دگرپذیری از اصول بنیادین زندگی اجتماعی است، که به طور طبیعی، در قالب پذیرش تنوع دین، فرهنگ و اعتقاد و احترام به آزادی بیان و اندیشه خود را نشان میدهد که ریشه در حقوق بشر و کرامت انسانی دارد. مدارا و دگرپذیری از اصولی است که امروز بیش از هر زمان دیگری مطرح است و زندگی جمعی و روابط انسانی به آن نیاز دارند. نادیده گرفتن حقوق دیگران و یا حذف آنان، آسیبهای جبرانناپذیری بر جوامع انسانی وارد میسازد.
دنیایی که در حال جهانیشدن است، دیگر زیستن در کنار یکدیگر با بیتفاوتیِ منفعلانه کافی نیست، بلکه لازمهی مدارا و دگرپذیری، آگاهی و هوشیاری در قبال، تبعیض و تنفر است.
مفهوم مدارا، دارای محتواي كثرتگراست، زيرا زندگی و حيات بشری، جمعی و محل تكثر ارزشها، غايتها و تقابل و رويارويی ميان آنهاست. بنابراين مدارا بدان دلیل صورت میگيرد كه من و ديگری به عقايد و نظرات يكديگر توجه داريم و احترام متقابل را ارج مینهیم.
منظور از مدارا، احترام گذاشتن به هويت، عقايد و رفتار ديگران و شناسايی حقوق رسمی افراد و گروهها برای داشتن عقايد مخالف است.(سراجزاده و همكاران، ١٣٨٣ ، ص١٢٣)
مدارای اجتماعی مفهومی است که در نقطه مقابل آن، ناشکیبایی، عدم تحمل، استبداد و خشونتورزی قرار میگیرد.
اگر نگاه اجمالی به بافت اجتماعی و فرهنگی جامعهی کُردی بیندازیم.
در روزهای اخیر با به میان آمدن پای برخی رسانههای خارجی، در شبکههای اجتماعی تحت هشتگ منو فارسی و قند پارسی اختلاف نظرها در مقایسه زبان فارسی با زبانهای دیگر در فلات ایران مجال بروز پیدا کرده است. ضیا موحد، شاعر و سعدیشناس اعمال تبعیض در عرصه زبان مادری را رد کرد و خواهان شناسایی همه زبانها در فلات ایران شد. موحد گفت:
قتل و کشتار هولناک در پایتخت خلافت عباسی
مغول به بغداد یورش بردند و آثار تمدن و عمران و آبادانی را بر باد دادند؛ کتابخانهها را آتش زدند و مردم را سلاخی کردند.
٧٦٤ سال پیش در چنین روزهایی مغول وحشیانه به بغداد پایتخت عباسیان یورش بردند و در نتیجهی آن این شهر پرآوازه پس از پنج قرن رونق و شکوه سقوط کرد و ساکنانش به خاک و خون کشیده شدند.
در چنین روزی ٢٩ ژانویه ١٢٥٨ لشکر هلاکو به دروازههای بغداد رسید و آن را محاصره کرد. آنان شهر را گلولهباران کردند تا این که در ١٠ فوریه وارد پایتخت خلافت عباسی شدند.
دکتر ابو لبابه حسین اندیشمند مسلمان تونسی، استاد دانشگاه امارات، عضو شورای خردمندان مسلمان و عضو مجمع مطالعات اسلامی الازهر یکی از اساتید برجستهی حدیث و سنت نبوی در زمان معاصر است. او در تونس درس خواند و کارشناسی ارشد و دکترا را از دانشگاه الازهر دریافت کرد و به منصب رئیس دادگاه زیتونه راه یافت. از این رو گفتوگو با او دربارهی سنت نبوی و مبارزه با آن خواه از سوی افراد خودی یا خاورشناسان و ملحدان خالی از حاشیه نیست. وقتی در کنفرانس «الازهر و صلح جهانی» در قاهره با او دیدار کردیم گفتوگویی را با او انجام دادیم که در ادامه به آن خواهیم پرداخت:
تضاد اسلام و کردیت ساخته و پرداخته روشنفکران سده بیستم و حاصل اشتباه راهبردی جریان روشنفکری کردی بود. این اشتباه تحت تأثیر گفتمان باستانگرایی ایرانی دورهی رضاشاه و پس از آن ماتریالیسم گفتمان چپ، رخ نمود و هزینههای زیادی را به جامعه و جنبش کُرد وارد کرد و کماکان میکند. این در حالی بود که سرشت باستانگرانهی ملّیگرایی ایرانی، اگر هم از توجیهات منطقی و زمینههای تاریخی مهمّی برخوردار بود، این زمینهی تاریخی و توجیه کارکردگرایانه دربارهی کردها وجه چندانی نداشت. ناسیونالیسم ایرانی به دلیل سابقهی تاریخی فراوان حکومتهای ایرانی قبل
پخش فایلی صوتی منسوب به ناصر رزازی خوانندهی محبوب و اسطورهای کرد، مجادلات بی سابقهای در فضای مجازی برانگیخته است. در این فایل که ظاهراً بخشی از مکالمهای صوتی است، رزازی با ستایش از آئین یاری - کیش جوامع یارسان - بیزاری خود از اسلام را برملا میکند.
در توضیح جدیدی که وی پس از جنجال یاد شده داده، به درستی روی خصوصی و سهوی بودن اظهارات قبلی تأکید و پخش آن را دسیسهای برای تخریب خود خوانده است. فارغ از مجادلات پیشگفته که از دو نقطه عزیمت دینی و غیر دینی و بعضاً ضد دینی صورت میپذیرد، خوانش اصل مسئله حاوی دلالتهای سیاسی و جامعهشناختی جالب توجهی است.
چند روز پیش یكی از دوستان بزرگوارم كلیپی صوتی منسوب به آقای ناصر رزازی را برایم فرستاد. وقتی بدان گوش فرا دادم، قبل از نقل یا هرگونه اظهار نظر دربارهاش، پیگیر صحت و سقم آن شدم، تا اینكه صحت آن برایم محرز شد؛ و فهمیدم كه گفتوگویی بوده بین ایشان و فردی یارسانی به نام آقای یوسف شاهی. در عین تأسف عمیق برای این ادب و ادبیات، چون حاوی چند ادعای بزرگِ بیاساسِ همراه با توهین بود، آن را در حدی ندیدم كه نیازمند پاسخ باشد. مدتی صبر كردم و منتظر واكنش گوینده شدم، اما چون آنها را انكار نكرد و به نوعی در پی توجیه آنها برآمد؛
شخصیت هر فرد مسلمان با بعضی از ارزشها که کیان او را تشکیل داده و راه و رسم زندگی او را مشخص میکنند، از دیگران برجسته میشود و این ارزشها بهخاطر انجام وظیفه مسلمان که همانا عبادت خداوند و آبادانی زمین است، از دیانت او سرچشمه میگیرد.
از جمله این ارزشها، یاری و همکاری با یکدیگر است.
همچنان خداوند، جهانیان را آفریده است و از لطف و کرمش بدانها تواناییهای عقلی، جسمی و ذاتی بخشیده است که متفاوت از همدیگر هستند، به گونهای که طیفی از انسانها از لحاظ قدرت بدنی، نهایت فوقالعاده هستند
نهاد آموزش و پرورش به عنوان زیر ساختی ترین سنگ بنای تحولات جامعه به شمار میآید. در جهان امروزی نظام آموزشی یکی از ارکان اصلی توسعه انسانی است. اگر قبول کنیم که بنیاد حیات جمعی انسان را تعلیم و تربیت تشکیل میدهد، آموزش و پرورش خطیرترین مسؤولیت تربیت نیروی انسانی مولد و نقشآفرین در جامعه را برعهده دارد. بنابراین بسترسازی برای تولید نیروی انسانی توانمند در چارچوب رسالت این نهاد است.
چنانچه بخواهیم اشارهای به ارکان اصلی نظام آموزش و پرورش نماییم؛
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل