نام نیکو گر بماند زآدمی
به کزو ماند سرای زرنگار
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران به دیار حق شتافت. استاد محمد رضا شجریان، این شخصیت بینظیر، روز ۱۷مهرماه ۹۹ در سنّ ۸۰ سالگی پس از چندین سال تحمّل رنج بیماری با کارنامهای درخشان، حاصل چند دهه تجربهی موسیقی و آواز، اخلاق، صداقت، جوانمردی، تعهّد و اصلاحگری چشم از جهان فرو بست.
شجریان، نماد هنر متعهّد ایران بود. او راز رسیدن به حقّ و حقیقت و تقرّب به ذات احدیّت را از تلاوت کلام آسمانی شروع و با سینهای مالامال از دردمندی و دفاع از آزادی و کرامت انسانی به پایان برد و با وجدانی آسوده و توشه و تجربهای گرانبها به سرای ابدیّت شتافت.
اشاره: مسئولیّتپذیری، عملیترین شکل تربیت و توسعهی شخصیت است و خروجی آن، تحوّل مستمرّ در خود و دیگران است و پشتوانهی محکم و مهمّ آن، معنویت در زندگی است. هرچه معنویت انسان قویتر باشد، مسئولیّتپذیرتر است. و از آنجا که مسئولیتپذیری اصل جدانشدنی از دین اسلام و جزء اصول اوّلیّه و مهمّ در دین است، در رابطه با بحث مسئولیتپذیری برطبق آیات و سنّت، گفتوگویی داشتهایم با، دکتر محمّد ابراهیم ساعدی رودی که در پی میآید. دکتر ساعدی رودی، از استان خراسان رضوی، مؤلّف، شاعر و مترجم و دارای مدرک دکتری تفسیر است و بیش از ۱۱۵ کتاب چاپ شده دارد.
حدود یک سالی است که به بهانهی درس و مدرسه، کمتر کودک، نوجوان و جوان و خانوادهای است که به اینترنت، گوشی هوشمند و... دسترسی نداشته باشد و شبانهروز با آن دستوپنجه نرم نکند.
درس و مدرسه و معلّم، با همهی کمبودها، کاستیها، ضعفها و مشکلات مادّی ومعنوی هنوز هم ارزش و جایگاه خود را در ذهن و دل خانوادهها و بزرگان داشته و دارد؛ امّا در طول یک سال گذشته تحصیلی و نیز با شروع سال جاری «کرونا ویروس»، موجب شد شکاف بین خانه و مدرسه و روابط روحی-روانی و ارتباط فیزیکی بین معلّم و دانشآموز عمیقتر و گستردهتر شود
صاحب این قلم معتقد است زیستجهان تاریخی ما در اینجا و اکنون، مطلقاً آمادگی ورود به پارهای بحثهای عمیق و جدی را ندارد و هنوز در مراحل ماقبل این بحثها ایستاده است. بیان دلایل و علل این عدم آمادگی فراتر از حوصلهی این نوشتار مختصر است منتها همین فشار تاریخی، گاه ایجاب میکند که ما به برخی از مسائل ظاهراً بیربط به بستر حیاتمان ورود کنیم. بحث از مسألهی پیچیده و چندوجهی آزادی بیان، حدود و ثغور آن و نیز رابطهاش با نفرتپراکنی (Hate speech) از این قبیل مسائل است. باری این نوشته را با شرح مختصری از یک پروندهی قضایی پی میگیریم که در نوامبر سال2004 مورد بررسی دادگاه اروپایی حقوق بشر (The European Court of Human Rights) قرار گرفته است:
دوم آبانماه جاری یکی از همراهان و یاران دیرین جماعت در خراسان رضوی «مولوی زمان سلیمانی دار فانی را وداع گفت.
مولوی زمان سلیمانی در سال ١٣٤٧ه.ش. در روستای آزادده از توابع شهرستان صالح آباد خراسان رضوی در خانواده ای كمبضاعت و کارگر، ديده به جهان گشود.
ایشان در سن هفت سالگی وارد دبستان شده و بعد از پایان تحصیلات ابتدایی در سال ١٣٦١ شمسی همزمان با تاسیس حوزه علمیه تعلیم القرآن صالحآباد در این حوزه مشغول تحصیل شدند و از محضر اساتید آن دوران، مرحوم مولانا محیالدین بلوچستانی، مولانا سراجالدین فقهی سلجوقی و مولانا عبدالغفور سلیمانی (رحمهم الله جمیعا) کسب فیض نمودند.
وبینار «اسوهی حسنه»، به مناسبت میلاد پیامبر(ص) توسط جماعت دعوت و اصلاح شعبهی فارس، شامگاه جمعه ٩ آبان برگزار شد.
بسیاری از افراد در پذیرش مسؤولیّت مشکلاتشان مردّد هستند، زیرا گمان میکنند پذیرش مسؤولیّت یک مشکل به معنای مقصّربودن به خاطر آن مشکل است. در فرهنگ ما مسؤولیّت و تقصیر معمولاً در کنار هم میآیند امبا اینها یک چیز نیستند. اگر من با ماشینم به شما بزنم هم مقصر هستم و هم مسؤول هستم که خسارات وارده را جبران کنم، حتّی اگر تصادف من با شما کاملاً سهوی بوده باشد، همچنان مسئولیّتش با من است. تقصیر در فرهنگ ما اینطور معنا میشود، اگر خرابکاری کردید باید درستش کنید، باید هم همین باشد. امّا مشکلاتی هم هست که تقصیر ما نیست هرچند هنوز به خاطرشان مسؤولیم
لعن و دشنام و سب و ناسزا و هرگونه اهانت به پیامبر اسلام را سبّ النّبی گویند و این مسئله شامل تمامی پیامبران خدا نیز میشود، زیرا در قرآن کریم هیچ تفاوتی میان پیامبران خدا نیست «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ»(بقره: ۱۳۶) و هیچ آیهای دربارهی سبّ النّبی و حکم آن وجود ندارد، ولی آیات فراوانی هست که هر گونه ایذاء و آزار پیامبر را حرام و مستوجب عذاب دردناک دانسته است؛ مثلاً خداوند میفرماید :«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا»(احزاب: ۵۷) آزار رساندن به پیامبر (ص) شامل هر نوع ایذاء و آزاری است که از سر بیایمانی و تمسخر و استهراء و تحقیر برخیزد
عالم وارسته و دانشمند ماموستا ملا حیدر مصطفوی فقیه، مفسّر و ادیب بزرگ دار فانی را وداع گفت. آن مرحوم متولّد حدود سال ۱۳۱۵ شمسی و اصالتاً اهل روستای «قوزلو سوفیهل» در اطراف سقز و فرزند مرحوم ملاعلی مصطفوی از علمای ساکن اطراف شهر سقز بود.
مرحوم ماموستا از شاگردان علامهی بزرگ ملا محمّد باقر بالک بود که بعد از اخذ اجازه از وی به سنندج میرود و مرحومان ماموستا مجتهدی و حاج ملا خالد مفتی نیز اجازهی فتوا و تدریس وی را تأیید میکنند.
ماموستا سیدمحمّد مصطفایی در ٦اسفندماه ١٣١٤ در روستای خانقاه پاوه چشم به جهان گشود.
چون پدر و مادرش اهل دینداری و انجام عبادات بودند، از همان دوران کودکی به دنبال درس و عبادت بود. مادرش ایشان را به کلاس قرآن و علوم دینی و مدرسه فرستاد؛ بهواسطهی علاقهمندی فراوانی که به علوم دینی و و قرآنی همکلاسیها و معلمانش داشت، به ایشان لقبِ «خلیفه محمّد» را داده بودند.
پس از اتمام دوران ابتدایی به دعوت شیخ محمدسعید و ماموستا شیخ عطا به سه رده پاوه میرود و در آنجا بهعنوان طلبه و شاگرد مشغول به تحصیل میشود.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb