إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • اشاره: مصطفی ملکیان نسبت به چند سال‌گذشته هیچ تغییری در وجوهات اخلاقی نکرده است؛ همچنان آرام با نگاه‌های عمیق، تمرکز قبل از ادای سخن و همان تبسم زیبا و از همه مهم‌تر این‌که هنوز هم مایل نیست تصویری از وی در مصاحبه‌ها نشان داده شود.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • اشاره: بدون تردید عبدالکریم سروش نقشی ماندگار در عرصه‌ی فرهنگ دینی ایران پس از انقلاب اسلامی‌ برجا نهاده است، و کارنامه‌ی علمی‌و فرهنگی او نمونه‌ی خوبی از توازن میان تعهد علمی‌و حساسیت اجتماعی است. در این میان خصوصاً کتاب «قبض و بسط تئوریک شریعت» او نگاه جامعه‌ی دینی فرهیخته‌ی ایرانی را به مقوله دین دگرگون ساخت، و امکانی تازه برای تجدیدنظر در آموزه‌های دینی و تجدید بنای اندیشه اسلامی‌ فراهم آورد.

    نویسنده:
    آرش نراقی
  • راشد الغنوشی در سال ۱۹۴۱. م. در حامة قابس تونس به دنیا آمد. دوره‌ی ابتدایی را در زادگاهش حامة قابس و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه‌ی وابسته به دانشگاه الزیتونیه گذراند سپس جهت ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به شهر مشیبله نقل مکان نمود و در دبیرستان الخلدونیه‌ی آن شهر در مدت سه سال تحصیل به اخذ مدرک دیپلم نائل آمد.

  • امر تعیین‌کننده حق و باطل در فلسفیدن فقط عقل است. اگر امر دیگری جز عقل فیصله بخش نزاع‌ها باشد، دیگر به آن فرآیند فلسفیدن نمی‌گویند. در الهیات آنچه نزاع‌ها را فیصله می‌دهد متون مقدس دینی و مذهبی است، در عرفان شهودهای عارفان، فیصله بخش نزاع‌هاست و در تحقیقات تجربی، روش‌های تجربی. اما نزاع فلسفی هیچ‌وقت با تحقیقات تجربی فیصله نمی‌یابد،

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • «کنت و دوئم منکر اهمیت متافیزیک در علم بودند. کسانی که بیشترین جهد را ورزیدند تا موج ضدّ متافیزیکی در فلسفه و تاریخ نگاری علم را وارونه کنند عبارت‌اند از برت، پوپر و کوایره.» لاکاتوش*
    «مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین» کتابی است در فلسفه علم (علم شناسی) که خود از فروع معرفت‌شناسی است. علم‌شناسی نیز بر دو گونه است: پسینی و پیشینی. و علم‌شناسی پسینی نیز خود سه بخش دارد: یکی تحقیق تاریخی در مبادی غیر علمی علم. و دیگری بازسازی عقلانی تاریخ علم و تحلیل منطقی اجزاء و اندامهای درونی آن، و سوّم تبیین روانشناختی و جامعه‌شناختی رفتار عالمان.

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش
  • طبیعیات کهن که فحص از آثار طبایع می‌کرد، اگر آنها را می‌یافت می‌توانست ادّعا کند که فلان طبیعت همواره و درهمه‌ی جهانهای ممکن فلان آثار را خواهد داشت. و هر بار خداوند آب و خاک و فلک و نمک را بیافریند، باز همین آثار طبعی کنونی خود را خواهند داشت. و (طبیعیات) که علم به این جهان ماده است علم به هر جهان ماده ممکن دیگر هم خواهد بود. امّا تاریخ یا علم جغرافیا است. علم جغرافیا، علم به جغرافیای این جهان است و به هیچ رو ادّعا نمی‌کند که اگر خداوند بار دیگر هم عالمی بیافریند باز هم کوه‌ها و دره‌ها و رودها (و بل کرات مختلف آن) چنین نظمی و نسبتی خواهند داشت. 

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش
  • رعایت حدّ عینیت و ذهنیت، همیشه مشکل هر معرفت‌شناسی بوده است و فلسفه علم نیز که از اقسام معرفت‌شناسی است به این مشکل مبتلا است. فلسفه علم منطقی-دستوری خواهان علمی صددرصد ابژکتیو بود. امّا تحقیقات فراوان بازنمود که تاریخ علم آشفته‌تر از آن است که در قالب روش‌های معینی ریخته شود، و عالمان نیز انسانتر از آنند که ماشین‌وار عمل کنند، و خرد خشک و خام را بر جمیع عواطف خویش حاکم سازند، و عوامل محیطی و اجتماعی نیز سرکشتر از آنند که حرمت عقل را نگه دارند و همه جا به میل یا به فرمان وی سربسپارند. 

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش
  • دین و اخلاق

    03 اسفند 1389

     یکی از بحث‌‌‌های بسیار مهم و حیاتی امروز، ارتباط دین و اخلاق است. اگر بخواهیم به طور سیستماتیک در این مورد بحث کنیم، باید اشاره کنیم اعتقاد کسانی بر این است که دین و اخلاق با هم ارتباطی ندارند، چون اصولاً هر دو یک چیزند. این گروه به هویت(1) دین و اخلاق حکم کرده‌اند و هر دو را یک گرایش دانسته‌اند. به نظر می‌رسد کسانی که آیین کنفوسیوس را قبول دارند، کاملاً به این گرایش معتقد باشند که دین همان اخلاق است و اخلاق همان دین.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • سر ویلیم دیوید راس ( Sir William David Ross)، فیلسوف اخلاق انگلیسی (1971-1877)، هم در فلسفه اخلاق وظیفه‌گروانه‌ی (deontologistic) کانت نقاط قوت و نقاط ضعفی می‌دید، و هم در فلسفه‌ی اخلاق نتیجه‌گروانه‌ی (consequentialistic) بزرگترین معارضان کانت، یعنی فایده‌نگر (utilitarianist)انی مانند بنتام و میل. از این ‌رو، نه هیچیک از این د و فلسفه‌ی اخلاق را یکسره رد می‌توانست کرد، و نه هیچیک را یکسره قبول. به همین جهت، درصد برآمد که سختی نو بیاورد که نقاط قوت هر دو فلسفه‌ی اخلاق را داشته باشد و دستخوش نقاط ضعف هیچیک از آنها نباشد.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • اشاره: 
    متن حاضر حاصل گفت‌و گوی مجله‌ی راه‌ نو با استاد مصطفی ملکیان درباره‌ی آثار مباحث کلامی – فلسفی جدید بر حوزه‌های علمیه، روشنفکری دینی، سنت‌گرایی، عقلانیت، سکولاریسم و … است که نخستین بار در سال ۷۶ در همان مجله انتشار یافت. راه نو: در سالهای اخیر با موجی از توجه به مباحث جدید فلسفی و کلامی در حوزه‌های علمیه مواجه هستیم. گواه آشکارش مقالات و مجلاتی است که از طرف حوزویان منتشر می شود. فکر می کنید چه چیزی این موج را به راه انداخته است؟

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان