این نوشتار با خوانشی تحلیلی از آیات ۱۵۲ و ۱۵۳ سوره بقره، نقش محوری سه اصل «ذکر»، «شکر» و «صبر» را در مهندسی زیست معنوی تبیین میکند. نویسنده با عبور از تعاریف سنتی و قشری، «ذکر» را یک پیمان استراتژیک و دوجانبه برای گشایش ابواب سعادت، «شکر» را ابزاری فعال در دو ساحت گفتار و کردار برای صیانت از نعمت، و «صبر» را نه یک انفعال، بلکه نیرویی پیشران در کنار «نماز» برای مدیریت بحرانهای زندگی معرفی میکند. غایت این متن، ترسیم یک «چرخه تعالی» است که در آن یاد الهی به سپاسگزاری و سپاسگزاری به تابآوری مؤمنانه ختم میشود.
نفاق، پدیدهای مخرّب و دیرپاست که علیرغم آگاهی عمومی نسبت به پیامدهای ویرانگر آن، همچنان در جوامع انسانی، بهویژه در میان مسلمانان، حضوری پررنگ دارد. این نوشتار، با احساس مسئولیت ایمانی و در حد توان، در پی تبیین این معضل و ارائهی راهکارهایی برای رهایی از آن است؛ باشد که مورد پذیرش مؤمنان و مشمول عنایت الهی قرار گیرد.
سورهی توبه یکی از صریحترین متون قرآنی در نقد و افشای نفاق و صفات منافقان است. این سوره با زبانی بیپرده، ویژگیهای اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی منافقان را برمیشمارد و مرز روشنی میان ایمان راستین و نفاق ساختاریافته ترسیم میکند. این پژوهش بر پایهی تحلیل آیات سورهی توبه، کوشیده است با رویکردی ساختاری-تحلیلی، ابعاد رفتاری و روانشناختی نفاق را در قالب محورهای اصلی بررسی کند. یافتهها نشان میدهد که قرآن با شفافیت، نفاق را نهتنها انحرافی فردی بلکه خطری اجتماعی، سیاسی و اعتقادی میداند که نیازمند مواجههای چندلایه و آگاهانه است.
این تأملات را نه با هدف آموزش، بلکه برای بهاشتراکگذاری آنچه در مسیر زندگیام آموختهام، با شما مینویسم؛ چراکه دریافتهام ساختن خویشتن دستورالعملی فوری نیست، بلکه سفری مداوم است که با چالشهایی همراه است و در هر گام آن، حکمت بیشتری به دست میآید.
این مقاله به تبیینِ استراتژی جامعِ دعوت در آیه ۱۲۵ سوره نحل میپردازد و آن را فراتر از یک دستور مذهبی، به مثابه یک نظام تربیتی و ارتباطی تحلیل میکند. نویسنده با تمرکز بر سهگانهی «حکمت» (اقناع عقلی)، «موعظه حسنه» (لطافت قلبی) و «جدال احسن» (نجابت در گفتگو)، استدلال میکند که دعوتِ اصیل پیش از آنکه متوجه «دیگری» باشد، با خودسازی و نفیِ منیت در دعوتگر آغاز میشود. در این نگاه، موفقیت در ابلاغ پیام نه در گروِ غلبه بر رقیب یا کنترل نتیجه، بلکه در گروِ پایبندی به زیباییشناسیِ اخلاقی و تسلیم در برابر ارادهی الهی است که مالک نهاییِ هدایت است.
برخی نویسندگان مقالات و روشنفکران عرب درگیر تحلیل سیاستهای اقتصادی و جهتگیریهای سیاسی رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، شدهاند؛ سیاستهایی که به باور آنها نظام جهانی پس از جنگ جهانی دوم را تهدید میکند و ممکن است جهان را به سوی رکودی ویرانگر و دردناک سوق دهد.
استاد مصطفی ملکیان مطلبی را تحت عنوان «سیر تحول اخلاق در ایران و جهان» در ١٥بهمنماه ١٤٠٣ در انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری ایراد نمودهاند که در آن، اخلاق یگانه پناهگاه جهت رشد و سعادت جامعه معرفی شده و در راستای تحقق این هدف، پیشنهادهایی عرضه داشته است.
در این مقاله، نویسنده با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مطالعهی تحتاللفظی آیات قرآن، به بررسی موضوع چندهمسری میپردازد و نشان میدهد که برخلاف برداشتهای رایج، قرآن مجوّز ازدواج با بیش از یک همسر را نه بهعنوان یک حق مطلق و همگانی، بلکه تنها در شرایطی بسیار خاص و محدود، آن هم با محوریت رسیدگی عادلانه به امور یتیمان و حفاظت از اموال آنها صادر کرده است. مقاله تأکید میکند که نقض هر یک از این شرایط، مشروعیت این حکم را از بین میبرد و در نهایت، قلمرو چندهمسری را به دایرهای کوچک اما اخلاقمدار و مسئولانه محدود میسازد.
ناپلئون دربارهی تالران، وزیری که به همهی نظامهای متوالی خدمت کرد و به همهشان خیانت نمود ـ و به ظرافت، زبان نرم و شیکپوشیاش شهرت داشت ـ گفت: «او همچون زبالهای است که در جورابی از حریر پنهان شده». همین تصویر به ذهنم آمد وقتی نوشتههای فردی به نام کورتیس یاروین را مرور میکردم؛
به اعتقاد مودودی، خداوند در قرآن اصول و مبانی كلّیای را كه انسانها برای زندگی صحیح به آن محتاج هستند؛ بیان كرده است. پیامبر (ص) نیز با استقرار یك نظام سیاسی ـ اجتماعی آن چه در تفسیر و توضیح این اصول ضرورت داشته، كاملاً برای ما آشكار كرده است. این دو منبع مؤلفههای اساسی و ضروری را برای سامان دادن یك زندگی فردی و اجتماعی توأم با خیر و سعادت در اختیار ما قرار دادهاند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb