اگر طبیعی است که محوریت متن دینی در زندگی انسان، او را نیازمند «خوانش» و تفسیر چیزی میکند که کثرت و تنوع توضیحات را دربارۀ آن توجیه میکند، پس این نیاز اغلب با عوامل زیادی برخورد می کند که در جهت دهی به فرآیند درک و خوانش این متن تاثیر میگذارند. برخی از آنها مربوط به ایدئولوژی و برخی دیگر مربوط به ذات است، از آنجا که به دلیل تأثیراتی که قدرت بر مفسر - خواننده – را تشکیل میدهد متن را در گرو این مفاهیم می-داند، از این جهت که او خودش را به هر طریقی تابع متن میبیند.
اصطلاح هرمنوتیک در فرهنگ لغات غربی:
دربارهی مفهوم اصطلاح هرمنوتیک
معنای اصطلاح هرمنوتیک چیست؟ آیا هنر تاویل را بیان میکند یا علم تفسیر را؟ این اصطلاح قدیمی است یا جدید؟ رابطه آن با هرمس یا فلسفه هرمسی چیست؟ در این پژوهش به اصطلاح هرمنوتیک می-پردازیم و سعی میکنیم به تعدادی از سوالات در مورد آن پاسخ دهیم تا ماهیت این اصطلاح روشن شود.
اصطلاح هرمنوتیک و فلسفهی هرمسی:
واژهی «هرمنوتیک» عبارت انگلیسی کلمه کلاسیک یونانی «هرمس» است که به معنای (مفسر یا شارح... است، در اسطوره یونانی هرمس، فرستاده خدایان است...
انتقاد برای خدا در آرامش و پایداری مانند شهادت برای خداست؛ نوسانهایی که انتقاد میبینیم خواه در سطح فردی یا اجتماعی علتش آن است که انتقاد در این دو حالت برای خدا نیست. انتقاد برای خدا، ستایش برای خدا، شهادت برای خدا در میان دو کار، گفتن احسنت به کسی که خوب کرده است و تذکر دادن به کسی بد کرده است؛ همهی اینها زیباست و هر چه از سوی خدا باشد زیبا و آرامبخش است. انتقاد برای خدا در زمرهی شهادت برای خداست و شهادت برای خدا را شیطان از عقل و قبل ما زدوده است؛
ساخت روایی در قرآن کریم انواع مختلفی دارد که از زوایای گوناگون می توان آن ها را مورد بررسی قرار داد، از جمله:
نخست: تنوع در ترتيب حوادث
ساخت داستان قرآنی ممکن است بر اساس الگوی متعارف ترتیب حوادث، یعنی از آغاز تا پایان آن باشد و گاهی ممکن است از پایان حوادث شروع شود و گاهی ممکن است از وسط آغاز شود. این تنوع بر اساس انسجام و سیاق کلی سوره است.
از جمله این تنوع روایی داستان طالوت در سوره بقره است که دربارۀ گروهی از بنی اسرائیل صحبت میکند که روزی از یکی از پیامبران خود درخواست کردند
در بخش اول ذکر کردیم که دو نوع مهم از ساخت روایی در قرآن کریم وجود دارد، اولین آنها تنوع در ترتیب حوادث، اما دومی عبارت است از اختصار، ایجاز و گزینش حوادث. در این بخش دو نوع دیگر را بررسی میکنیم که اهمیتشان کمتر از دو نوع قبل نیست، این دو نوع عبارتند از:
أولا : عناصر تشويق
مقصود از تشویق جدیت خواننده در پیگیری حوادث داستان و اشتیاق به شناخت چیزی است که قرار است اتفاق بیفتد، از جمله عناصر تشویق عبارتند از: شگفتی که مواجهۀ خواننده با یک موقعیت یا اتفاق ناگهانی است. از جمله موقعیتهایی که شگفتی در آن به شکل واضح متجلی شده است
(١) دورهای که مقدر شده در آن زندگی کنیم با حوادث عجیب و غریب در زمینههای مختلف روحی و روانی حیات بشری آکنده شده است. هیچ چیزی وجود ندارد که با تلاش نسلهای قبل در یکی از زمینههای فرهنگی ایجاد نشده باشد و آن را پشتیبانی نکرده باشد تا به یک سیستم جامع و هماهنگ تبدیل شده باشد و هیچ اسلوب استواری به عنوان یک روش یا معیار ایجاد و تثبیت نشده است، جز اینکه در این دوران دستخوش تغییر شده است. اسلوبی که شروع به جستجوی اشکال جدیدی کرده که عقل با آن رفعت مییابد و هیچ کدام از بخشهای آن آرام نمیشود تا اینکه به آزادی کامل در بعد سیاسی و اقتصادی در تکنیک و هنرهای زیبا برسد
(2) هجوم او به رویکرد روانشناسی
هوسرل در ابتدای کارهای بزرگ خود «فلسفۀ ریاضیات» در «گرایش روانشناسی» قرار داشت که منشأ تجسمهای ریاضی مانند اعداد، توابع و حقایق حسابی و غیره را به عنوان تفسیرا آمیخته با روانشناسی تفسیر میکند. بنابراین، برای مثال، درک ما از تجسم عدد به عنوان چیزی ناشی از شهود ذهنمان با مجموعههایی اینچنینی تفسیر میشود، با این حال، او تحت تأثیر فرگه (1824- 1925 م) که بهشدت او را انتقاد کرده بود از این روند رها شد و و از طرفدار گرایش روانی به یکی از مخالفان سرسخت آن و مؤثرترین آنها تبدیل شد
انسان همواره ابزار را میسازد و آنها را توسعه میدهد تا اینکه خودش یکی از آن ابزار میشود و بدتر از آن این است که بندۀ ابزار میشود و دستورات او را دنبال میکند و حول مدار گیچکنندهای که قالبگیری کرده میچرخد و و در میدان ظلم و ستم تازهای که کاشته میخشکد.
توجه نظریۀ تاویل در طول پیشرفت خود از زمان شلایماخر تا گادامر همواره بر عبور (یا عدم عبور) از شکاف تاریخی و فرهنگی بود که میان مفسر و متن فاصله ایجاد کرد. این در حالی است که این توجه از جانب نظریه حامل میکروب ضعف و پژمردگی آن است؛ زیرا به نظر میرسد که هرمنوتیک به محض نابودی شکاف توجیهات وجودیاش را از دست خواهد داد
آیا برگزاری مراسمی نظیر نوروز با بینش اسلامی سازگاری دارد؟ آیا مراسمی دیگر شبیه آن، از دیدگاه اسلام ممنوعیت دارد؟ لطفاً این مسئله را آسیبشناسی نمایید؟
با عنایت به اینکه انسانها در زمینههای فکری و اخلاقی بصورت همسان نمیاندیشند و دارای تنوع آراء بوده دیدگاهای مختلفی را در زندگی خویش تولید نمودهاند.
در کل میتوان موضوع مذکور را در سه بخش مختلف دستهبندی نمود:
۱. گروهی از انسانها در زمینهی حل مسائل زندگی، دچار زیادهروی و افراط شده و تعاملی سختگیرانه را نسبت به آنها دارند.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ
«وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا» (الكهف: ٥٤)
انسان بیش از هر چیزی جدلپیشه است.
همه چیز را همگان دانند.
این تعبیر زیبایی است که عقلانیت جمعی را بە رسمیت میشناسد.
گاهی ما تصور میکنیم که عقل کل هستیم و تمام حقایق پیش ماست و دیگران از آن بیبهرەاند.
حقانیت نزد هیچ فردی نیست بلکه حقانیت پیش افراد است و هویت جمعی دارد و در حقیقت هیچکس عقل کل نیست، بلکه عقل کل در عقل جمعی نهفته است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb