إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  •   آیا حقوق افراد و حاکمیت مردمی می‌‌تواند در ایمان ریشه داشته باشد؟
    چند قرن پیش اگر یک حقوقدان مسلمان تصمیم می‌گرفت رساله‌ای در مورد اسلام و حکومت بنویسد، آن را با تمایزگذاری میان سه نوع نظام سیاسی آغاز می‌کرد. اولین نظام را طبیعی می‌نامید -مانند وضعیت بدوی طبیعت، دنیایی نامتمدن و پرآشوب که قدرتمندترین افراد ظالمانه بر سایرین حکومت می‌کردند. به جای قانون، رسوم حکمفرما بود و به جای دولت، بزرگان قبیله که تنها مادامی که قوی‌ترین بودند مورد پیروی قرار می‌گرفتند.

    نویسنده:
    خالد ابوالفضل
  •  بسیار طبیعی است حزب و جریانی که در معرض سرکوب قرار می‌گیرد، بیش از هر چیز بر ضرورت حاکمیت مردم‌سالاری و آزادی تأکید ورزد. در مقابل نظام سیاسی مستبد حاکم بر تونس (که توسعه‌ی ضددینی را دنبال می‌کردند و آن را دستاویز و بهانه سرکوب آزادی‌ها قرار داده بود) جریان اسلام‌گرا به این نتیجه رسید که برای حاکمیت بخشیدن به ارزش‌ها و آموزه‌های اسلامی در این کشور راهی جز تثبیت مردم‌سالاری و به رسمیت شناخته‌شدن آزادی‌های عمومی وجود ندارد. راشد الغنوشی

    نویسنده:
    راشد الغنوشی
  • ;موضوع بحث «اخلاقى زیستن و اجتماعى عمل کردن» است. به تعبیرى دیگر، توجه دادن به پشت صحنه عمل اجتماعى و التفات دادن به این نکته که عمل اجتماعى همیشه در زمینه است که معنا دارد و قابل استمرار است.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • چکیده
    فضل‌الرحمان یکی از نواندیشان مسلمان بود که سعی داشت با نقد و تحلیل روش‌شناسی مطالعات اسلامی، بر کارایی دین در جهان امروز بیافزاید و مسیر تحقق جامعه دینی را هموارتر نماید.
    در این مقاله پس از طرح ماهیت پروژه فکری فضل‌الرحمان و بیان جایگاه قرآن در اندیشه او، روش تفسیری وی که به نظریه دو حرکتی موسوم است، مطرح گشته و به برخی از پیش فرض‌های هرمنوتیکی این نظریه و هم‌سانی آن با مبانی هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک اشاره شده است.

    نویسنده:
    فضل الرحمن
  • اشاره: نقد و بررسی تاریخ جنبش اجتماعی کردها در ایران و کشورهای منطقه از سوی تحلیلگران دولتی و حتی غیردولتی همواره با مشکلات اساسی در درک ماهیت جنبش و خواسته‌‌‌های آن روبرو بوده است. غلبه‌ی توهم توطئه نسبت به کل جنبش، جدایی طلبی و وابستگی به کشورهای منطقه را شاید بتوان به عنوان مهمترین مشکلات موجود در تحلیل جنبش کردها از سوی دیگران عنوان کرد. به نظر می‌رسد مشکل جدی در فهم و کنش متقابل در سطح منطقه و در میان نیروهای موثر منطقه وجود دارد و مانع از آن می‌شود که به روشی مسالمت آمیز مسائل مطرح و درک شوند.

    نویسنده:
    عبدالعزیز مولودی - دکتری علوم سیاسی
  • برعکس آنچه‌ در اروپا روی داد، سکولاریسم[1] در اسلام بر اصلاح دینی پیشی گرفت، چیزی که‌ عواقب وخیمی بر تحوّلات سیاسی جوامع اسلامی برجای گذاشت. نادر هاشمی طرح مسأله‌ی مبارزه‌ی لاییسیته‌ را در غیاب اصلاحات فراگیر عقیدتی، در مقاله‌ی زیر مورد نقد و واکاوی قرار می‌دهد. عبدو فیلالی انصاری[2] یکی از روشنفکران فرهیخته‌ای است که‌ درحال حاضر به‌ نظریه‌پردازی درباره‌ی رابطه‌ی اسلام با دموکراسی اهتمام جدّی می‌ورزد.

    نویسنده:
    نادر هاشمی
  • از نقطه‌ای آغاز می‌کنم که به زعم این قلم لبّ لباب اندیشه ملکیان است. ابتدا سخنی از وی نقل می‌کنم و سپس تأویلی از آن را در ادامه بسط می‌دهم و فی‌النّهایه‌ نکاتی پیرامون اندیشه‌ی وی طرح کنم. بدیهی است که نگارنده، تنها فهم خود را از کلام ملکیان بیان می‌دارد و مدافع و متنقد همین فهم خواهد بود نه شخص ملکیان و یا تصورات حقیقی وی.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • ۱. پرسش اصلی من در این نوشتار این است:
    آیا مسلمانی و سکولاریسم با یکدیگر قابل جمع است؟ آیا فرد می‌تواند هم مسلمان باشد و هم به نحو سازگاری به اقتضائات سکولاریسم پایبند باشد؟
    در حدّی که من درمی‌یابم یکی از مهمترین پیش‌شرطهای تحقق سکولاریسم، التزام به فضیلتی است که می‌توان آن را «رواداری بر مبنای احترام متقابل» نامید. اگر این ادعا درست باشد، در آن صورت پاسخ پرسش اوّل تاحدّ زیادی در گرو پرسش دیگری خواهد بود:
    آیا یک مسلمان از آن حیث که مسلمان است می‌تواند فضیلت «رواداری بر مبنای احترام متقابل» را به رسمیت بشناسد؟

    نویسنده:
    آرش نراقی
  • حقیقت قدسی از ورای سکوت می‌تراود. قرآن در بیان داستان زندگی زکریا سکوت را نشانه ای از سوی خداوند می‌شمارد: «قَالَ رَبِّ اجْعَل لِی آیَةً قَالَ آیَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَیَالٍ سَوِیّاً (10) فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنْ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَعَشِیّاً»(مریم، ۱۰-۱۱).

    نویسنده:
    آرش نراقی
  •  1. حاجتی به یادآوری نیست که استاد محترم مصطفی ملکیان از روشنفکران مهم و تأثیرگذار دوران معاصر است.
    در دهه اخیر، آثار زیادی از ایشان در قالب مقاله، سخنرانی، گفتگو و ترجمه منتشر شده است. آراء دین‌شناختی، فلسفی، اخلاقی و روان‌شناختی ایشان نیز در "سنت و سکولاریسم"، "راهی به رهایی"، "مشتاقی و مجهوری"، "مهر ماندگار" و "حدیث آرزومندی" به چاپ رسیده است. پیش از این توفیق داشته‌ام تا در باب آراء دین‌شناختی ایشان و ربط و نسبت میان تدین و تعبد نکاتی را متذکر شوم[1].
    در این نوشتار می‌کوشم تا به منظومه اخلاقی ایشان پرداخته، مواضع ایشان را در یکی از مباحث فرااخلاق[2] (رابطه میان دین و اخلاق) و اخلاق هنجاری[3] (تأکید بر اخلاق فضیلت‌گرا[4] در قیاس با اخلاق فایده گرا[5] و وظیفه گرا[6]) به بحث بگذارم. برای روشن‌تر شدن مطلب، مواضع ایشان را در موارد فوق با آراء روشنفکران دینی متقدم (مرحوم مهدی بازرگان و مرحوم علی شریعتی) و روشنفکران دینی متأخر (عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری) قیاس می‌کنم.

    نویسنده:
    سروش دباغ