ قبل رویههای اخلاقی و هنجاری طرح فکری آیدی را در کتاب تکنولوژی و زیست جهان مورد بررسی قرار دادم. گفتم که مسایل هنجاری در فلسفۀ تکنولوژی جایگاه فریدی را از آن خود میکنند. به تعبیر دیگر، نگاه هنجاری به تکنولوژی، خصیصۀ ممتاز بسیاری از طرحهای فلسفی در فلسفۀ تکنولوژی است. پرسش ما در آن جلسه این بود که پساپدیدارشناسی آیدی، چه نسبتهایی با سطح هنجاری تحلیل تکنولوژی برقرار میکند. یدیدارشناسی – و بهتبع آن پساپدیدارشناسی - کاری توصیفی است و نه هنجاری. به همین جهت، همۀ افرادی که درصدد بودهاند
یکی از مباحثی که در زمان تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی در فضای سیاسی و رسانهای کشور مورد توجه، بحث و گفتوگو و حتی چالش قرار گرفت، مسئله رسمیت مذهب بود. به این ترتیب در قانون اساسی رسمیت مذهب شیعه طرح شد و قانون اساسی مصوب مجلس خبرگان قانون اساسی در مراجعه به آرای عمومی به تصویب رسید. اگرچه در متمم قانون اساسی مشروطه، شیعه به عنوان مذهب رسمی در ایران طرح شده بود:
تعداد مذاهب و فرق اسلامی، بسی بیش از ۷۲ عدد است. این مذاهب و فرقه ها در فقه، کلام، روایات، احادیث و تاریخ با همدیگر اختلاف دارند. در این میان دو مذهب شیعه و سنّی به دلایل عمدتا سیاسی، چند سال است که اختلافاتشان از لای کتابها و کلام علما خارج و به خیابانها و میادین کشیده شده است. هر چند شیعه و سنّی با هم اختلافات زیادی دارند اما جالب توجه است که در میان این دو مذهب، گروههایی وجود دارند که به مذهب مقابل نزدیکتر از سایر گروههای مذهب خویش میباشند. مثلاً گروه زیدیه شیعه به سنّیها نزدیکتر است تا به سایر گروههای شیعه. یا شیعه اثنی عشری به سنّی شافعی نزدیکتر است تا به علوی و نصیری و اهلحقهای شیعه.
پخش فایلی صوتی منسوب به ناصر رزازی خوانندهی محبوب و اسطورهای کرد، مجادلات بی سابقهای در فضای مجازی برانگیخته است. در این فایل که ظاهراً بخشی از مکالمهای صوتی است، رزازی با ستایش از آئین یاری - کیش جوامع یارسان - بیزاری خود از اسلام را برملا میکند.
در توضیح جدیدی که وی پس از جنجال یاد شده داده، به درستی روی خصوصی و سهوی بودن اظهارات قبلی تأکید و پخش آن را دسیسهای برای تخریب خود خوانده است. فارغ از مجادلات پیشگفته که از دو نقطه عزیمت دینی و غیر دینی و بعضاً ضد دینی صورت میپذیرد، خوانش اصل مسئله حاوی دلالتهای سیاسی و جامعهشناختی جالب توجهی است.
تضاد اسلام و کردیت ساخته و پرداخته روشنفکران سده بیستم و حاصل اشتباه راهبردی جریان روشنفکری کردی بود. این اشتباه تحت تأثیر گفتمان باستانگرایی ایرانی دورهی رضاشاه و پس از آن ماتریالیسم گفتمان چپ، رخ نمود و هزینههای زیادی را به جامعه و جنبش کُرد وارد کرد و کماکان میکند. این در حالی بود که سرشت باستانگرانهی ملّیگرایی ایرانی، اگر هم از توجیهات منطقی و زمینههای تاریخی مهمّی برخوردار بود، این زمینهی تاریخی و توجیه کارکردگرایانه دربارهی کردها وجه چندانی نداشت. ناسیونالیسم ایرانی به دلیل سابقهی تاریخی فراوان حکومتهای ایرانی قبل
دگرپذیری از اصول بنیادین زندگی اجتماعی است، که به طور طبیعی، در قالب پذیرش تنوع دین، فرهنگ و اعتقاد و احترام به آزادی بیان و اندیشه خود را نشان میدهد که ریشه در حقوق بشر و کرامت انسانی دارد. مدارا و دگرپذیری از اصولی است که امروز بیش از هر زمان دیگری مطرح است و زندگی جمعی و روابط انسانی به آن نیاز دارند. نادیده گرفتن حقوق دیگران و یا حذف آنان، آسیبهای جبرانناپذیری بر جوامع انسانی وارد میسازد.
دنیایی که در حال جهانیشدن است، دیگر زیستن در کنار یکدیگر با بیتفاوتیِ منفعلانه کافی نیست، بلکه لازمهی مدارا و دگرپذیری، آگاهی و هوشیاری در قبال، تبعیض و تنفر است.
جایگاه سنّت در دین اسلام
قرآن کریم اولین اصل و اساس اسلام، و سنّت پاک، اصل دوم. و جایگاه آن نسبت به قرآن، بیان کننده و توضیحدهندهی آن است. مجملهای قرآن را تبیین و مسائل مشکل آن را بیان و مطلقها را مقید و عامها را تخصیص و مختصرهای آن را بسط میدهد.
خداوند در آیه ٤٤ سوره نحل میفرماید:
﴿بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِۗ وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ ٤٤﴾ [النحل: ٤٤].
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb