بسیاری از غربیها توجّه شایانی به مسألهی حقوق بشر از جهت فکری و عملی دارند و صدها کتاب و مقاله در این باره تألیف کردهاند. حقوق بشر از جمله موضوعاتی بوده که فرهنگهای غیر غربی هم به آن پرداختهاند. برخی بر این باورند که هر فرهنگی حق دارد تصور مستقلی از حقوق بشر داشته باشد و این تصور میتواند با تصور غربی که در اعلامیهی جهانی حقوق بشر آمده است متفاوت باشد. برخی نیز میگویند حقوقی که در این اعلامیه آمده است حقوق جهانی است و میتواند معیاری برای فرهنگهای محلی باشد.
او نیز گذشت از این گذرگاه
وان کیست که نگذرد از این راه
در این وضعیّت کرونایی و قرنطینه که من و عموم هموطنانم و حتّی بسیاری از انسانها در کشورهای دیگر را خانهنشین کرده و فشارهای روحی و روانی زیادی را بر آنها تحمیل ساخته و بلکه خیل کثیری را نیز در نتیجهی بیکفایتی متولّیان دولتی و بهداشتی به کام مرگ کشانده است، امروز صبح نیز همچون چند روز اخیر خواستم پیش از رفتن سروقت مطالعه و ترجمه و نوشتن سری به فضای مجازی بزنم و گذری به اخبار و رویدادهای تازه داشته باشم. امّا خبری ناگوار مرا بهشدّت متأثّر و اندوهگین ساخت
قربانیان مرگ در میان انسانها بیشمارند از جمله هزاران نفری که روزانه میمیرند؛ اما تنها خاطرهی مرگِ شمار اندکی از آنان در ذهنها باقی میماند؛ کمتر کسانی هستند که وقتی از میان ما میروند و دنیای ما را بدرود میگویند، جهان با دیدن جای خالی آن اندوهگین میشود و انسانیت با از دست دادن آنها زیبایی و جلال خود را از دست میدهد. جبار و توانا همین مرگ است که با جرأت و شهامت دژهای استوار را در مینوردد و ساکناش را با چالاکی میرباید و کسی که نوبتش رسیده باشد باید برود اگرچه به وزن امتی باشد و نمایندهی یک منهج و رسالت باشد. باید برود اگر چه وجدان یک ملت باشد؛ ذخیرهی یک تمدن و قامت یک فرهنگ و اندیشه باشد و در جایگاه دانشمند و فیلسوف و حکیم نشسته باشد.
دکتر عماره یکی از کسانی بود که خداوند صفات علمای بزرگ امّت را در او جمع کرده بود؛ در شخصیت او سادگی و فروتنی و هیبت و وقار را در آن واحد میدیدی. در سخن گفتن با او در و بحث و پرسش و پاسخ مانعی میان خود و او احساس نمیکردی نه خستگی ابراز میکرد و نه گله و شکایتی مینمود. هیبت و وقار و جدیت او ایجاب میکرد که جدی و دقیق باشی. این صفات است که ارزش ادب در کنار بزرگان را به انسان میآموزد.
آثار نوشتاری و شنیداری و دیداری او نشان میدهد که دانشمند بزرگی است و شاکلهی فکری او آمیزهای از اندیشه و فلسفه و عقیده و ادب و تاریخ و فقه است.
چالش رقص و خندهی پزشکان و پرستارانی که در خطّ مقدّم مبارزه با ویروس مخوف کرونا قرار دارند، نخستین بار از چین شروع شد. زمانی که در ایران هنوز خبری از همهگیری این بیماری نبود.
امّا در روزهای اخیر هر روز ویدئوهای بیشتری از رقص و حرکات موزون پرستاران و کادر درمانی بیمارستانهای کشور منتشر و شبکههای مجازی را پر میکند.
فرق ایران با چین این است که این کلیپها رسماً ممنوع بوده و مغایر شعائر و ایستارهای رسمی فرهنگی حاکم محسوب میشوند. هرچند بە نظر میرسد شرکت کنندگان در این آئینها از تمهیدات بهداشتی ضدّ کرونایی نظیر ماسک و کلاه و عینک برای ناشناخته ماندن و در امان بودن از عواقب احتمالی بهره میجویند،
در هرعصر و زمانهای، از آفرینش آدم تا امروز و تا روز رستاخیز خدای مهربان از راههای زیادی بندگان خود را هشدار و به برگشت به سوی خود ندا داده است.
(يا مقلب القلوب والابصار)
:ای دگرگون کننده قلبها و چشمها
اگر ترسی است در قلبها و چشمها که در پی خطایی آلوده شده؛ از خدا خواستاریم که همراه با زیباییهای سال نو و ديدن خوبیها اصلاحش گرداند.
شاید در یک قرن اخیر و حتّی تاریخ بشر، چالشی با این جدّیت و وسعت که بتواند اقصی نقاط زمین را به این سرعت درنوردیده و تهدید نماید به ندرت وجود داشته است. درواقع، آنچه کووید ۱۹ را از بیماریهای همخانوادهاش به کلّ جدا میسازد، سرعتِ شگفتانگیز گسترش آن و به عبارتی، عالمگیریِ شتابان آن است.
وقتی خداوند بخواهد شروع جدیدی را برای نوع بشر رقم بزند پایان یافتن چیزهایی دیگر اتفاق میافتد. هرگز شروع در وجود ما متولد نمیشود، مگر اینکه خود نیز پایان بسیاری از چیزها را امضا و تاریخ انقضا بزنیم. برای پذیرش شروعهایی که ما و فهم و روش زندگی ما را به سوی تغییری جدّی سوق میدهد رخت آگاهی را باید نو کرد.
اگر چه مرا میشناسید، باز هم خود را معرّفی میکنم: من ویروسی هستم که نقشهی حوادث جاری در جهان را دگرگون و نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی جهان را متزلزل ساخت. هنوز هم ابهّت، برتری و طغیانگریم را حفظ کردم، از ارتش آسیا، اروپا، امریکا و چین که زادگاهم است، نیرومندتر هستم، من ویروس هوشمند و پیشرفتهای هستم
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb