إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • امروزه عده‌ای از روشنفکران دینی بر این باورند که «پسامدرن» یعنی پایان شریعت اسلامی؛ و پایان تاریخ (تاریخ اسلام)!

     چنین نظریه‌ای از چند جهت قابل تأمّل است:

     تأمّل اول: جنگ تمدنها را نظریه‌پرداز آمریکایی«هانتینگتون» در سال ١٣٧١ مطرح کرد که بر اساس این نظریه‌ی اسلام یگانه تمدن و اندیشه‌ای است که با آن باید برخورد لازم صورت گیرد، هر چند متفکرانی چون «ادوارد سعید» آن را افسانه خوانده و دسته بسته تسلیم چنان نظریه‌ای نشدند.

    تأمّل دوم: عده‌ای از صاحبنظران بر این باورند که حمله‌ی غرب به بعضی از کشورهای اسلامی به بهانه‌های مختلف و بعضاً واهی چون «افغانستان، لیبی، عراق و اشغال سوریه» سواره نظامیان برخورد تمدّن غرب در ممالک اسلامی بودند

  •  گفت‌وگو با امیر شهرابی دانش‌آموخته علوم اجتماعی و مترجم كتاب انسان پیروزمند

    مفهوم یا تعبیر «پیشرفت» در جامعه فكری و فرهنگی ما  به ویژه نزد روشنفكران و اهالی علوم انسانی چندان خوشنام یا خوشایند نیست و معمولا به آن با سوءظن نگریسته می‌شود. اگر كسی از پیشرفت یا ترقی كل بشریت در تاریخ حرف بزند، حتی اگر به ساده‌لوحی یا ناآگاهی متهم نشود، مبتلا به خوش‌بینی مفرط تلقی شده و گفته می‌شود كه واقع‌گرا نیست یا شاید هم اهداف و مقاصدی از این گفته دارد یا اینكه تنها خودش و افراد مثل خودش را در نظر دارد. در برابر تعابیر یا مفاهیمی مثل «زوال»، «انحطاط»، «ركود» و «افول» در میان جماعات فوق، بسیار طرفدار دارد و اكثریت روشنفكران ناامیدانه مدام از نابودی و پایان تلخ و دردناك جهان سخن می‌گویند

  • ‌جامعه‌پذیری یکی از کارکردهای مهم خانواده است و فرایندی است که انسان‌ها از طریق آن، شیوه‌های زیست، هنجارها و ارزش‌ها و نحوه فعالیت و کنشگری در جامعه‌شان را یاد می‌گیرند. هرچند جامعه‌پذیری غالبا درباره کودکان به کار برده می‌شود؛ اما این فرایند مخصوص آنها نیست؛ بلکه در دنیای امروز که همه امور و فعالیت‌های اقتصادی، بانکی، اجتماعی، آموزشی، پزشکی و نظایر آن در بستر رسانه و فناوری انجام می‌شود، افراد میانسال و سالمندی که یک پا در سنت دارند و یک پا در دوران جدید، باید شیوه زیست و عمل در دنیای کاملا دیجیتالی و رسانه‌ای‌شده را یاد بگیرند.

    نویسنده:
    منصور ساعی
  • قائلین به این موضوع، آیه ۱۱۹ سوره النساء را سند قرآنی ادعای خود قرار می دهند و در شرح و بسط آن به روایات متعددی نیز استناد می کنند. 

        در آیه:

    "وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ" الذاریات/۵۶

    هدف از خلقت جن و انس فقط عبودیت خدا معرفی شده است. و اگر بخواهیم بیش تر موضوع تغییر خلق را در آیه ۱۱۹ سوره النساء بررسی کنیم و از آن نتیجه ای قابل قبول اخذ نماییم، لازم است حد اقل سه آیه قبل را نیز مورد مداقه قرار دهیم: 

    سوره النساء، 

         " إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا"/۱۱۶

  • نگاهی به شکست ارتش تا دندان مسلح پوتین در شرق اوکراین نمایانگر پایان زور و قلدری کسانی است که هیچگاه نیم‌نگاهی به عقل و قانون  نمی‌اندازند بلکه با اتکا بر حس سیری‌ناپذیر سلطه‌گرایی بر سرزمین و سرمایه‌ی دیگر جوامع، قصد دارند هر آنچه آرزو می‌کنند برایشان محقق شود.

    آنها نه به قوانین بین‌المللی پایبندند و نه عقل سالمی دارند که بکار شان آید، بلکه تنها با قدرت نظامی و امنیتی خود نقشه‌های خود را عملی می‌کنند و مهم نیست در این راه چقدر از انسانهای بیگناه قربانی آمال و آرزوی آنها شوند.

    نویسنده:
    حسن قادری
  • در جهان معاصر دموکراسی به‌عنوان یک تجربه‌ی بشری، از محبوبیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. 

    انسان همواره درپی یک زندگی شرافتمندانه، متکی بر خرد و عقلانیت  و تجربه‌ی جمعی است. اگر تاریخچه‌ی دموکراسی را مرور کنیم و از ابتدای حاکمیت بشر بر سرنوشت خود، آن را با زبان و ادبیات امروزی معنی و تفسیر کنیم، یک نوع از دموکراسی نورس در ابتدای زندگی جمعی انسانها وجود داشته است.

    نویسنده:
    حسن قادری
  •   روشنفکران دینی مفاهیم و مصطلحاتی از روشنفکران مغرب زمین وام گرفته و عین آنها را تکرار و باز خوانی می‌کنند و به عنوان رأی خویش در میان جامعه بویژه جوانان ترویج می‌دهند که اشاره به چند مورد از آنها با مختصر توضیحی خالی از فایده نیست. 

    ١- عقل یگانه مصدر معرفت است:

     روشنفکران دینی در مورد عقل بسیار غلو می‌کنند تا جاییکه آن را یگانه مصدر معارف بشری معرفی می‌نمایند و آن را پیامبر درونی و معنوی می‌خوانند و... 

     هیچکس منکر اهمیت جایگاه عقل نیست، چون بدون شک عقل مناط تکلیف و کاشف وحی و وسیله‌ی تمییز است، لیکن آنچه برای یک فرد مؤمن پذیرفتنی نیست،

    نویسنده:
    محمّد ملّازاده
  • «ژینا» منسوب به «ژین» - اسم مصدری معروف در زبان کردی - است. ژین به معنای زیستن است و از این رو می‌توان گفت ژینا هم به معنای نامیرا و زندگی‌بخش است.

    در زبان کردی میان کلمات ژن (به معنای زن)، ژین، ژیان (به معنای زندگی)،  ژیار(به معنای تمدن)  و ژیانەوە (به معنای رستاخیز) قرابت ریشه شناختی وجود دارد.

    "هاوژین" هم  معادل کردی واژه همسر است که انصافا از لحاظ آوایی و معنایی از معادل فارسی خود بسی زیباتر است.

    چه، بدون هیچ اغتشاش مفهومی و صعوبت آوایی، با رساترین وجه، مفهوم " در زندگی مشترک بودن " را می‌رساند.

    نویسنده:
    دکتر صلاح‌الدّین خدیو
  •    عبدالقادر عَوده(١٩٥٤م) قاضی و حقوقدان مصری هنگام بحث درباره‌ی مقوله‌ی فقهی تعزیر می‌نویسد: «اصل این است که تعزیر، شامل ارتکاب اَعمال حرام و ترک واجبات است و چنین چیزی محل وفاق است. البته فقها درباره‌ی تعزیر ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات اختلاف کرده‌اند و گروهی قائل به عدم مجازات برای ارتکاب فعل مکروه و ترک مستحبات ـ به شکل مطلق ـ شده‌اند و بعضی گفته‌اند که هرگاه مصلحت ایجاب کند ارتکاب فعل مکروه و ترک عمل مستحب، موجب مجازات است»[1].

    نویسنده:
    عدنان فلاحی
  • جست‌وجویی ساده در رفتارهای اجتماعی-سیاسی ما، نشان می‌دهد که سوگمندانه انحصارطلبی بلایی عمومی است و محدود به قشر حاکم نیست؛ ناخودآگاه ما تحت تأثیر قرن‌ها فرهنگ استبدادی، نزاع‌های مستمرّ و متنوّع، بیگانه‌هراسی، ضعف آموزش، ناامنی، غیریت‌سازی و چندین علّت دیگر، انبان نگرش‌های استبدادی و دگرستیزانه شده است؛ ما نیاموخته‌ایم که لازمه‌ی همزیستی، همفکری نیست و هنوز هم میدان سیاست را نه ملکی مُشاع، بلکه جادّه‌ی اختصاصی می‌پنداریم و گمان می‌کنیم شرط حضور در آن، تعلّق یا تظاهر به هویت یا مرام ماست و اگر کسی متفاوت وارد شد، باید او را در صورت توان، حذف و در صورت عدم توان یا شرایط، تخریب کرد؛ این روحیه‌ی شوم، متأسفانه در پس‌زمینه‌ی فرهنگی جامعه‌ی ما جا خوش کرده و همگی اعم از راستی و چپی و ملی و مذهبی و سکولار، در ابتلا به آن مشترکیم و تفاوت، تنها در شدت و ضعف بیماری است!

    نویسنده:
    جلیل بهرامی‌نیا