إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • این نوشتار با تأکید بر جایگاه برادری در آموزه‌های اسلامی، آن را از پایه‌های ایمان و یکی از عوامل استواری و قدرت جامعه مؤمنان می‌داند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، احادیث و سخنان عالمان، بر حفظ حرمت برادران، شکیبایی در برابر خطا، پرهیز از غیبت و بدگمانی و رعایت آداب نصیحت تأکید می‌کند و برادری را از مهم‌ترین عوامل انسجام و پایداری مسلمانان می‌شمارد.

    نویسنده:
    محمد مهدی عاکف
  • این مقاله با تکیه بر دیدگاه‌های فانون، ادوارد سعید و نگوگی وا تیونگو، به پدیدهٔ درونی‌شدن احساس حقارت در میان برخی روشنفکران جوامع استعمارشده می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که بخشی از روشنفکران مهاجر ممکن است برای جلب رضایت قدرت‌های مسلط، به «خبرچینان بومی» یا «مزدوران فکری» تبدیل شوند و در توجیه مداخلات و سیاست‌های قدرت‌های امپراتوری نقش ایفا کنند. دباشی با نقد تصویر آرمانی سعید از روشنفکر تبعیدی، بر رابطهٔ پیچیدهٔ میان سلطه، هویت، زبان و میل به کسب تأیید قدرت تأکید می‌کند.

    نویسنده:
    حمید دباشی متفکر و دانشگاهی آمریکایی ایرانی‌تبار
  • خدمت مؤثر به دین، نیازمند دو عنصر اساسی است: ایجاد انگیزه و قرار گرفتن در جایگاهی متناسب با استعدادها و توانایی‌ها. برای یافتن این جایگاه باید با خود صادق بود، عرصه‌های مختلف را تجربه کرد، از مشورت دیگران بهره گرفت و تحت تأثیر شهرت و فضای غالب قرار نگرفت.

    نویسنده با هشدار دربارهٔ عجله، کمال‌گرایی و پراکندگی فعالیت‌ها تأکید می‌کند که پس از انتخاب جایگاه مناسب، باید با اخلاص، استمرار، رشد علمی و ایمانی و شناخت واقعیت‌های جامعه در مسیر خدمت گام برداشت. هیچ‌کس نباید به دلیل کوچک شمردن نقش خود یا نرسیدن به موفقیت‌های بزرگ، از خدمت کناره‌گیری کند؛ زیرا ارزش خدمت به شهرت و بزرگی جایگاه نیست، بلکه به میزان اخلاص، تعهد و تلاش در حد توان بستگی دارد.

    نویسنده:
    دکتر احمد عبدالمنعم
  • عمار علی حسن در این مقاله، با مرور دیدگاه اندیشمندان غربی و شرقی، افول احتمالی تمدن غرب را نه‌تنها پیامد بحران‌های اقتصادی، سیاسی و جمعیتی، بلکه حاصل فرسایش بنیان‌های فرهنگی، اخلاقی و معنوی آن می‌داند. وی با اشاره به خیزش قدرت‌های آسیایی، به‌ویژه چین، هند، ژاپن و کرهٔ جنوبی، معتقد است که آسیا با تکیه بر میراث فرهنگی، انسجام اجتماعی، نوآوری و گسترش قدرت نرم، در حال به چالش کشیدن غرب‌محوری و شکل دادن به نظمی نوین در جهان است. بااین‌حال، آیندهٔ رهبری جهان به توانایی غرب در بازسازی خود و ظرفیت تمدن‌های نوظهور برای ارائهٔ الگویی جایگزین بستگی دارد.

    نویسنده:
    عمار علی حسن نویسنده و پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی
  • این مقاله با رویکردی انتقادی می‌کوشد شیوهٔ فهم غرب را از الگوی تقلید و تأثیرپذیری به سطح «مطالعهٔ موردی» و ارزیابی تاریخی و عملی ارتقا دهد. نویسنده بر سه ویژگی اساسی در تجربهٔ غرب تأکید می‌کند: نخست، گسست از ارزش‌های دینی و اخلاقی و جایگزینی معیارمندی الهی با معیارمندی انسانی که به زعم او زمینه‌ساز فردگرایی و فروپاشی اخلاقی شده است؛ دوم، ارادهٔ معطوف به قدرت که در استعمار، اشغال، بهره‌کشی و انقیاد ملت‌ها و گروه‌های دیگر تجلی یافته و حتی در ساختار معرفتی غرب نیز بازتاب داشته است؛ و سوم، تضعیف و نابودی ویژگی‌های خاص فرهنگی از طریق استعمار، دگرگونی نهادهای دینی و فرهنگی و نفوذ در ساختارهای آموزشی و اجتماعی جوامع تحت سلطه. بر این اساس، نویسنده معتقد است غرب نباید صرفاً به‌عنوان الگویی معرفتی و تمدنی مطالعه یا تقلید شود، بلکه باید به‌مثابه تجربه‌ای تاریخی و تمدنی، با بررسی هم‌زمان دستاوردها، سازوکارهای قدرت و پیامدهای اخلاقی و فرهنگی آن، مورد فهم و ارزیابی قرار گیرد.

    نویسنده:
    عبدالرزاق بلعقروز
  • نوگرایی و تجدید در معرفت دینی امری ضروری و مبتنی بر تغییر دائمی انسان و واقعیت است که مستلزم ارائه‌ی خوانشی معاصر، عقلانی و معنوی از دین با «لسان قوم» (زبان و ادبیات زمانه) و جایگزینی دیالوگ و گفت‌وگو به جای القای یک‌سویه است؛ نوسازی خطاب دینی باید با اجتناب از تعصّب، دگماتیسم، تقلید و شورمندیهای بی‌دلیل، بر آگاهی از نیازها و رنج‌های انسان معاصر، حفظ انطباق میان علم و عمل سخنران، اولویت‌دادن به بشارت و اخلاق و ایجاد پیوند میان عقلانیت و معنویت تمرکز کند تا از ملال، دین‌گریزی و ورشکستگی فکری جلوگیری شود.

  • این مقاله اندیشه‌های انور عبدالملک را درباره‌ی سلطه‌ی غرب، مرکزیت اروپا و نقش جهان سوم بررسی می‌کند. او ریشه‌ی این سلطه را در انباشت اقتصادی، علمی و فکری غرب می‌داند و برای تغییر جهان، بر توسعه‌ی مستقل، توجه به ویژگی‌های تاریخی و تمدنی جوامع و شکل‌گیری نظامی چندقطبی و مبتنی بر تکثر تأکید دارد. مقاله همچنین دیدگاه او را با اندیشه‌های سمیر امین و حسن حنفی در نقد سلطه‌ی غرب و دفاع از جایگاه جهان سوم مقایسه می‌کند.

    نویسنده:
    عمار علی حسن نویسنده و پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی
  • این مقاله تأکید می‌کند که بزرگداشت واقعی پیامبر ﷺ در جشن و سخن گفتن خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیروی عملی از اخلاق و روش اوست. سیره نبوی باید از کتاب‌ها و مجالس به زندگی فردی و اجتماعی منتقل شود.

    نویسنده مفهوم «فاصله نبوی» را مطرح می‌کند؛ یعنی فاصله میان آنچه پیامبر ﷺ الگو قرار داده و آنچه ما در خانواده، آموزش، دعوت، رهبری و جامعه عمل می‌کنیم. هدف، کاهش این فاصله و تبدیل رحمت، عدالت، شورا، امانت و احسان به رفتار و نظام عملی زندگی است.

    خلاصه پیام مقاله: محبت به پیامبر زمانی صادق است که سیره او در اخلاق، روابط و عملکرد ما دیده شود.

    نویسنده:
    دکتر وصفی عاشور ابوزید
  • قرضاوی معتقد است صرفِ یادآوری و بزرگداشت مناسبت‌های اسلامی مانند میلاد پیامبر ﷺ، هجرت، اسراء و معراج و غزوات پیامبر، به خودی خود بدعت و گمراهی نیست. آنچه نادرست است، برگزاری مراسمی است که با منکرات و اعمال خلاف شرع همراه شود.

    از دیدگاه او، یادآوری این مناسبت‌ها فرصتی برای شناخت سیره پیامبر، تقویت ایمان، یادآوری نعمت‌های الهی و استخراج درس‌ها و عبرت‌های تاریخی است. وی برای اثبات این دیدگاه به آیاتی از قرآن استناد می‌کند که خداوند در آنها مؤمنان را به یادآوری نعمت‌ها و حوادثی مانند غزوه احزاب و نجات مسلمانان از دشمنان فرا می‌خواند.

    بنابراین، معیار داوری درباره این مناسبت‌ها محتوای مراسم و شیوه برگزاری آن است، نه صرفِ نام «جشن» یا «یادبود». اگر این برنامه‌ها در چارچوب شرع و با هدف یادآوری سیره و نعمت‌های الهی برگزار شوند، نمی‌توان آنها را به طور مطلق بدعت دانست.

    نویسنده:
    دکتر یوسف قرضاوی
  • غنوشی بیش از سه سال است در زندان به سر می‌برد و با وجود سن بالا و وخامت وضعیت جسمی، حکومت تونس همچنان بر ادامه حبس او اصرار دارد. نویسنده معتقد است مسئله الغنوشی بیش از آنکه قضایی باشد، سیاسی است؛ زیرا او همچنان نماد جریان اسلام‌گرای معتدل و یکی از چهره‌های اثرگذار سیاسی در تونس و منطقه است. مقاله در نهایت بر ضرورت پایان دادن به سرکوب سیاسی و حرکت تونس به سوی آشتی ملی و گفت‌وگو تأکید می‌کند.

    نویسنده:
    صالح عطیه روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی تونسی