برخی نویسندگان مقالات و روشنفکران عرب درگیر تحلیل سیاستهای اقتصادی و جهتگیریهای سیاسی رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، شدهاند؛ سیاستهایی که به باور آنها نظام جهانی پس از جنگ جهانی دوم را تهدید میکند و ممکن است جهان را به سوی رکودی ویرانگر و دردناک سوق دهد.
استاد مصطفی ملکیان مطلبی را تحت عنوان «سیر تحول اخلاق در ایران و جهان» در ١٥بهمنماه ١٤٠٣ در انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری ایراد نمودهاند که در آن، اخلاق یگانه پناهگاه جهت رشد و سعادت جامعه معرفی شده و در راستای تحقق این هدف، پیشنهادهایی عرضه داشته است.
در این مقاله، نویسنده با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مطالعهی تحتاللفظی آیات قرآن، به بررسی موضوع چندهمسری میپردازد و نشان میدهد که برخلاف برداشتهای رایج، قرآن مجوّز ازدواج با بیش از یک همسر را نه بهعنوان یک حق مطلق و همگانی، بلکه تنها در شرایطی بسیار خاص و محدود، آن هم با محوریت رسیدگی عادلانه به امور یتیمان و حفاظت از اموال آنها صادر کرده است. مقاله تأکید میکند که نقض هر یک از این شرایط، مشروعیت این حکم را از بین میبرد و در نهایت، قلمرو چندهمسری را به دایرهای کوچک اما اخلاقمدار و مسئولانه محدود میسازد.
به اعتقاد مودودی، خداوند در قرآن اصول و مبانی كلّیای را كه انسانها برای زندگی صحیح به آن محتاج هستند؛ بیان كرده است. پیامبر (ص) نیز با استقرار یك نظام سیاسی ـ اجتماعی آن چه در تفسیر و توضیح این اصول ضرورت داشته، كاملاً برای ما آشكار كرده است. این دو منبع مؤلفههای اساسی و ضروری را برای سامان دادن یك زندگی فردی و اجتماعی توأم با خیر و سعادت در اختیار ما قرار دادهاند.
ناپلئون دربارهی تالران، وزیری که به همهی نظامهای متوالی خدمت کرد و به همهشان خیانت نمود ـ و به ظرافت، زبان نرم و شیکپوشیاش شهرت داشت ـ گفت: «او همچون زبالهای است که در جورابی از حریر پنهان شده». همین تصویر به ذهنم آمد وقتی نوشتههای فردی به نام کورتیس یاروین را مرور میکردم؛
این نوشتار به مسئلهی وسوسهی شیطان و تردید در عدالت الهی میپردازد و پاسخ استاد دین به سؤالی دربارهی تفاوتهای اقتصادی و ثروت میان انسانها را ارائه میدهد. استاد تأکید میکند که غنا و فقر مادی معیار عدالت یا ارزش انسان نیست، بلکه آزمون و ابتلای الهی در زندگی با هدف پرورش صبر، شکر، اخلاق و فضایل انسانی است. تفاوتها و تفاضلها در زندگی حکمتی الهی دارد که عقل انسان بهطور کامل قادر به درک آن نیست و بهترین واکنش، توکل به خدا، استغفار، تجدید ایمان و بازگشت به عبادت است.
فتح مکه نقطه عطفی در رهبری پیامبر اسلام بود؛ رویدادی که در آن، پیامبر میان انتقامجویی طبیعیِ سالهای رنجبار و چشمانداز بلندمدت دولتسازی، مسیر دوم را برگزید. او با تغییر فوری روایت «یوم الملحمة» به «یوم المرحمة»، و با عزلِ حکیمانه سعد بن عباده بدون کاهش شأن او، راهبرد رحمت را به عنوان سیاست رسمی دولت نوظهور تثبیت کرد. اوج این رویکرد در «اذهبوا فأنتم الطلقاء» تجلی یافت؛ عفوی بیقید و شرط که دشمنان دیروز را به کارآمدترین نیروهای فردا تبدیل کرد. این تجربه تاریخی نشان میدهد که پیامبر از بخشش، نه بهعنوان احساسی اخلاقی، بلکه بهمثابه ابزاری استراتژیک برای پایاندادن به چرخه خشونت، ادغام اجتماعی و دولتسازی پایدار بهره گرفت.
متن با رویکردی انتقادی و تربیتی، خروج حضرت یونس (ع) را نه یک مأموریت، بلکه تصمیمی برخاسته از غلیان خشم انسانی و خستگی از لجاجت مردم میداند که منجر به گرفتاری در «شکم نهنگ» شد. نویسنده شکم نهنگ را نمادِ بنبستِ ناشی از ترجیح برداشت شخصی بر تکلیف الهی قلمداد کرده و تنها راه نجات را اعتراف صادقانه به خطا و بازگشت به صبر میشمارد. عصارهی این تحلیل، هشدار به همهی مصلحان است که در تلاطم بحرانها، بهجای گریز یا توجیه، باید از سنگینیِ نَفْس کاسته و تا آخرین لحظه به لوح مسئولیت چنگ بزنند.
این نوشتار با رویکردی تحلیلی به تبیین پیوند میان عبادت فردی (روزه) و کنشگری اجتماعی میپردازد. نویسنده با استناد به آیه ۱۸۳ سوره بقره، «تقوا» را نه یک پرهیز ایستا، بلکه مکانیزمی برای خودنظارتی مستمر و درونیسازی پاسخگویی (مسئولیت) معرفی میکند. در این دیدگاه، رسالت بنیادین انسان بر اساس آیه ۶۱ سوره هود، «استعمار» (طلب آبادانی) در دو ساحت مادی و معنوی تعریف شده است. مقاله با نقد الگوهای رفتاری در مواجهه با چالشهای جامعه، چهار رویکرد یأسآلود، بیتفاوت، مانعانه و اصلاحگرانه را بازشناسی کرده و با استناد به منابع تفسیری (نظیر فیظلالالقرآن) و احادیث نبوی، برتری «مؤمنِ مخالط» (کنشگر شکیبا در متن جامعه) را بر منزویان اثبات میکند. در نهایت، ماه رمضان به مثابه یک دوره تربیت شهروندی تلقی شده که خروجی آن، نه فقط پارسایی فردی، بلکه تربیت مصلحانی است که با نفی انفعال، در مسیر توسعه و آبادانی همهجانبه گام برمیدارند.
کتاب «اقبال و تأثیر متفکران غربی بر او» تألیف تارا چارن رستوگی و ترجمه محمد مسعود نوروزی اثری پژوهشی در حوزه اندیشه اسلامی و فلسفه تطبیقی است که به بررسی تعامل فکری محمد اقبال لاهوری با ۲۲ متفکر غربی و یک اندیشمند شرقی میپردازد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb