إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • پیشگفتار:

    به دنبال عهد شكنی و خیانت مكّیان به پیمان صلح حدیبیه و اطلاع مسلمانان از این خیانت، ابوسفیان به همراه هیئت نمایندگی مكّه به مدینه آمد تا پیمان را دوباره برقرار کند، اما محمّد كه نمی‌توانست حق كشته شدگان بنی‌خزاعه را كه در پناه او بودند، نادیده بگیرد به ابوسفیان توجّهی نکرد و ابوسفیان كه در مدینه با مشاهده‌ی تعداد فراوان مسلمانان حیرت‌زده شده بود، در حالی كه بسیار ترسیده بود به مكّه بازگشت و قضیه را به اطلاع رؤسای طوایف و بزرگان مكّه رساند.

    سال هشتم هجری:

    ١-حركت به سوی مكّه

    سرانجام محمّد با ارتشی ده‌ هزار نفره از مسلمانان به سوی مکه حرکت کرد و در مسیر نیز هر ساعت سربازان قبیله‌های تازه مسلمان شده

  • دیه زن و مرد غیر مسلمان
    فقها درباره دیه زن و مرد غیر مسلمان اختلاف دارند. ابوحنیفه گفته است دیه آنها در عمد و خطا بدون هیچ تفاوتی با مسلمان یکسان است.

  • بیداری اسلامی؛ گرچه من از پیشگامان آن نیستم و یکی از شاگردانش هستم به من درس‌‌ها، ارزش‌ها و مبانی والایی آموخت که مسیر درست زندگی را به او نشان داده و جهان جاوید را پیش رویش قرار می‌دهد.

    «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت: ۳۳)

     ۱ـ بیداری اسلامی به من آموخت که در زندگی فرمانبردار خداوند بوده، با قرآن زندگی کنم و از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- پیروی نمایم و همچنین آموختم که انسان باید در زندگی دارای هدفی والا باشد.

    ۲ـ بیداری اسلامی به من آموخت که این امّت بزرگ به جهاد و تلاش و مبارزه پرداخت

  • داستان‌ها دارد این حالی که مومن دارد. نمازش را با استدلال، ورزش و ریاضت می‌خوانند و روزه‌اش را دلیل می‌خواهند تا نامش را گرسنگی گاه‌گاه می‌گذارند.

  • مراسم ضیافت افطاری خانوادگی جماعت دعوت اصلاح در ارومیه با حضور اعضا و سخنرانی دکتر محمود ویسی از پیشکسوتان این تشکّل مدنی اهل سنّت، در شامگاه سه‌شنبه ٧ خردادماه جاری برگزار شد.

  • امروز نماز عید سعید فطر با بازگشایی مجدّد مسجد اهل‌سنّت رسالت به امامت استاد عبدالرّحمن نظری با حضور پرشور نمازگزاران تهرانی اهل‌سنّت برگزار شد.

  • چکیده

    پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.

  • آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد.

    جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود

  • مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)

     شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)

  • اشاره: در این مقاله نویسنده کوشیده است تا پیامدهای نواندیشی ساختارشکنانه در اسلام سنی را مورد مداقه قرار دهد. نواندیشی، نوگرایی و اجتهاد روشمند در اسلام راز ماندگاری آن در طول زمان است. آنچه جای نقد دارد این است که نویسنده‌ی این نوشتار تفاوت میان نواندیشی لجام‌گسیخته و نوگرایی بسان یک سازوکار را مورد توجه قرار نداده است. نکته‌ی دیگر اینکه این مقاله صرفاً برای آگاهی بیشتر از نظرات کلامی نویسندگان و تبال آرا و نظرات اندیشمندان مسلمان در اینجا منتشر می‌شود و به‌معنای تأیید همە‌ی محتوای آن ازطرف اصلاحوب و مآلاً جماعت نیست.