از آنجا که موضوع بحث ما ماهیت انسان و حقوقش با توجه به آیات قرآن میباشد، پس باید چگونگی نگاه به آیات مربوطه را تعیین و بررسی کنیم. باور دارم که این کتاب به ما قدرت معرفتی تجدیدپذیر میدهد و از تزهای ایدئولوژیک پیشین پا را فراتر میگذارد. هرچند همهی این ایدئولوژیها را در چارچوب زمانی و مکانیشان دربرگرفته و با ساختارهای فکری آنها همکاری داشته و با نسبتهای معینی به گفتمان تاریخی آنها پاسخ داده است.
انسان در قرآن بر اساس برداشت و الگوی معرفتی ـ تحلیلی ما، موجودی مطلق است.
نفی حاکمیت الهی ربایشی و سرقتی:
قرآن تمام پندارهای ربایشی مبتنی بر میراث تلمودی و متفاوت با حقایق نازل شدهی موجود در تورات مقدّس را نفی کرده است. از آنجا که قرآن خود را مُهیمن و چیره دانسته است، نسبت به میراث موجود در کتابهای مقدس پیشین دیدگاهی انتقادی ارجاعی دارد، گرچه در عین حال مصدق و مؤیّد آنها نیز هست، اما عموم مسلمانان و مفسّران بر جنبهی تأیید و تصدیق آن تمرکز کردهاند، نه هیمنه و چیرگیاش، تا جایی که حتی در اصول فقه اصلی گنجاندهاند که میگوید: «شریعت پیش از ما برای ما هم شریعت است، مگر هنگامی که منسوخ شده باشد» و به عنوان مثال، حتی از منسوخ شدن حکم سنگسار هم غفلت کردهاند.
حقوق شهروندی مجموعهای از حقوق و امتیازاتی است که در نظام حقوقی یک کشور به شهروندان آن با لحاظ دو اصل کرامت انسانی و منع تبعیض در جهت فراهمسازی رشد شخصیت فردی و اجتماعی آنها تعلق میگیرد.
در مکتب اسلام، امنیتی که در پرتو آن انسان بتواند علاوه بر تأمین زندگی دنیویاش پایههای کمال معنوی را به سلامت طی کند، مدنظر است. بدون شک تأمین امنیت شهروندان به طور کامل، تنها از عهدهی دولت برمیآید،
شاید این مثل معروف را شنیده باشید که "فقر که از در وارد شود ایمان از پنجره فرار میکند"،بله واقعا بجا گفتهاند چون نداری در این دنیای پر هیاهو و وابسته به تجملات دلی مؤمن و قانع را میطلبد که صبورانه انتظار بکشد و زندگی و زیبایی آن را در این دنیا خلاصه نبیند
حج یعنی سفر از خود به خدا – یعنی سفر از پوچی به هستی یا ترک خواهشهای نفسانی و لذتهای زود گذر و ترک دشمنیها و کدورتها. یعنی رسیدن به معنویات و هستیها و رسیدن به اصل وجود یعنی ترک حب پست مقام و ثروت.
اسلام نامی آشنایی است که از چهارده قرن پیش تاکنون بر سر زبانهاست؛ عنوانی است برای حقیقتی قدیمی که همراه با آفرینش جهان پا به عرصه گذاشت، با زندگی بشر درآمیخت و به هم و غم و هدف اصلی دعوت تمام پیامبران الهی تبدیل شد؛ پیامبرانی که آمده بودند تا دست آدمیان را بگیرند و در دست آفریدگارشان قرار دهند و به آنان بیاموزند که هدف از آفرینش چیزی جز عبادت و بندگی پروردگار قادر و متعال نیست:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾ مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿ذاریات/٥٧﴾
«و جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند، نیافریدهام؛ از آنان رزقی نخواستهام و نخواستهام که به من خوراک دهند.»
بردهداری در حقیقت شکل افراطی نابرابری اجتماعی است که در آن بعضی از انسانها به عنوان دارایی در تملک دیگران قرار میگرفتند، برده( slave) از ریشه اسلاو (slav ) است،
برادر و خواهرم!
تا بحال به این موضوع فکر کردهایم که آیا حیایی که در دین ما مورد بحث قرار گرفته است فقط مختص زنان میباشد؟ آیا بنظر شما حیا در اجتماع ما واژهای بیکانه نیست؟
اگر به زبان دینی، شایسته است که «مؤمن «دقیق النظر» (ریزبین) باشد؛ جز به استواری سخن نگوید؛ بر ظن و گمانهزنیهای بیوجه خود دامن نزند؛ در جبههگیریها جانب پارسایی (تقوا) و بیطرفی (انصاف) را فرو نگذارد؛ «گوش» باشد، بیش از آنکه «زبان» باشد و برای فهم و عمل به بهترینها مجاهدت کند؛ کلامش متین، نرم و دلیلمند باشد؛ با هر تصمیم تفکّر نماید و در عاقبت هر عمل اندیشه کند؛ ژرفاندیش باشد و ظواهر امور فریبش ندهد. از ریشهیابی (تفقّه) در امور بازنایستد؛ دانشهای اکتسابی (علم المسموع) را بیبهره از دانشهای طبیعی و سرشتین (علم المطبوع) فرانگیرد؛
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb