قضاوت نمودن دربارۀ اینکه آیا یک شخص به لحاظ اخلاقی مسئول رفتار خود است و یا دیگران و ما را مسئول کنشها و پیامدهای آنها میداند یا خیر، بخشی بنیادین و آشنا در اعمال اخلاقی و روابط میانفردی ما است.
این قضاوت که یک شخص به لحاظ اخلاقی، مسئول رفتار خود است، حداقل در تقریبی اولیه شامل انتساب برخی توانمندیها و ظرفیتها به شخص و مشاهده رفتارش (به روش صحیح) ناشی از این واقعیت که فرد این توانمندیها و ظرفیتها را دارد و اعمال کرده است، میباشد. اگر بررسی صحیح توانمندیها و ظرفیتها موردبحث باشد (و بررسی گزارشهای مختلف، هدف این مقاله است)
در دهههاى اخير حقيقتى به نام بيدارى اسلامى در قالب آشنايى و اقبال به دين پديدار گشته است كه مىتوان آن را حاصل تلاش تراكمى جريانها و شخصيتهاى اسلامى دانست. اين پديده همهی افراد امت اسلامى را شامل مىشود:
عالمانى كه با تعميق علم شرعى و با تدبر به دنبال فهم دقيق نص و فهم درست واقع و استنباط حكم مناسب مىباشند؛ انديشهورزانى كه نقّادانه به واكاوى مفاهيم و ميراث دينى به قصد ارائه راهحل مىپردازند؛ جوانانى كه با جديت و اميدوار در ميدان عمل حضور دارند
٢.٢.٢ انتقادها از رویکرد استراوسون
اعتراضات مختلفی در مورد رویکرد نظری عمومی پی. اف استراوسون در قبال مسئولیت اخلاقی، مفروضات وی دربارۀ روانشناسی و اجتماعی بودن انسان و استدلالهای وی در مورد سازگاری جبرگرایی و مسئولیت مطرح شده است.
همانطور که در زیربخش پیشین اشاره شد، استراوسون استدلال میکند که آموزۀ درستی جبرگرایی نگرانیهای کلی دربارۀ شیوههای مسئولیتپذیری ما ایجاد نمیکند. این بداندلیل است که درستی جبرگرایی نشان نمیدهد که انسانها به طور کلی غیرطبیعی هستند
پس از انقلاب بهمن ۵۷، روابط ایران با آمریکا و اسرائیل بطور کامل قطع شد و روز بروز بر وخامت آن افزوده گردید و بارها تا مرز یک جنگ تمامعیار پیش رفت. جمهوری اسلامی ایران در راستای آرمانهای بلندمدّت خود نه تنها با آمریکا و اسرائیل بلکه با بعضی از کشورهای عربی بویژه امارات و عربستان و عراقِ دوران صدّام حسین، دچار تنش و تیرگی روابط شد و حتّی با عراق وارد یک جنگ تمامعیار و پر تلفات گردید.
اگرچه ریشهی اصلی بحران خاورمیانه به یکصد سال پیش و سقوط امپراطوری عثمانی
3.3.2 مسئولیت نهایی
بحث مهم شکاکانۀ دیگر مربوط به مشاهداتی دربارۀ شانس اخلاقی سازنده در بخش پیشین، استدلال اصلی گالن استراوسون است که نتیجه میگیرد «ما نمیتوانیم به طور واقعی یا در نهایت از نظر اخلاقی مسئول اعمال خود باشیم» (1994: 5). (از آنجا که این استدلال، مسئولیت اخلاقی «نهایی» را هدف قرار میدهد، لزوماً اشکال دیگر همانند مسئولیت آیندهنگر (بند 2.1) و در برخی برداشتها، مسئولیت مبتنی بر انتسابگرایی (بند 3.1.1) را حذف نمیکند.) بحث با این نکته شروع میشود که یک عامل به خاطر برخی حقایق دربارۀ نحوه انتخابش، انتخابهایی را انجام میدهد:
روح انسان بخشی از روح خداست این یعنی نهتنها انسان فطرتاً ارزشمند و توانمند است و میتواند انعکاسی از صفات خدا روی زمین باشد بلکه تنها با وصل و رسیدن به اصل و سرچشمه خود است که به آرامش میرسد اما در طول تاریخ، انسانها چون چیزی از خدای احد واحد نمیدانستند به دنبال این گمشده خود میگشتهاند و الههای مختلفی برای خود برمیگزیدند تا شاید جوابگوی این نیاز فطریشان و وسیلهای برای درک اصل و سرچشمه خود باشد.
إله یعنی عشق، یعنی سرچشمه حیات که مربوط به بعد الوهیت خداوند است.
امیر در نقش امیر، تابع در جای خود و پدر و پسر هر یک باید نقش خود را ایفا کنند؛ به کسی که در مشکلات پیش روی تو قرار میگیرد و خود را فراموش میکند اعتماد کن. از کسی که در صف توست و تنها برای خود کار میکند پروا کن؛ رازت را نگه دار و نسبت به آن کوتاهی نکن؛ چیزهای ضروری را به کسی که آزمودهای بسپار. رازت را به تصویر نکش یا آن را کلید قرار نده. چه وقت قرار است بفهمیم که مردانگی یعنی تلاش در کار، پذیرش مسؤولیت، ایستادگی در برابر موانع سخت، قهرمانی در میدان و جاننثاری برای میهن.
مسؤولیتپذیری ارزشی است که به تعریف مسؤولیت پیوند خورده است؛ یعنی پایبندی به همهی معیارهایی که فرد با رعایت آنها میتواند نقش خود را به بهترین وجه ایفا کند. در نتیجه نسبت به کار خود و کارهای جنبی آن کوتاهی نمیکند.
آماده کردن فرد برای پذیرش مسؤولیت از کودکی و از مسائل مربوط به نظافت آغاز میشود؛ همچنین در مرحلهی یادگیری و پیش از اقدام به کار و درک ضرورت انجام کار به صورت آشکار تبلور مییابد و نیز در و تشخیص مسؤولیت در الگوهایی که در زندگی دارد...
شعرخوانی اردوغان درباره ارس و حسرت از جدایی قهری دو کرانه آن جنجال آفریده است؛ اما باز طبق معمول واکنشها معطوف به حملاتی احساساتی و بیشتر از سر عصبانیت است که البته به عنوان امری اولیه قابل درک است؛ اما در چنین مواقعی منطق حکم میکند دنبال علتالعلل گشت؛ علتی که نه در ناآشنایی اردوغان با تاریخ و جغرافیا نهفته است و نه در درک و فهم وی از حساسیتهای ایران؛ بلکه وی خوب میداند چه چیزی را با چه هدف و مقصودی و در چه زمانی میگوید.
اشارە:
حسن حنفی (٢٣ نوامبر ١٩٣٥ م) بهعنوان نواندیشی معاصر رویکردی عقلگرایانه نسبت به متون دینی دارد. دیدگاه خاصّ وی به توحید و تعریف مبسوط از آن قابل تأمّل است. وحی را عامل اساسی هدایت انسان در زندگی اجتماعی به حساب میآورد. حنفی تفسیری نوین از متن(نص) را لازمهی دنیای معاصر دانسته است و از اهداف برنامه مدوّن حنفی یعنی چپ اسلامی، نوسازی سنّت و دگرگون کردن بینش مردم در جهت اصلاح اوضاع جامعه است.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb