بخش سوّم: معیارهای تفکّر(Intellectual standards)
وقتی ما کالا یا جنسی را میخریم یا میفروشیم با ابزارهای مانند ترازو و یا متر آنها را اندازهگیری میکنیم و در برابر واحد وزن یا متر آنها را ارزش گذاری میکنیم. ترازو یا متر میزان نسبتا دقیق اندازه کالا و درستی قیمت آن کالا را برای ما مشخص میکند، اما اهمیت، مناسبت، و منطق یا دلیل خریدن یا فروختن آن کالا را مشخص نمیکند. در ضمن به این نکته آگاه هستیم که یک کیلو طلا چند میلیون برابر یک کیلو آهن ارزش و قیمت دارد
زمینه ما غالبأ نقد را به حق میدانیم، اما از آن هراسانیم. از این جهت میتوان نقد را با مرگ نیز مقایسه کرد؛ به آن معنا که شتر مرگ در خانه همه زانو میزند، اما هر فرد ترجیح میدهد که آن کس نباشد. واژه نقد ما را به یاد خاطرههای ناخوشایندی میاندازد؛ خاطره هایی که هم درباره نقد دیگران است و هم در خصوص نقد خودمان. برای مثال، به یاد میآوریم زمانی از سر دلسوزی، رفتار یکی از دوستان صمیمی خود را مورد نقد قرار دادیم
مادری کردن صرفاً خانهداری نیست، کارهای خانه را هر شخصی میتواند به بهترین نحو یاد بگیرد و انجام دهد اما مهر و محبت و معرفت مادری را هیچ کسی جز مادر نمی تواند داشته باشد و انتقال دهد. مادر در واقع، معلم و باغبان باغ انسانیت است همان باغبان و درخت شکوفا شدهای که خود به مرحله میوهدهی و تکثیر بذر رسیده است.
با حضور حسین تیباش، لقمان ستوده و ایران محمدی و محمدعلی آریانژاد، دیدار آنلاین با اعضای شعبهی تهران برگزار شد.
اگر امروز در بین نظریهپردازان ادبیات توافقی وجود داشته باشد، شاید این تلقی رایج باشد که نقد مدرن در وضعیت بحرانی قرار دارد.[١] طبق گفته رنه ولك، نقد ادبی در سال ١٩١٤ وارد وضعیت بحرانی شد. پل دومن در ١٩٧٠ تاریخ این بحران را وقتی عنوان كرد كه تأثیرات قارهای نظریه انتقادی به هرج و مرج سوق یافت. ظاهراً نقد در طول تاریخ خود دچار بحران بوده است.
من كریستوا را در این حد طولانی بررسی میكنم که او نمونهای از رمانتیسم خاص در نظریه انتقادی مدرن است. این رمانتیسیسم تصدیق میکند که توصیف افلاطون از شعر به عنوان ضد اجتماعی صحیح است، اما بیشتر از آنکه زبان شاعرانه را به عنوان تنها امید به وجود اخلاقی تبعید کند، در بر میگیرد. ادبیات و جامعه با یکدیگر مخالفت میکنند و منتقد ادبی تصمیم میگیرد در کنار نیروهای حاشیهای ادبیات بایستد.
در زندگی عمومی و خصوصی ما اختلافات زیادی وجود دارد که به موجب آن، یکپارچگی یا نقص یک شیء به وجود شیء دیگری بستگی دارد. این دو شیء به نوبت در یک عمل وجود دارد، مانند رابطهای که بین بیماری و فقر مشاهده میکنیم. زیرا فقر صاحب خود را برای رویارویی با بیماری مهیا میکند، همانطور که بیماری از طرف آن باعث فقر بیشتر و... میشود. این بدان معنی است که ویژگیهای بسیاری از اشیاء ازخود آنها ناشی نمیشود.
آراسته چهار سال است كه كولبری میكند، به همراه شوهرش. به زنی میماند ٥٠ ساله، اما خودش میگوید كه ٤٠ را هنوز پر نكرده و راست هم میگوید. فقط هفتهای دو مرتبه میرود برای كولبری. جان و توانی برایش نمانده است. دیسك كمر دارد و درد پا امانش را بریده است. شبی ٢٠٠ هزار تومان از كولبری درآمد دارد كه ٦٠ هزار تومانش را هم باید بدهد بابت كرایه راه.
حوادث تلخ و تأسّفبرانگیز سراوان و کشته شدن غمانگیز سوختبران بلوچ، بار دیگر آفتزایی توسعهی نامتوازن و عوارض نابرابری در توزیع ثروت و فرصت را نشان داد و اندوهی عمیق را به ژرفای جان دغدغهداران عدالت و توسعهی کشور چشاند! حکمرانی در یک جامعهی دارای بافت متنوّع، گو اینکه پیچیدگیها و دشواریهای خاصّ خود را دارد، امّا فرمول و منطق خاصّ خود را دارد.
حادثهی بسيار تلخ كشته شدن سوختبران در سراوان، حكايت تلخى است كه بارى ديگر همچون يك زخم كهنه باز شده و سخت نيازمند درمان است. بىگمان در نگاه پديدارشناسى و تحليل چنين حادثهاى بايد آن را به صورت پديدهاى چند عاملى بررسى نمود.
پيشنهاد مىدهم براى لحظاتى به صورت انتزاعى و به عنوان يك ناظر بيرونى به خودمان نگاهى بيندازيم؛
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb