إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

فرهنگ و اجتماع

  • رسانه ملی ایران، نهادی که قرار بود آینه‌ای تمام‌نما از تنوع فرهنگی، دینی و مذهبی ملّت باشد و با رویکردی حرفه‌ای و مسئولانه، در مسیر انسجام و وحدت گام بردارد، متأسّفانه بارها و بارها از این رسالت اساسی فاصله گرفته است.

    نویسنده:
    عثمان عباسی- کنشگر رسانه و ارتباطات
  • چند روز پیش جوانی در سیمای خانواده شبکه یک، در برنامه‌ای با عنوان «به خودت نگاه کن» با خواندن بیتی شعر توهین‌آمیز در مورد خلیفه‌ی اول اهل سنت، خودش را و به دیگر بیان دریچه‌ی نگاه و جهان‌بینی خود را نسبت به دنیا و عقاید پیرامونش معرفی کرد.

    نویسنده:
    چنور فریور؛ فعال حوزه‌ی تربیت کودک و نوجوان
  • استراتژی اسرائیل در قبال غزه در سه سطح یا سقف مختلف دنبال می‌شود: بالاتر، میانه و پایین‌تر، بسته به امکان تحقق آن. در هر صورت، به نظر می‌رسد که هدف مشترک در تمامی این سطوح، یعنی حداقل هدف مورد نظر، این است که غزه بی‌سلاح و بدون حماس باشد!!

    نویسنده:
    دکتر محسن محمد صالح
  • دکتر یوسف قرضاوی بر این باور است که علت جنگ در اسلام، محاربه است نه کفر، زیرا اگر کفر علت جنگ می‌بود راهبان از دیگر مردمان سزاوارتر به جنگ بودند، افزون بر این، چرا اسلام میان کشتن زن و مرد غیر مسلمان فرق قایل شده است؟

    نویسنده:
    دکتر یوسف قرضاوی
  • سناریوهای پیش روی کشور کدام است؟ وقتی نظام سیاسی در مسیر تنش زدایی و توافق بیرونی گام بر می‌دارد، در درون کشور چه نوع راهبردها، اصلاحات و تدابیری مورد نیاز است؟ آیا توافق در بیرون بدون توجه به مطالبات مردم در درون، پایدار خواهد بود؟. این پرسش‌ها و پرسش‌هایی مانند این روزها برای بسیاری از فعالان سیاسی و تحلیلگران به عنوان یک معادله جدی مطرح شده است. در روزهایی که سرنوشت مذاکرات ایران و امریکا به چالش ذهنی بسیاری از ایرانیان بدل شده، اعتماد سراغ فعالان سیاسی و تحلیلگران رفته تا پاسخی برای این دوگانه بیابد که اگر توافق شد چه باید کرد و اگر توافق نشد چه باید کرد؟ محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا و محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هر کدام از زاویه دید خود به این پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. جان مایه کلام این دو تحلیلگر و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر این است که سیستم همزمان با تلاش برای توافق در بیرون باید زمینه‌های اصلاح شیوه حکمرانی و دستیابی به یک توافق ملی در درون را نیز در دستور کار قرار بدهد. آگاهی از این واقعیت که آیا نظام حکمرانی ایران می‌تواند به یک چنین دستاورد متوازنی در داخل و خارج کشور برسد یا نه؟موضوعی است که تنها گذشت.

    نویسنده:
    مهدی بیک‌اوغلی
  • بحرانی که در ده‌ها شهر کوچک و بزرگ ایران روی داد، هزینه‌های انسانی و اقتصادی درخور توجهی بر جای گذاشت.

    نویسنده:
    احسان هوشمند
  • قطع اینترنت در پی ناآرامی‌های اخیر اجازه شنیدن صداهای متنوع در جامعه را از بین می‌‏برد.

    نویسنده:
    فرزاد نعمتی
  • کشاورزانی که محصولات خود را به صورت آنلاین و بی‌واسطه می‌فروختند، زنانی که از آشپزخانه کوچک خانه خود درآمد داشتند، مرزنشینانی که فروشگاه آنلاین راه انداخته بودند، معلمان زبان، مربیان ورزش، تدریس خصوصی به دانش‌آموزان و همه کسانی که کلاس‌های خود را به صورت آنلاین برگزار می‌کردند، پیک‌های موتوری و همه آنهایی که بستر اینترنت محل کسب‌وکار و درآمد آنها بوده یا کمک‌خرج‌شان محسوب می‌شده است، این روزها گرفتار قطع اینترنت هستند. قطع طولانی اینترنت در ایران سابقه‌دار است و بارها کسب‌وکارهای خرد را گرفتار مشکلات متعدد کرده است.

  • تحلیلگر سیاسی، عریب الرنتاوی، در مقاله‌ای شدیداللحن، خواستار بازنگری رادیکال در جامعه‌ی مدنی عربی شد و نسبت به انحراف این نهادها از مأموریت اصلی خود هشدار داد. الرنتاوی تأکید می‌کند که جامعه‌ی مدنی عربی در ۳۰ سال اخیر به دلیل وابستگی به منابع مالی خارجی، به "کسب و کارهای خانوادگی" تبدیل شده و در خدمت دستور کارهای امنیتی و عادی‌سازی با اسرائیل قرار گرفته است. وی تصریح می‌کند که پس از جنگ نسل‌کشی در غزه و افشای چهره‌ی غرب، مبارزه با اسرائیل اکنون نه یک همبستگی، بلکه یک مبارزه‌ی حیاتی برای آینده‌ی آزاد عربی است و فعالان باید فوراً با قطع وابستگی، مسیر خود را به سمت استقلال مطلق و اتحاد با افکار عمومی جهانی (علیه فاشیسم و استبداد) تصحیح کنند.

    نویسنده:
    عریب الرنتاوی (نویسنده و تحلیلگر سیاسی اردنی، مدیر مرکز مطالعات سیاسی قدس)
  • مقاله پیش‌رو با رویکردی انتقادی به واکاوی بن‌بست سیاسی تونس در آغاز سال ۲۰۲۵ می‌پردازد و استدلال می‌کند که پروژه‌ی شخصی قیس سعید، علیرغم شعارهای پرطمطراق تحت عنوان «انقلاب‌های سه‌گانه» (اجتماعی، تقنینی و فرهنگی)، به دلیل حذف نهادهای واسط و تمرکز مطلق قدرت، از فاز «اصلاح» به فاز «انسداد» رسیده است. نویسنده با اشاره به فروپاشی خدمات عمومی و تبدیل دولت به دستگاه توزیع فقر، تأکید می‌کند که توسل به گفتمان اخلاقی برای توجیه ناکامی‌های اقتصادی و استفاده ابزاری از قوه قضائیه برای سرکوب منتقدان، نه تنها سیاست را از میان نبرده، بلکه منجر به شکل‌گیری جبهه‌ای وسیع و متکثر از مخالفان (از چپ‌گراها تا اسلام‌گراها) شده است که اکنون حول بازگشت به ارزش‌های دموکراتیک و پایان دادن به دوران پس از کودتا هم‌پیمان شده‌اند.

    نویسنده:
    جمال الطاهر پژوهشگر و فعال رسانه‌ای تونسی در مونترال - کانادا