یکی دیگر از آفات و موانع معرفتی کمال، نفاق است. نفاق یا منافق بودن، نفاق در لغت از نفق می آید که به معنی راه است، البته راه های مخفی و راههای پنهانی. درباره لغت «نافقاء» در کتب لغت، چنین آمده است:
موش صحرایی وقتی سوراخ خودش را در صحرا می کند، برای نجات از دشمن دست به یک عمل احتیاطی می زند. یک در برای سوراخش باز می گذارد که همان در معمولی رفت و آمد اوست. بعد از زیر زمین راه دیگری می سازد که منتهی به یک نقطه دور دست می شود، آنگاه این راه از زیر زمین بالا می آید تا به کف زمین نزدیک می شود، اما آن قدر ادامه نمی دهد تا سوراخ در سطح زمین ظاهر بشود
پس از سالها گفتوگو و مناظره و مباحثه با ديگران به اين نتيجهی تلخ رسيدهام که «دليل» و «برهان» و «ادب»، و حتي «سند» و «مدرک» کمترين تأثير را در تغيير افکار آدمها دارد. ذهن و باورهای ما تحت تأثير عوامل ديگری است. مهمترين عامل، شخصيت اخلاقی ما است. اين عامل است که ما را در برابر انديشهای خاضع يا سرکش میکند. شخصيت اخلاقی آدمها در بستری از شرايط خانوادگی و اجتماعی و برخی خصلتهای فردی و عوامل درونی شکل میگيرد و تأثيرگذاری بر اين عوامل، فوق العاده زمانبر و دشوار است.
معنای نقد ناپذیری چیست و آیا شما نقد ناپذیر هستید؟
این فرد به طور کلی نقد پذیرناپذیر و بسیار شیفته خود میباشد خود را از همه بهتر میداند و نسبت به دیگران حساسیت دارد، دوست ندارد کسی از او سبقت بگیرد یا بیشتر از او رشد کند، در ارتباط با او بوی تکبر و غرور به مشام میرسد، افکار و آرای دیگران را نمی پذیرد آنان را مورد تمسخر قرار میدهد، فکر میکند همه در فکر به دست آوردن رضایت او هستند، همیشه در پی آشنایی با دوستان جدید میباشد تا بتواند نظر و اعجاب آنان را به خود جلب کند، به طور کلی افراد نقد ناپذیر مشکل اعتماد به نفس دارند
زندگی، زیباترین تابلوی عشق خداوند است. مهربان خالقی که بستری را فراهم نمود تا موجودی به نام انسان در رنگ مهربانی و خدایی غوطهور باشد صفات زیبای او را تجسم بخشد تا طبیعت و دیگر موجودات و خودش در سایهسار آن آرام بگیرند.
مأموریت من انسان فراتر از دیگرموجودات است. طراوت و شادابی را از روح خود زدودهام شکوفایی و عشق و دلدادگی و دلبری من در یک محیط آرام و هموار و بهاری به وقوع میپیوندد متأسفانه در طی فرآیندی نامبارک به کجراهه گراییدم و اهداف و آرمانهای واقعی که بر آن سرشته شده بودم وارونه گردید.
انسان از بدو تولد و از زمان شناخت جهان و محیط اطراف خود مجموعهای از تصاویر، باورها و رفتارها را در ذهن خود نهادینه میکند که در نهایت تبدیل به معیارهایی برای تجزیه و تحلیل مسایل میگردند. این پیشفرضهای ذهنی گاهی آنچنان قوی هستند که در مقابل هر نوع تغییر مقاومت نموده که فرد برای حفظ باورها و ساختارهای فکری خود به هر نوع توجیه و تفسیر تمسک میجوید. ادموند هوسرل، در مطالعات پدیدارشناسانه خود بر این باور است که پیشفرضهای ذهنی از سختترین موانع بر سر راه کشف حقیقت هستند.
چند روز پیش یکی از مفتیها در یکی از رسانهها به شدت به خالکوبی و برداشتن ابرو حمله کرد و با استناد به حدیثی از ابن مسعود آن را حرام دانست. پیش از آن هم ویدیویی را از یکی از مشایخ دیدم که این کارها را از گناهان کبیره میدانست و زنان را به شدت از این کار برحذر میداشت. مجمع بینالمللی فقه اسلامی هم پیشتر هر گونه عمل زیبایی را حرام اعلام کرده بود به این دلیل که هدف از این کار تغییر آفرینش الهی است. بر خلاف کمیتهی دایمی فتوا در عربستان سعودی و شخص عبد العزیز بن باز که معتقدند چنانچه مصلحت ایجاب کند
یکی از شبهاتی که در مورد خدا مطرح میشود این است که میگویند: چگونه خداوند در قرآن کريم رویگردانان از هدایت خود را به اوصافی همچون چارپایان(أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) یا به حیواناتی مثل الاغ (كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا) یا سگ (فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ)تشبیه میکند؟
چطور ممکن است خدایی که به ما دستور داده که با مردم به نیکی صحبت کنیم(وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا) و بهترین سخن را به مردم بگوییم(وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) خودش برای مخالفانش از این الفاظ استفاده میکند؟
از اینکه علم و دانایی محصول برتر فکر بشر است تردیدی نیست چون حاصل قرنها تلاش و همت شبانهروزی افراد تلاشگر و خستگیناپذیر است؛ ولی متاسفانه کالبدی نیرومند با بازوهای بسیار قوی و پولادینی است که از خلٲ معنویت و انسانیت و سوز و گداز عاشقانه رنج میبرد و بدون آن چون اژدهایی شده که امروزه بلای جان کرەی خاکی و ساکنانش گشتە است.
غرور علمسالاری، نه تنها در کشورهای صنعتی و غربی فراگیر شده بلکه امواج آن بر تار و پود کشورهای شرقی و اسلامی نیز چنگ انداخته است
پیش از پرداختن به موضوع بیداری اسلامی باید گفت در بحث از این پدیده و تعیین ماهیت آن نوعی ابهام وجود دارد؛ وقتی اصطلاح بیداری اسلامی را به کار میبریم، با پدیدهای روبرو هستیم که از دهههای نخست قرن بیستم و مشخصاً با پیدایش جماعت اخوانالمسلمین از سال ١٩٢٨ ظهور کرد. همان جریانی که در اواخر قرن ١٩ میلادی ریشه دارد و به دست جمالالدین افغانی[اسدآبادی] و محمد عبده ساخته شد. نوعی بیداری اسلامی معاصر هم وجود دارد که پس از رنگ باختن ملیگرایی عربی آغاز شد؛ یعنی پس از شکست سخت سال ١٩۶٧ که در قرن بیستم به اوج خود رسید و سپس روند نزولیاش را آغاز کرد.
در جلسۀ قبل رویههای اخلاقی و هنجاری طرح فکری آیدی را در کتاب تکنولوژی و زیست جهان مورد بررسی قرار دادم. گفتم که مسایل هنجاری در فلسفۀ تکنولوژی جایگاه فریدی را از آن خود میکنند. به تعبیر دیگر، نگاه هنجاری به تکنولوژی، خصیصۀ ممتاز بسیاری از طرحهای فلسفی در فلسفۀ تکنولوژی است. پرسش ما در آن جلسه این بود که پساپدیدارشناسی آیدی، چه نسبتهایی با سطح هنجاری تحلیل تکنولوژی برقرار میکند. یدیدارشناسی – و بهتبع آن پساپدیدارشناسی - کاری توصیفی است و نه هنجاری. به همین جهت، همۀ افرادی که درصدد بودهاند
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb