إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • عقلانیت مؤمن

    29 آذر 1388

    در زمانی که سرسپردگان مدرنیته‌ی غربی و روشنفکری مادّی عقیده‌شان را با این شعار ابراز می‌کنند که:«بر عقل جز خود عقل سلطه ندارد» و در این باره خواهان آزادی عقل از نقل هستند، هر چند این نقل، وحی الهی و شریعت آسمانی باشد! می‌بینیم

    نویسنده:
    دکتر محمد عماره
  • قال الله‌ العظیم فی محکم آیاته: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا» صدق الله‌ العظیم (نساء:3)
    تعدّد زوجات یا چندهمسری
    خاورشناسان و مبلغان مسیحی مسأله‌ی «چندهمسری» را به گونه‌ای برای تبلیغات خود مورد بحث قرار داده‌اند که گویا این مسأله جزو شعایر عبادی اسلام یا یکی از واجبات یا حداقل یکی از مسائل مستحب است! اما باید دانست که چنین تبلیغاتی برای گمراهی دیگران است. زیرا طبق قاعده معمول و شرایط طبیعی زندگی، در اسلام اصل برآن است که

  • ۱. پرسش اصلی من در این نوشتار این است: آیا در یک جنبش مدنی مسالمت‌آمیز، مردمانی که قربانی خشونت و سرکوب هستند اخلاقاً مجازند که متقابلاً از خشونت به مثابه روشی برای تحقق اهداف جنبش خود بهره بجویند؟

    نویسنده:
    آرش نراقی
  • (۱) پرسش این است: آیا خیانت در روابط زناشویی اخلاقاً نارواست؟
    مقصود من از "خیانت در روابط زناشویی" این است که مرد یا زنی متأهل با فردی غیر از همسر خود (یعنی بیرون از حریم زناشویی) روابط جنسی برقرار کند. البته تعبیر "خیانت" در اینجا تاحدّی گمراه کننده است. زیرا این تعبیر مفهوماً بر امری اخلاقاً ناروا اطلاق می شود، و در این صورت "خیانت" در روابط زناشویی بنا به تعریف ناروا خواهد بود.

    نویسنده:
    آرش نراقی
  • یکی بر سر شاخ و بن می‌برید
    مروری کوتاه بر تاریخ اندیشه‌ی دینی حکایت از آن دارد که در این دیدگاه ارزش و کارایی عقل محل انکار و تردید بوده است. اگر چه بسیاری از متون دینی، عقل را به عنوان یک آیت‌ الهی ستوده‌اند و در عداد آفریده‌های شگرف خلقت تمجید کرده‌اند، آن را میزان مزیت انسان قرار داده و به تقویت و تبعیت آن فراخوانده‌اند و حتی آن را سرمایه‌ی عبودیت انسان شمرده‌اند،

    نویسنده:
    مرتضی مردیها
  • و چون او نگریست اینک آن بوته به آتش مشتعل است، امّا سوخته نمی‌شود[1]. و به خانواده‌ی خود گفت: درنگ کنید، که من از دور آتشی می‌بینم، شاید برایتان قَبَسی بیاورم یا در روشنایی آن راهی بیابم. چون نزدیک آتش آمد، ندا داده شد: ای موسی من پروردگار تو هستم. پای‌افزارت را بیرون کن که اینک در وادی مقدس طُویَْ هستی. و من تو را برگزیده‌ام. پس به آنچه وحی می‌شود گوش فرادارد. خدای یکتا من هستم، هیچ خدایی جز من نیست. پس مرا بپرست و تا مرا یاد کنی نماز بگزار. قیامت آمدنی است.

    نویسنده:
    آرش نراقی
  • ارتباط فلسفه‌ی دین با علوم دیگر فلسفه‌ی دین با همه‌ی علومی که به نحوی با دین نسبت و ربط دارند در ارتباط است و در عین اینکه از جنبه‌ی تعلق داشتن به دین با آنها همانندی دارد، از جنبه‌های دیگر از آنها متمایز است.

  • اشاره:  سیاست از دیرباز در زندگی بشر حضوری فعال داشته است؛ از این‌‌‌رو، تفکر درباره‌‌‌‌‌‌ی آن، سابقه‌‌‌ای طولانی دارد. علمای دینی مسلمان نیز در هر سده بنا بر اوضاع و احوال روزگار خود آن را تفسیر و تعبیر کرده‌‌‌اند، یکی از این بزرگان، ابوحامد محمد غزالی است که یکی از بزرگترین و اصیل‏ترین متفکران، نه در جهان اسلام بلکه در تاریخ تفکر بشر است. وی از مشهورترین و مؤثرترین متفکران عالم اسلام است که به ‌‌‌حجة‏الإسلام شهرت یافته و در عرصه ‌‌‌مسایل فقه سیاسی اسلام صاحب نظریات بدیع و بی‌‌‌بدیلی است. ‌‌‌حجة‏الإسلام با توجه به نگرش ویژه‌‌‌ی خود از اسلام، جامعه‌‌‌ای آرمانی و ایده‌‌‌آل را تصویر می‌‌‌کند و در آن بیش از هر چیزی، نیروهای آن جامعه را مورد توجه قرار داده است. اگر آثار غزالی را به عنوان گنجینه و مخزنی واکاویم در می‌‌‌یابیم که وی در دو جنبه‌‌‌ی تئوری و عملی سیاست دخالت کرده است. در این جستار، اجمالاً و ایجازاً به بررسی نگرش غزالی درباره‌‌‌ی سیاست از لا‌‌‌به‌‌‌لای آثار وی می‌‌‌پردازیم.

  • با سپری‌شدن آخرین روزهای سال 88 و آخرین شب‌هایی که خواب زمستانی از چهره‌ی دشت‌ها و درختان رخت برمی‌بست، مژده‌ی رویشی دوباره و سرآغاز فصلی نو آمدن بهار را نوید می‌داد و همه در انتظار رسیدن آن نام بهار را زمزمه می‌کردیم و با لحظه‌شماری به نزدیک‌شدن سال نو و تعطیلات، خود را برای بازگشت و سفر نزد خانواده‌هایمان آماده می‌کردیم و با شور و شوقی که در وجود تک تک ما به خوبی احساس می‌شد با آرزوی سفری خوش در سال نو از همدیگر جدا شدیم.

    نویسنده:
    فریبا قهرمانی
  • نوشتار حاضر ترجمه‌ی مقاله‌ای است تحت عنوان «حوّا بین الدین والأسطورة» که در کتاب داوئر الخوف؛ قراءة فی خطاب المرأة (الطبعة الاولی؛ مرکز الثقافی العربی، 1999، ص 17ـ24) به چاپ رسیده است. [1] دکتر ابوزید در این بخش از کتاب مرزهای هول انگیز به نقد قصه‌ای تفسیری از وهب بن مُنَبِّه درباره نقش حوّا (علیها السلام) در اغوای آدم (علیه السلام) و خروج آن دو از بهشت پرداخته است؛ افسانه‌ای که محمدبن جریر طبری در تفسیر جامع البیان عن تأویل آی القرآن آن را نقل کرده و به زعم خویش از تراث تفسیری اسلام به شمار آورده است. حال آنکه بررسی محتوایی این داستان و تأمّل در فرهنگ تاریخی حاکم در عصر نزول قرآن درباره زن و اصالت وجودی او از منظر نگرش قرآنی، دیدگاهی مخالف با قصّه‌ها و افسانه‌هایی همچون اسطوره وهب بن منبّه درباره داستان حوّا، و نقش او در خروج آدم از بهشت (دارالثواب یا جنّت عدن) فرا روی پژوهشگر قرآن قرار می‌دهد و با کنار زدن حجاب جهل و ظلمت از چهره حقیقی حضرت حوّا، او را با حقیقت آشنا می‌سازد. البته ناگفته پیداست که رسوخ چنین اندیشه‌هایی در فرهنگ مکتوب و عرفی مسلمانان، رهاورد تعامل مسلمانان عصر نزول با فرهنگ دیگر ادیان بوده، ریشه‌ای قرآنی ندارد، ولی همچنان تا به امروز در ذخایر تفسیری آن‌ها ماندگار شده و نزد برخی از ظاهراندیشان قرآنی جایگاهی علمی در تبیین ناگفته‌های قرآن به خود گرفته است. شایان ذکر است که ترجمه و طرح چنین گفتاری به منزله تأیید دیدگاه منتقد و نگارنده مقاله نیست؛ بلکه صرفاً برای آشنایی با دیدگاه‌های او و فتح بابی برای امکان نقد، آن هم در صورت وجود کاستی‌هایی در تحلیل ایشان، سامان یافته است. امید آنکه قرآن پژوهان را مفید افتد.

    نویسنده:
    دکتر نصر حامد ابوزید