متن زیر برگرفته شده از خاطرات امام شهید حسن البنا علیه الرحمة رهبر، امام و مرشد کل نهضت مبارک اخوان المسلمین میباشد در حقیقت ایشان تجربیات پربار چندین سالهی خویش را در این مجموعه گنجاندهاند تا نسلهای بعدی و رهروان راه دعوت از این رهنمودها مستفید شده و درخت دعوت اسلامی را به ثمر برسانند. بناءاً میرویم و به پای سخنان ارزشمند ایشان مینشینیم:
یا رسول الله ستون صبر را
استن حنانه کردی عاقبت
ستونِ چوبیِ حنانه، در ساحت ادب و عرفان فارسی، رمزی از مجذوبی و دلبردگی است و البته:
ای خوش آن مجذوبی و دلبردگی
آه از این دلگیری و افسردگی
در نظرگاه عارفان و دیدهوران، رسول خاتم، تنها ناقل پیام و مجرای وحی نیست. کانون جذبه و جاذبه و کهربای تعالی و شکوفایی است. پیغامبری که با جان عاشقان کار دارد و خامان رهنرفته را دستگیری و درمانگری میکند:
تو میر عشقی عاشقان بسیار داری
پیغمبری با جان عاشق کار داری
تدبّر در قرآن به آن امر شده است؛ زیرا فهم و اجرای قرآن در زندگی به آن بستگی دارد.
کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ (ص: 29)
برای پاسخ به این پرسش که آیا اسلام با دموکراسی سازگار است باید بحث را با یک مشاهده عمومی آغاز کنیم. سنتهای دینی ترکیبی هستند از متن و زمینه یا به عبارت دیگر ترکیبی هستند از وحی و تفسیر بشری از متن مقدس در داخل یک فضای خاص اجتماعی و تاریخی. در همه سنتهای دینی این پویایی و کثرت قابل مشاهده است و همین پویایی و کثرت نشان می دهد که چرا در تمام ادیان به همان میزانی که محافظهکاران وجود دارند عناصر مدرن و ترقی خواه هم به چشم میخورند.
«من نه دلنگران سنتام، نه دلنگران تجدد، نه دلنگران تمدن، نه دلنگران فرهنگ و نه دلنگران هیچ امر انتزاعی دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسانهای گوشت وخونداری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند. سعی کنیم انسانها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هرچه بیشتری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کمتر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند میتواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همهی دستاوردهای بشری دیگر.» (مصطفی ملکیان، عقلانیت و معنویت بعد از ده سال)
نویسنده: عبدالعلی بازرگان
«بد خداشناسی» ممکن است عنوان متداول و مصطلحی نباشد، اما به هر حال بیانی است از نوعی خداشناسی متعارف میان تودههائی از مردم که به آداب و رسوم دینی گذشتگان، هر چند شرکآمیز و خرافی، بیشتر پایبند هستند تا آنچه مستقیماً در کتاب الهی و تعالیم توحیدی پیامبران آمده است.
هیچ تئوری دینی و غیردینی دیگری، امروز نمیتواند در کشورهای مسلمان جایگزین ایدهی حقوق بشر شود.
سالها پیش در کتاب نقدی بر قرائت رسمی از دین نوشته بودم طرح و تصویب اعلامیه حقوق بشر یک «ضرورت تاریخی» بود که پس از جنگ جهانی دوم در سال 1948، بر سیاستمداران انسان دوست جهان آشکار شد. آنان از مشاهدات تاریخی اسف بار خود به این نتیجه رسیدند که تنها راه تئوریک نفی مطلق خشونت و خونریزی، این است که رشتهای از حقوق اولیه برای همه افراد بشر بدون هیچگونه استثناء و تبعیض و صرفاً از آن نظر که بشرند در سراسر جهان به رسمیّت شناخته شود و پایه و اساس تنظیمات حقوقی ـ سیاسی داخلی کشورها و روابط بینالمللی قرار گیرد. آن حقوق اولیه در مواد 30 گانه اعلامیه حقوق بشر به صورتی شفاف بیان گردید. از جهانیان و همه دولتها خواسته شد این اعلامیّه را بپذیرند. و آن را در مقام عمل با کوشش وافر به کار بندند.
درخت، بهویژه در هنگامهی بهار، حضور و جلوهای غبطهانگیز و الهامبخش دارد. در این شور و گرما و قیامت و رستخیزِ پر غوغا نمیتوان مُهر خموشی بر لب زد. نمیتوان شکوه رُستن را دید و خاموش ماند. سعدی میگوید:
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev