چکیده: شیخ محمّد مردوخ مشهور به «آیتالله» یکی از بزرگترین شخصیتهای علمی- سیاسی سدهی اخیر در ایران محسوب میشود. نگاهی به آثار و تألیفات این شخصیت در زمینههای مختلف و تورق زندگی سیاسی ایشان، مدعای فوق را اثبات میکند. اگر از افراط و تفریطی که پیرامون این شخصیت شکل گرفته، بگذریم و نگاهی واقع بینانه به جوانب مختلف زندگیشان داشته باشیم، به این نتیجه میرسیم که بررسی ابعاد علمی این بزرگمرد بسیار ضروری است. از اینرو مؤلّف این جستار به بررسی اندیشهها و نظریات کلامی– فلسفی آیتالله مردوخ پرداخته و سیر تکامل و تحول این اندیشه را مورد بررسی، پژوهش و تحلیل قرار داده است.
هرگاه حادثهای که در ردیف جنایات تروریستی است رخ میدهد، فریادها بلند میشود که منابع تروریسم را بخشکانیم و محیطهای تروریستپرور را نابود کنیم. طبعاً این سخن حقی است اگر از آن ارادهی خیر داشته باشند؛ امّا بیشتر اوقات حقی است که با آن ارادهی باطل میشود. یعنی کسانی تنبیه میشوند که دستی در کار نداشتهاند؛ مصداق این بیت:
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
اخیراً در مراکش دو گردشگر بیگناه خارجی کشته شدند (دانمارکی و نروژی)؛ این دو دختر به شیوهی بسیار ددمنشانه به قتل رسیدند و مردم مراکش این عمل ظالمانه را محکوم کردند و خواستار اعمال شدیدترین مجازات برای عاملان این جنایت شدند.
خاورمیانه جغرافیای عجیبی است. سرزمینی به شدّت زخم خورده و خسته از جنگهای طولانی و گسترده، با ادیانی بزرگ که مدّعی روح صلحطلبی، عدالت و امنیّتاند. مردمانش به ظاهر بیزار از جنگ و خونریزی، در همان حال به فجیعترین شیوه خونریز، ضدّ هم و قاتل هماند. جزو جهان سوّم و مناطق عقبماندهی تاریخ، امّا پر از باورهای پرادعا؛ با ادّعاهای جهانی برای رستگاری جهان و جمهور. پر از باورهایی که بانک عدالت و یکسانیشان گوش فلک را و تاریخ را کر کرده است؛ در همان حال سرشار از عقاید ضدّ یکسانی و ضدانسانی؛ و لبریز از ناسازگاریهای وحشتناک؛ که هر کدام خود را حقّ محض و دیگران را ناحقّ صددرصد میدانند.
معمولاً به کسانی که دربارهی پایه و اساس اسلام تحقیق میکنند، گفته میشود که اسلام بر اساس «پنج رکن» [شهادتین، نماز، روزه، زکات و حجّ] بنا شده است. این رکنها به ایمان و عمل مرتبط میشوند، امّا در یک سطح عمیقتر، ممکن است گفته شود که دو رکن بزرگ وجود دارند که از کلّ شاکلهی دین حمایت میکنند. این دو رکن عبارت است از: صلح و عدالت. واضح است که این دو رکن به یکدیگر مرتبطاند؛ زیرا صلح پایدار بدون عدالت نمیتواند وجود داشته باشد. خود کلمهی «اسلام» از ریشهی «سلم» به معنی «صلح» گرفته شده است و از آنجایی که دین بر اساس تسلیم کامل در برابر ارادهی خداوند است،
آنچه درباره یائسگی باید بدانیم _بخش دوم
گردآوری: سرگل رستمی
علائم کلی یائسگی: بدخلقی، عصبانیت، بی حوصلگی، سوءهاضمه، جوش زدن صورت، خشکی بدن، کاهش تمایل جنسی، تغییرات فشار خون، و بی خوابی است. در این دوران زن احساس میکند در حال از دست دادن طراوت و زنانگی خود است و دچار زودرنجی و افسردگی میشود.
مشکل اصلی هنگام کمبود استروژن، پوکی استخوان است
اینکه باید قدر نعمتهای موجود را دانسته و بر داشتههای خود راضی و خشنود بود و به خاطر اینهمه نعمت در درگاه خداوند سبحان شاکر بود از صفات پسندیدهی انسان است و کمتر فرهنگی است که این جنبه از اخلاق را نپسندد. حتّی یکی از جنبههای مهمّ ایمان به خداوند متعال، قدرشناسی نعمتهای او و نگهداری و بهرهمندی صحیح از آنهاست. از سوی دیگر علاوه بر راضی بودن بر آنچه که در دست داریم، خودداری از حرض و آز و طمع در اندوختههای بیشتر، یکی دیگر از جنبههای اخلاق پسندیده در اکثر فرهنگها و سنّتهاست.
مقدّمه:
رواداری، تسامح و تحمّل؛ مفاهیمی هستند که مترادف با دگرپذیری یا به تعبیر دیگر، دیگرپذیری بکار برده شدهاند، این واژه در فهرست لغات معاصر ما، هم از نظر فلسفی و فکری و هم از نظر سیاسی و مذهبی وجود و حضور دارد، اگر چه برخی از آن ممکن است برداشت منفی داشته باشند، ولی در دیدگاه جدید تحمّل و رواداری نه تنها مضمون منفی ندارد بلکه، سبب میشود که مردم بتوانند با روشنبینی و بیغرضی به مسائل بیندیشند و تحمّل عقاید متفاوت دیگران را داشته باشند، ضمن اینکه به فرد کمک میکند که توان تفکر دربارهی عقاید نو و جدید را داشته باشد، به عبارت دیگر، از تعصّب و انجماد فکری جلوگیری میکند.
امروزه حقوق شهروندی همانند بیشتر حقوقی که از جنبههای گوناگون برای انسان قائل میشوند، به وفور تکرار میگردد و صد البتّه که مراعات حقوق شهروندی از سوی همهی طرفهای ذیربط یکی از مهمترین پایههای ایجاد، دوام و قوام یک جامعه سالم و توسعه یافته است، که برای این ادّعا میتوان در جای خود دلایل لازم را بیان نمود. فلذاست که برای نتیجهگیری نسبی از بحث باید در ابتدا تعریفی از شهروند و حقوق شهروندی ارائه داده و سپس به مبانی آن از دیدگاه مکاتب مختلف اشاره نمود.
جهان اسلام در نیمهی دوم قرن نوزدهم و ربع اول قرن بیستم میلادی، شاهد تغییراتی بود که بر اندیشهی سیاسی متفکران مسلمان تأثیر بسزایی گذاشت. این تغییرات به ترتیب شامل اندیشهی اصلاح ساختار خلافت، تفکیک دو نهاد خلافت و سلطنت در مجلس ترکیه، الغای خلافت عثمانی، تشکیل نظامهای مبتنی بر اندیشهی لائیک در ترکیه و... که سبب ایجاد تغییراتی در اندیشهی متفکران مسلمان بود. اگر در ایام حضور دولت عثمانی، اندیشهی اصلاح، ساختار کلّی خلافت را حفظ میکرد، دیگر بحث اصلاح مدّنظر نبود، خود اندیشهی سیاسی اسلام مورد سؤال و شک و شبهه بود.
دنیای پیرامون ما پر شده از انسانهای سطحی نگر؛ نمیدانم از این قضاوتهای لحظهای چه لذتی میبرند که آنقدر مشتاقانه آن را تکرار میکنند. مگر چه سودی برای آنها دارد؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb