إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • به اعتقاد بسیاری از فیلسوفان، نوع‌دوستی مولفه‌ی اصلی اخلاق است و مردم غالباً رفتارهای نوع‌دوستانه انجام می‌دهند. سایر فلاسفه به همراه بسیاری از زیست‌شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی ادعا كرده‌اند كه حقایقی در مورد روانشناسی انسان، یا فرآیندهای تکاملی منجر به شکل‌گیری روانشناسی انسان، نشان می‌دهد که هیچ کدام از رفتارهای انسانی کاملاً نوع‌دوستانه نیست. بخشی از این اختلاف می‌تواند به این واقعیت بازگردد که هم فیلسوفان و هم دانشمندان از اصطلاح «نوع‌دوستی» با معانی کاملاً متفاوتی استفاده می‌کنند. در بخش‌های دوم، سوم و چهارم تعدادی از محاسبات نوع‌دوستی مورد استفاده مشخص می‌شود.

  • ٥. منازعه‌ی خودگرایی در برابر نوع‌دوستی در روان‌شناسی

    مطالب روانشناختی مرتبط با منازعه‌ی خودگرایی در برابر نوع‌دوستی، وسیع است؛[١٣] در راستای شیوه‌ی انتخابی، مقاله بر اثر دانیل باتسون و همفکرانش متمرکز خواهد بود که به لحاظ فلسفی برخی از تأثیرگذارترین و پیچیده‌ترین تحقیقات را در این زمینه انجام داده‌اند.

    باتسون به همراه بسیاری دیگر از محققان با اقتباس ایده‌ای با ریشه‌های عمیق در مباحث فلسفی نوع‌دوستی تحقیق خود را آغاز می‌کند. با این‌که جزئیات و اصطلاحات به طور قابل ملاحظه‌ای از نویسنده‌ای به نویسنده‌ی دیگر متفاوت است، اما ایده‌ی اصلی این است که نوع‌دوستی غالباً محصول واکنش عاطفی به رنج شخص دیگر است.

  • خودگرایی می‌تواند موقعیتی توصیفی یا هنجاری باشد. خودگرایی روان‌شناختی به عنوان مشهورترین موقعیت توصیفی ادعا می‌کند که هر شخص یک هدف غائی دارد که رفاه خودش است. صور هنجاری خودگرایی بیش از آن‌که توصیفی از اعمال فرد باشد، اعمالی که باید فرد انجام دهد را مطرح می‌کنند. خودگرایی اخلاقی ادعا می‌کند که من به لحاظ اخلاقی باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل منافع شخصی من را افزایش می‌دهد. خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که من باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل باعث افزایش منافع شخصی من می‌شود.

  • ٢. خودگرایی اخلاقی

    خودخواهی اخلاقی مدعیست من به لحاظ اخلاقی باید برخی اقدامات را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آنها موجب حداکثرسازی منافع شخصی من شود. (امکاناتی غیر از حداکثرسازی وجود دارد. مثلاً ممکن است شخصی ادعا کند که فرد باید به سطح خاصی از رفاه برسد، اما نیازی به دستاورد بیشتر ندارد. خودگرایی اخلاقی ممکن است در اموری غیر از اقدامات مثل قواعد یا ویژگی‌های شخص نیز اعمال شود. از آن‌جا که این تنوع غیرمعمول است و استدلال‌های موافق و مخالف آنها عمدتاً همانند نسخه‌های استاندارد است، آنها را کنار گذاشتم.)

  • 3. خودگرایی عقلانی

    خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که من باید کاری را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل باعث افزایش منافع شخصی من شود. (همانند خودگرایی اخلاقی، انواع مختلفی وجود دارد که به حداکثرسازی یا ارزیابی قواعد یا ویژگی‌های شخصیتی به جای اقدامات می‌پردازد. همچنین انواع مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود حداکثرسازی بهره‌ی شخصی ضروری باشد، اما کافی نیست یا کافی است، اما لازم نیست برای عملی که باید انجام دهم. دوباره این مسائل را مطرح می‌کنم) خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که باید چه کاری بدون محدودیت «باید» یا «دلیل» به یک «باید» یا «دلیل» اخلاقی انجام دهیم. 

  • صاحب این قلم معتقد است زیست‌جهان تاریخی ما در اینجا و اکنون، مطلقاً آمادگی ورود به پاره‌ای بحث‌های عمیق و جدی را ندارد و هنوز در مراحل ماقبل این بحث‌ها ایستاده است. بیان دلایل و علل این عدم آمادگی فراتر از حوصله‌ی این نوشتار مختصر است منتها همین فشار تاریخی، گاه ایجاب می‌کند که ما به برخی از مسائل ظاهراً بی‌ربط به بستر حیاتمان ورود کنیم. بحث از مسأله‌ی پیچیده و چندوجهی آزادی بیان، حدود و ثغور آن و نیز رابطه‌اش با نفرت‌پراکنی (Hate speech) از این قبیل مسائل است. باری این نوشته را با شرح مختصری از یک پرونده‌ی قضایی پی می‌گیریم که در نوامبر سال2004 مورد بررسی دادگاه اروپایی حقوق بشر (The European Court of Human Rights) قرار گرفته است:

  • وبینار «اسوه‌ی حسنه»، به مناسبت میلاد پیامبر(ص) توسط جماعت دعوت و اصلاح شعبه‌ی فارس، شامگاه جمعه ٩ آبان برگزار شد. 

  • سبّ النّبی

    16 آبان 1399

    لعن و دشنام و سب و ناسزا و هرگونه اهانت به پیامبر اسلام را سبّ النّبی گویند و این مسئله شامل تمامی‌ پیامبران خدا نیز می‌شود، زیرا در قرآن کریم هیچ تفاوتی میان پیامبران خدا نیست «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ»(بقره: ۱۳۶) و هیچ آیه‌ای درباره‌ی سبّ النّبی و حکم آن وجود ندارد، ولی آیات فراوانی هست که هر گونه ایذاء و آزار پیامبر را حرام و مستوجب عذاب دردناک دانسته است؛ مثلاً خداوند می‌فرماید :«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا»(احزاب: ۵۷) آزار رساندن به پیامبر (ص) شامل هر نوع ایذاء و آزاری است که از سر بی‌ایمانی و تمسخر و استهراء و تحقیر برخیزد

  • ۱- برخورداری از نگاهی شمولی و فراگیر 

    به این معنا که اوّلا: شامل تمام اقشار و اصناف است که از همراهی جمعی از نیک‌خواهان و دین دوستان اهل سنّت کشور که از اقشار گوناگونی مانند علمای دینی، اساتید دانشگاه، فرهنگیان، دانشجویان، طلّاب، بازاریان، کارگران برخوردار است.

    ثانیاً: تمامی جوانب دین را تحت پوشش و مدّ نظر قرار داده است. لذا به بهانه‌ی کار تربیتی و تزکیه، امور سیاسی و اجتماعی را کنار نگذاشته و یا به بهانه‌ی سیاست و اجتماع، از تربیت غافل نشده است.

  • قضاوت نمودن دربارۀ این‌که آیا یک شخص به لحاظ اخلاقی مسئول رفتار خود است و یا دیگران و ما را مسئول کنش‌ها و پیامدهای آنها می‌داند یا خیر، بخشی بنیادین و آشنا در اعمال اخلاقی و روابط میان‌فردی ما است.

    این قضاوت که یک شخص به لحاظ اخلاقی، مسئول رفتار خود است، حداقل در تقریبی اولیه شامل انتساب برخی توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها به شخص و مشاهده رفتارش (به روش صحیح) ناشی از این واقعیت که فرد این توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها را دارد و اعمال کرده است، می‌باشد. اگر بررسی صحیح توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها موردبحث باشد (و بررسی گزارش‌های مختلف، هدف این مقاله است)