آسيبشناسي تربيت ديني
زماني كه «آموزش ديني»، مانع «تربيت ديني» است!
«دیندهی»، مانع «دینیابی» و «دینآموزی» حجاب «دینورزی» است!
زمانی که «آموزش دینی»، مانع «تربیت دینی» است!
یکی از اشتباههای مکرری که امروزه از روی غفلت و عادت انجام میشود، ملازمهای است که میان «منِش دینی» -یا به عبارتی «حس مذهبی»- و «دانش دینی» قائل میشوند و میپندارند که شرط قطعی دیندار بودن و دینی شدن، تراکم اطلاعات و اندوختههای حفظی و صوری دانش دینی است،
قبل از هر چیز بهتر است اشارهای داشته باشیم به اینکه نفس آدمی دارای ویژگیای است که چون حالتی در آن تکرار شود آن حالت، صفت و ویژگی همیشگی وی میگردد (به عبارت دیگر تکرار خود سبب ثبات صفت نفسانی در انسان میشود).
این نوشتار مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری روشنفکران را برمیشمارد و روشنفکری را فراتر از صرف داشتن سواد، نگاهی کلی، انصاف، عدالتخواهی، دوری از کینه، تلاش برای آگاهی، احترام به دیگران، اعتراف به خطا و توانایی نقد خود معرفی میکند. همچنین تأکید میکند روشنفکر به جای تمرکز صرف بر اخلاق فردی، فعالانه در پی رصد حوادث اجتماعی و تعامل عقلانی با دیگران است. روشنفکری با دینداری سازگار است و ترکیب این دو، توسعهی متعادل شخصیت را به دنبال دارد. در نهایت، روشنفکری جایگاهی متکی به ویژگیهای انسانی است که هر فرد میتواند به آن دست یابد و برای جامعه مفید باشد.
2ـ ردي بر دلايل نقلي در مورد مخلوق بودن قرآن
ابتدا لازم ميدانم به اين نكته توجه شود كه هر مجعول و محدثي مخلوق نميباشد كما اين كه هر منزلي مخلوق نميباشد. مثلاً آب نازل ميشود و وحي نيز نازل ميشود. و اين نميتواند دليلي قانع كننده باشد كه مجعول و محدثي الزاماً مخلوق باشند.
1ـ محدث به نسبت انسانها به معني تازه و جديد است. يعني آيههاي به نسبت انسان در آينده نازل ميشوند و اين آيهها حتي براي حضرت محمد (ص) جديد ميباشد. ولي دوباره ميگوييم تازه، نو، جديد و قديم، قبلاً و بعداً، همهي اينها بر خداوند و بُعد خدايي اطلاق نميشود و معنايي ندارد.
محمد حامدی نویسنده و پژوهشگر دینی در سال 1342 در شهرستان بانهی استان کردستان چشم به جهان گشوده است. وی در عنفوان جوانی با بیداری اسلامی آشنا شد و آشنایی با درسگفتارها و متد دینپژوهی استاد شهید ناصر سبحانی -رحمه الله تعالی- عمق و غنای بیشتری به مسیر مطالعات و پژوهشهای وی داده است؛ بهگونهای که تأثیر استاد، بر محمد حامدی و سبک پرداختن به مسائل، امری انکارناپذیر است.
با مشاهدهي اعتقادات و استدلالات متكلّمان و خصوصاً معتزله در مييابيم كه اين مكاتب كاملاً متأثر از فلسفه، و عمدتاً فلسفهي يونان باستان و تا حدي نيز فلسفهي هند بودهاند. البته فلسفهي هند بيشتر بر صوفيان افراطيِ ما تأثيرگذار بوده است. لازم به ذكر است كه فرهنگ باستان ايران و عقايد انحرافي ادياني همچون يهوديت و نصرانيت، تأثيرات مخرّبي را خصوصاً در اعتقادات معتزليان نهادهاند.
اين مقاله در دو فصل تهيه شده است.در فصل اول با پديدهي اعتزال و اعتقادات و استدلالات آنان آشنا خواهيم شد و در فصل دوم به ياري خداوند رد اصول عقايد آنان را دنبال خواهيم كرد.
فصل اول: شناخت كلي معتزله
1ـ چگونگي پيدايش اعتزال[1]
در اوايل قرن دوم هجري در مسجد بصره واصل بن عطا از مكتب اعتقادي
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ(آل عمران/١٥٩) به لطف خدای متعال با آنان مهربان بودی و اگر درشتخو و سنگدل میبودی، از پیرامونت پراکنده میشدند؛ پس از ایشان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن و در کارها با آنان رایزنی کن.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev