نگاهی به شکست ارتش تا دندان مسلح پوتین در شرق اوکراین نمایانگر پایان زور و قلدری کسانی است که هیچگاه نیمنگاهی به عقل و قانون نمیاندازند بلکه با اتکا بر حس سیریناپذیر سلطهگرایی بر سرزمین و سرمایهی دیگر جوامع، قصد دارند هر آنچه آرزو میکنند برایشان محقق شود.
آنها نه به قوانین بینالمللی پایبندند و نه عقل سالمی دارند که بکار شان آید، بلکه تنها با قدرت نظامی و امنیتی خود نقشههای خود را عملی میکنند و مهم نیست در این راه چقدر از انسانهای بیگناه قربانی آمال و آرزوی آنها شوند.
در جهان معاصر دموکراسی بهعنوان یک تجربهی بشری، از محبوبیت و جایگاه ویژهای برخوردار است.
انسان همواره درپی یک زندگی شرافتمندانه، متکی بر خرد و عقلانیت و تجربهی جمعی است. اگر تاریخچهی دموکراسی را مرور کنیم و از ابتدای حاکمیت بشر بر سرنوشت خود، آن را با زبان و ادبیات امروزی معنی و تفسیر کنیم، یک نوع از دموکراسی نورس در ابتدای زندگی جمعی انسانها وجود داشته است.
روشنفکران دینی مفاهیم و مصطلحاتی از روشنفکران مغرب زمین وام گرفته و عین آنها را تکرار و باز خوانی میکنند و به عنوان رأی خویش در میان جامعه بویژه جوانان ترویج میدهند که اشاره به چند مورد از آنها با مختصر توضیحی خالی از فایده نیست.
١- عقل یگانه مصدر معرفت است:
روشنفکران دینی در مورد عقل بسیار غلو میکنند تا جاییکه آن را یگانه مصدر معارف بشری معرفی مینمایند و آن را پیامبر درونی و معنوی میخوانند و...
هیچکس منکر اهمیت جایگاه عقل نیست، چون بدون شک عقل مناط تکلیف و کاشف وحی و وسیلهی تمییز است، لیکن آنچه برای یک فرد مؤمن پذیرفتنی نیست،
«ژینا» منسوب به «ژین» - اسم مصدری معروف در زبان کردی - است. ژین به معنای زیستن است و از این رو میتوان گفت ژینا هم به معنای نامیرا و زندگیبخش است.
در زبان کردی میان کلمات ژن (به معنای زن)، ژین، ژیان (به معنای زندگی)، ژیار(به معنای تمدن) و ژیانەوە (به معنای رستاخیز) قرابت ریشه شناختی وجود دارد.
"هاوژین" هم معادل کردی واژه همسر است که انصافا از لحاظ آوایی و معنایی از معادل فارسی خود بسی زیباتر است.
چه، بدون هیچ اغتشاش مفهومی و صعوبت آوایی، با رساترین وجه، مفهوم " در زندگی مشترک بودن " را میرساند.
عبدالقادر عَوده(١٩٥٤م) قاضی و حقوقدان مصری هنگام بحث دربارهی مقولهی فقهی تعزیر مینویسد: «اصل این است که تعزیر، شامل ارتکاب اَعمال حرام و ترک واجبات است و چنین چیزی محل وفاق است. البته فقها دربارهی تعزیر ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات اختلاف کردهاند و گروهی قائل به عدم مجازات برای ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات ـ به شکل مطلق ـ شدهاند و بعضی گفتهاند که هرگاه مصلحت ایجاب کند ارتکاب فعل مکروه و ترک عمل مستحب، موجب مجازات است»[1].
جستوجویی ساده در رفتارهای اجتماعی-سیاسی ما، نشان میدهد که سوگمندانه انحصارطلبی بلایی عمومی است و محدود به قشر حاکم نیست؛ ناخودآگاه ما تحت تأثیر قرنها فرهنگ استبدادی، نزاعهای مستمرّ و متنوّع، بیگانههراسی، ضعف آموزش، ناامنی، غیریتسازی و چندین علّت دیگر، انبان نگرشهای استبدادی و دگرستیزانه شده است؛ ما نیاموختهایم که لازمهی همزیستی، همفکری نیست و هنوز هم میدان سیاست را نه ملکی مُشاع، بلکه جادّهی اختصاصی میپنداریم و گمان میکنیم شرط حضور در آن، تعلّق یا تظاهر به هویت یا مرام ماست و اگر کسی متفاوت وارد شد، باید او را در صورت توان، حذف و در صورت عدم توان یا شرایط، تخریب کرد؛ این روحیهی شوم، متأسفانه در پسزمینهی فرهنگی جامعهی ما جا خوش کرده و همگی اعم از راستی و چپی و ملی و مذهبی و سکولار، در ابتلا به آن مشترکیم و تفاوت، تنها در شدت و ضعف بیماری است!
چند روز پیش مهسا(ژینا) امینی دختر کرد اهل سقز به تهران سفر میکند. در آنجا به بهانهی تخطی از احکام حجاب اجباری (در حالیکه حسن امینی از علمای کردستان که در این باره بیانیهای صادر کرده است، حجاب ژینا درحد عرف جامعه بوده و اسلام برخورد خشونتآمیز با وی را محکوم میکند) گشت ارشاد وی را دستگیر نموده و در اثر ضرب و جرح وارده به کما رفته و پس از سه روز جان به جانآفرین تسلیم کرد.
من این جنایت را محکوم و به خانواده و دوستان وی تسلیت عرض میکنم. از خداوند متعال خواستارم که ایشان را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد.
گشت ارشاد بیشتر زیر ذرهبین رفته است و حتی شاید این بار با درمیان بودن فاجعه مرگ یك دختر جوان كردستانی، رییسجمهور نیز نگاه آسیبشناسانهتری به آن داشته باشد؛ كسی كه در مناظرات انتخاباتی خود تلویحا گفته بود كه برای مردم گشت ارشاد نخواهد داشت، اما برای مدیران آری. چنین نشد و او با ابلاغ قانون بر زمین مانده دولتهای پیشین درباره حجاب و عفاف به نوعی، مهر تاییدی بر همین رویه داشت، بنابراین از یكسو گشت ارشاد به كار خود ادامه داد و از سوی دیگر همزمان با انواع بحرانهای اقتصادی مردم تشویق شدند تا در كوچه و خیابان به یكدیگر تذكر دهند و حالا مدتی است
حجاب به عنوان یک ارزش دینی، مبتنی بر اصولی است که جای تأمّل فراوان دارد، و بدون عنایت به این اصول، نه تنها این ارزش مورد استقبال قرار نمیگیرد، بلکه مقابلهی با ارزش تلقّی میگردد.
اصل اوّل:
زنان در آغاز دعوت ١٣ ساله در مکّه و پنج سال در مدینه، به همان رسم و عرف حاکم بر جامعه رفتار نموده و ملزم به رعایت حجاب نبودند. چون این ١٨ سال پیام وحی در راستای تبیین اصول عقیده و مبانی اسلامی، تأکید مینمود و بعد از پذیرش ارزشها از نظر باور و عقیده، و تثبیت قلبی خداوند به رعایت حجاب امر میکند.
لازم میدانم مقدمتاً از این اقدام پر خیر و سود فرهنگ سقز یعنی انتشار نشریّهی فصلی، مسرّت و تمجید و تشکر زایدالوصف خود را اظهار داشته و بگویم اگر چه میبایست مدتها پیشتر از این، به این کار بزرگ فرهنگی اقدام شود و از این تأخیر بسیار متأسفم ولی اطمینان دارم که این طفل «یک شبه ره صد ساله میرود.» و امیدوارم در خدمت به کشور و مخصوصاً در بالا بردن سطح معلومات و هدایت افکار جوانان این سامان تأثیری به سزا بخشیده و ضمناً امکان و فرصتی خوب باشد برای بروز و ظهور استعداد و لیاقت نهفتهی افراد با ادب و هوش و فضل و هنر
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb