إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • تعریف دموکراسی در اساس مفهومی مناقشه‌آمیز است و قطعیت چندانی در باره مفهوم واقعی دموکراسی بدست نیامده است. البته این فقط مربوط به دموکراسی نمی‌شود، بلکه اکثر مفاهیم علوم انسانی از چنین خصیصه‌ای برخوردارند.

    پیش از آنکه به بحث درباره این پرسشها بپردازیم باید به دقت واژگان خود را تعریف کنیم، کاری که درباره مفهوم دموکراسی بسیار مشکل است. باید توجه داشت

  • توجیه دموکراسی بخشی از عمل دموکراتیک بشمار می‌رود به این معنی که اجرای دموکراسی تا حدی عبارت است از اقامه‌ی دلیل برای اثبات مشروعیت آن و در عین حال جر و بحث در مورد معنی و توجیه زمینه‌های دموکراسی بخش اعظم‌‌ همان چیزی است که دموکراسی درباره‌ی آن است. اندیشه سیاسی، تا حد قابل ملاحظه‌ای، بحث مستمر دراین باره بوده است که آیا دموکراسی را می‌توان توجیه کرد و اگر آری، چگونه. همه‌ی کتابهای درسی عمده‌ای که به سنت غربی نوشته شده‌اند به این پرسش مربوط می‌شوند که آیا مردم نیاز دارند که تحت سلطه‌ی حکومت باشند یا حق و قابلیت دارند که بر خودشان حکم رانند.

  •     متعصب‌هاى داعشى از این می‌ترسند که کشته شدن به دست یک زن، آنان را از ۷۲ حورالعین بهشتى محروم سازد. این در حالى است که امامان جماعت گروه‌هاى تندرو از شعارهایى چون ۷۲ حورالعین بهشتى به عنوان ابزارهایى براى عضوگیرى استفاده می‌کنند. از سوى دیگر دفاع یگان نظامی ‌متشکل از ۷ هزار زن کرد، بازدارنده‌ی اصلى ورود داعش به شهر کوبانى سوریه است.

  • در دیدگاه اسلامی تدرج در آفرینش و در تغییرات اجتماعی چه در پیشرفت و چه در عقب ماندگی، از قوانین و سنن الهی هستند که هیچ تغییر و تبدیلی نمی‌پذیرند. 

    خداوند متعال زمین و آسمان را در شش روز از روزهای خداوندی آفرید در دو روز زمین را آفرید و تا روز چهارم کوه‌ها و پستی بلندیهای آن را آفریده و در آن‌ها برکت داده و روزی‌های آن را مقدر فرمود و در دو روز دیگر هفت آسمان را آفرید. 

  • فقه‌گرایی

    08 دی 1393

    حامل فقه‌‌ همان فقیه است که حامل یک تعلیم دینی است شاید بعضی وقت‌ها حامل فقه خود نداند چه گوهری در دست دارد و لفظی در اختیار دارد و روایتی بر زبان اوست و این فهم را به کسی تحویل دهد که مطلب را از خود حامل فقه بهتر بفهمد. چون فقه انسانیت می‌توان امر واحد را به درجات مختلف فهمید و آنرا ذوبطون یا به اصطلاح امروزی پلورالیسم فقهی تعبیر کرد؛ پس امر واحدی است از جانب احدیت با تفسیر‌ها و فهم‌های متفاوت از جانب بندگان.

  •         واژه‌ی خشونت [وایولنس] از ریشه‌ی لاتین ویولار در لاتین گرفته شده است. این نوع نگاه به کلمات مفید است؛ چون اتیمولوژی یا ریشه‌شناسی اغلب به ما اجازه می‌دهد تا با دقت به زمانی نگاه کنیم که مسائل بیشتر به صورت فطری درک می‌شدند تا زمان حال. «ویولار» یعنی‌ به زور وارد شدن و در دوره‌ی کلاسیک به معنی‌ آسیب زدن، بی‌‌احترامی کردن/ننگین کردن، هتک حرمت کردن/غضب و تجاوز کردن، استفاده می‌شد.

  •  دگرپذیری، تسامح و خشونت سه واژه‌ی متفاوت‌اند که هر یک از آن‌ها بیانگر نوعی خاص از برخورد با افکار، افراد یا جوامع هستند، ولی‌گاه از این واژه‌‌ها برداشت‌های نادرست صورت می‌گیرد و یا به اشتباه به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. لذا لازم است ابتدا به تعریف هر یک از این واژه‌ها بپردازیم: 

  • پنجشنبه گذشته همایش «پیامبر مدارا» با هدف دفاع از گفتمان ضد خشونت و تبری پیامبر اسلام از جنایاتی که داعش و القاعده به نام اسلام انجام می‌دهند به مناسبت هفته‌ی وحدت در تهران برگزار شد. عمق هفته‌ی وحدت هنگامی به درستی فهمیده می‌شود که نیم‌نگاهی به جنگ‌های خونین دویست ساله‌ی صفویه و عثمانی داشته باشیم. در زمانه‌ای که غرب پس از شکست در جنگ‌های دویست ساله‌ی صلیبی از مسلمانان وارد دوره رنسانس شده

  • دگرپذیری که اکنون رواج یافته کاربرد فراوان در گفت‌وگوهای علمی پیدا کرده، و به نظر می‌رسد با سمحه و سهله‌ای که در متنهای دینی و سخنان پیامبر خدا -صلّی الله علیه وسلّم- به کار رفته است اندکی فرق دارد، زیرا در تسامح و تساهل گونه‌ای رویاروی و دو سویه‌بودن نهفته است در حقیقت، نرمی و گذشت و مهرورزی و مدارای یکسویه، بستگی به طرف مقابل پیدا می‌کند.

  • موضوع این نوشته، بحث فلسفی _ ادبی کوتاهی در باب تسامح و مفهوم‌ها‌ی وابسته به آن است. اما پیش از پرداختن به این بحث، برای روشن‌تر کردن موضوع، می‌خواهم داستانی از بوستان سعدی نقل کنم. این داستان در غرب ماجرایی شنیدنی دارد که آن را با ذکر مأخذ لازم در کتاب سعدی آورده‌ام. در اینجا تنها اصل ماجرا را می‌آورم و بعد داستان را نقل می‌کنم.