آنچه امروز در مذاکرات میبینیم، بیشتر به زور آخر دو طرف برای کسب امتیازات بیشتر در قدمهای آخر احیای برجام در خط پایانی مذاکرات میماند. از یک طرف، پاسخ ایران به متن پیشنهادی اتحادیه اروپا ـ همچنان که قبل از ارائه آن نیز طی یادداشتی بیان شد ـ نه مخالفت قطعی بود نه موافقت قطعی؛ بلکه به شکلی بود که طرف مقابل را به حصول توافق امیدوار کرد. هم اکنون نیز همه منتظر پاسخ آمریکا به ملاحظات و اصلاحاتی هستند که ایران بر متن اتحادیه اروپا اعمال کرده است. به نظر میرسد پاسخ آمریکا نیز مثل پاسخ ایران خواهد بود؛ نه مخالفت قطعی نه موافقت قطعی.
موضوعی که این روزها برسر زبانهاست و بسیاری آن را با دلهرگی یا با نعره پیروزی و شکست عنوان میکنند سرانجام برجام است که آیا بعد از ده سال مذاکره و چانهزنیِ سیاسی در عرصهی بینالمللی ، و بالا و پایینکردنِ بندها وپاراگرافها و بد و بیراه گفتن و لعن و نفرین کردن جناحها و گروهها و ایجاد هزینههای گزاف بر کشور بوده است اگر به بندهای برجام توافق شده ٢٠١۵ نظر بیاندازیم، متوجه میشویم هیچکدام از بندهای آن ربطی به درد و رنج و مشقت مردم ندارد و دیدیم که بعد از توافق سفره مردم تغییر پیدا نکرد.
استقلال و آزادی، هدیەی الهی و امانت خداوندی است، و الله متعال انسان را آزاد آفریده تا زندگی خویش را در پرتو آموزههای آزاد منشانة اسلام به صورت آزاد و مستقلانه به پیش ببرد، و از طرف دیگر آزادی و استقلال، آرمان بلندِ بشری و همزاد و همپای زندگی است و بدون آزادی، زندگی معنا ندارد، اگر انسانها در محیط و کشور خویش آزاد و مستقل نباشند، و برده دیگران بوده و زندگی ذلّتباری را تجربه نمایند، معنای واقعی زندگی را درک نکردند، چون آزادی زندگی است و بدونِ آزادی، زندگی بیمعناست.
با نزدیک زمان انتخابات میاندورهای در هشتم نوامبر، از یک طرف رقابت میان دموکراتها و جمهوریخواهان تنگاتنگتر شده و از دیگر سو بحثها درباره نتایج این انتخابات و تاثیرات احتمالی آن بر سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا داغتر شده است. یکی از مسائل مهم این روزهای سیاست خارجی آمریکا مذاکرات هستهای با تهران و احیای برجام است. درباره ارتباط احیای برجام و انتخابات پیش روی کنگره آمریکا میتوان از دو نوع ارتباط سخن گفت که در این یادداشت به اولی و در یادداشت بعدی به دومی اشاره میکنم. نخست تاثیرات احتمالی مذاکرات هستهای برای احیای برجام بر نتایج انتخابات کنگره و دیگری تاثیر احتمالی این نتایج بر مذاکرات در صورت استمرار آن بعد از انتخابات و آینده برجام حتی در صورت رسیدن به توافق قبل از انتخابات.
کشته شدن ایمن الظواهری سرکردهی القاعده به دست نیروهای آمریکایی همانند بسیاری از رهبران القاعده و داعش جای تأمل است. درست است که بخش اعظم بنیانگزاران سازمانهای جهادی و دیگر بنیادگراها در امور دینی صاحب تخصص نبودند اما با این حال، اکثر آنان اصالتاً - به اصطلاح - بورژوازی هستند و تحصیلات عالی دارند. آنان قرآن و عربی آن را میدانند و حتی افراد غیر متخصص آنها هم «مصطلحات اربعه» نوشتهی ابوالأعلی مودودی (١٩٧٩)، مؤسس «جماعت اسلامی» در هند را آموزش دیدهاند. امام مودودی در سال ١٩٤١ مصطلحات اربعه را نوشت که به خوراک فکری «بیداری اسلامی» تبدیل شد.
آندره مالرو نویسنده و منتقد و سیاستمدار فرانسوی جملهی زیبایی دارد او میگوید: «در طی زندگیام معمولاً از انسانهایی که با افکار من موافق نبودهاند، چیزهای به درد بخوری آموختم».
او نه تنها تعامل و دیالوگ را با مخالفان رد نمیکند بلکه یادآور میشود که از آنان معمولاً چیزهای بدرد بخوری آموخته است، واقعیت این است افق دید انسان و عقل او تا محدوده ای برد دارد و برخی از جوانب قضایا بر او ناپیدا میماند که در صورت دیالوگ با مخالف افق دید گستردهتری پیدا میکند.
اگر دیدگاه مخالف را در رد افکار خود دیدیم این ردیه میتواند
امروزه عدهای از روشنفکران دینی بر این باورند که «پسامدرن» یعنی پایان شریعت اسلامی؛ و پایان تاریخ (تاریخ اسلام)!
چنین نظریهای از چند جهت قابل تأمّل است:
تأمّل اول: جنگ تمدنها را نظریهپرداز آمریکایی«هانتینگتون» در سال ١٣٧١ مطرح کرد که بر اساس این نظریهی اسلام یگانه تمدن و اندیشهای است که با آن باید برخورد لازم صورت گیرد، هر چند متفکرانی چون «ادوارد سعید» آن را افسانه خوانده و دسته بسته تسلیم چنان نظریهای نشدند.
تأمّل دوم: عدهای از صاحبنظران بر این باورند که حملهی غرب به بعضی از کشورهای اسلامی به بهانههای مختلف و بعضاً واهی چون «افغانستان، لیبی، عراق و اشغال سوریه» سواره نظامیان برخورد تمدّن غرب در ممالک اسلامی بودند
گفتوگو با امیر شهرابی دانشآموخته علوم اجتماعی و مترجم كتاب انسان پیروزمند
مفهوم یا تعبیر «پیشرفت» در جامعه فكری و فرهنگی ما به ویژه نزد روشنفكران و اهالی علوم انسانی چندان خوشنام یا خوشایند نیست و معمولا به آن با سوءظن نگریسته میشود. اگر كسی از پیشرفت یا ترقی كل بشریت در تاریخ حرف بزند، حتی اگر به سادهلوحی یا ناآگاهی متهم نشود، مبتلا به خوشبینی مفرط تلقی شده و گفته میشود كه واقعگرا نیست یا شاید هم اهداف و مقاصدی از این گفته دارد یا اینكه تنها خودش و افراد مثل خودش را در نظر دارد. در برابر تعابیر یا مفاهیمی مثل «زوال»، «انحطاط»، «ركود» و «افول» در میان جماعات فوق، بسیار طرفدار دارد و اكثریت روشنفكران ناامیدانه مدام از نابودی و پایان تلخ و دردناك جهان سخن میگویند
جامعهپذیری یکی از کارکردهای مهم خانواده است و فرایندی است که انسانها از طریق آن، شیوههای زیست، هنجارها و ارزشها و نحوه فعالیت و کنشگری در جامعهشان را یاد میگیرند. هرچند جامعهپذیری غالبا درباره کودکان به کار برده میشود؛ اما این فرایند مخصوص آنها نیست؛ بلکه در دنیای امروز که همه امور و فعالیتهای اقتصادی، بانکی، اجتماعی، آموزشی، پزشکی و نظایر آن در بستر رسانه و فناوری انجام میشود، افراد میانسال و سالمندی که یک پا در سنت دارند و یک پا در دوران جدید، باید شیوه زیست و عمل در دنیای کاملا دیجیتالی و رسانهایشده را یاد بگیرند.
قائلین به این موضوع، آیه ۱۱۹ سوره النساء را سند قرآنی ادعای خود قرار می دهند و در شرح و بسط آن به روایات متعددی نیز استناد می کنند.
در آیه:
"وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ" الذاریات/۵۶
هدف از خلقت جن و انس فقط عبودیت خدا معرفی شده است. و اگر بخواهیم بیش تر موضوع تغییر خلق را در آیه ۱۱۹ سوره النساء بررسی کنیم و از آن نتیجه ای قابل قبول اخذ نماییم، لازم است حد اقل سه آیه قبل را نیز مورد مداقه قرار دهیم:
سوره النساء،
" إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا"/۱۱۶
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb