آنچه امروز در مذاکرات میبینیم، بیشتر به زور آخر دو طرف برای کسب امتیازات بیشتر در قدمهای آخر احیای برجام در خط پایانی مذاکرات میماند. از یک طرف، پاسخ ایران به متن پیشنهادی اتحادیه اروپا ـ همچنان که قبل از ارائه آن نیز طی یادداشتی بیان شد ـ نه مخالفت قطعی بود نه موافقت قطعی؛ بلکه به شکلی بود که طرف مقابل را به حصول توافق امیدوار کرد. هم اکنون نیز همه منتظر پاسخ آمریکا به ملاحظات و اصلاحاتی هستند که ایران بر متن اتحادیه اروپا اعمال کرده است. به نظر میرسد پاسخ آمریکا نیز مثل پاسخ ایران خواهد بود؛ نه مخالفت قطعی نه موافقت قطعی.
موضوعی که این روزها برسر زبانهاست و بسیاری آن را با دلهرگی یا با نعره پیروزی و شکست عنوان میکنند سرانجام برجام است که آیا بعد از ده سال مذاکره و چانهزنیِ سیاسی در عرصهی بینالمللی ، و بالا و پایینکردنِ بندها وپاراگرافها و بد و بیراه گفتن و لعن و نفرین کردن جناحها و گروهها و ایجاد هزینههای گزاف بر کشور بوده است اگر به بندهای برجام توافق شده ٢٠١۵ نظر بیاندازیم، متوجه میشویم هیچکدام از بندهای آن ربطی به درد و رنج و مشقت مردم ندارد و دیدیم که بعد از توافق سفره مردم تغییر پیدا نکرد.
با نزدیک زمان انتخابات میاندورهای در هشتم نوامبر، از یک طرف رقابت میان دموکراتها و جمهوریخواهان تنگاتنگتر شده و از دیگر سو بحثها درباره نتایج این انتخابات و تاثیرات احتمالی آن بر سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا داغتر شده است. یکی از مسائل مهم این روزهای سیاست خارجی آمریکا مذاکرات هستهای با تهران و احیای برجام است. درباره ارتباط احیای برجام و انتخابات پیش روی کنگره آمریکا میتوان از دو نوع ارتباط سخن گفت که در این یادداشت به اولی و در یادداشت بعدی به دومی اشاره میکنم. نخست تاثیرات احتمالی مذاکرات هستهای برای احیای برجام بر نتایج انتخابات کنگره و دیگری تاثیر احتمالی این نتایج بر مذاکرات در صورت استمرار آن بعد از انتخابات و آینده برجام حتی در صورت رسیدن به توافق قبل از انتخابات.
گفتوگو با امیر شهرابی دانشآموخته علوم اجتماعی و مترجم كتاب انسان پیروزمند
مفهوم یا تعبیر «پیشرفت» در جامعه فكری و فرهنگی ما به ویژه نزد روشنفكران و اهالی علوم انسانی چندان خوشنام یا خوشایند نیست و معمولا به آن با سوءظن نگریسته میشود. اگر كسی از پیشرفت یا ترقی كل بشریت در تاریخ حرف بزند، حتی اگر به سادهلوحی یا ناآگاهی متهم نشود، مبتلا به خوشبینی مفرط تلقی شده و گفته میشود كه واقعگرا نیست یا شاید هم اهداف و مقاصدی از این گفته دارد یا اینكه تنها خودش و افراد مثل خودش را در نظر دارد. در برابر تعابیر یا مفاهیمی مثل «زوال»، «انحطاط»، «ركود» و «افول» در میان جماعات فوق، بسیار طرفدار دارد و اكثریت روشنفكران ناامیدانه مدام از نابودی و پایان تلخ و دردناك جهان سخن میگویند
جامعهپذیری یکی از کارکردهای مهم خانواده است و فرایندی است که انسانها از طریق آن، شیوههای زیست، هنجارها و ارزشها و نحوه فعالیت و کنشگری در جامعهشان را یاد میگیرند. هرچند جامعهپذیری غالبا درباره کودکان به کار برده میشود؛ اما این فرایند مخصوص آنها نیست؛ بلکه در دنیای امروز که همه امور و فعالیتهای اقتصادی، بانکی، اجتماعی، آموزشی، پزشکی و نظایر آن در بستر رسانه و فناوری انجام میشود، افراد میانسال و سالمندی که یک پا در سنت دارند و یک پا در دوران جدید، باید شیوه زیست و عمل در دنیای کاملا دیجیتالی و رسانهایشده را یاد بگیرند.
نگاهی به شکست ارتش تا دندان مسلح پوتین در شرق اوکراین نمایانگر پایان زور و قلدری کسانی است که هیچگاه نیمنگاهی به عقل و قانون نمیاندازند بلکه با اتکا بر حس سیریناپذیر سلطهگرایی بر سرزمین و سرمایهی دیگر جوامع، قصد دارند هر آنچه آرزو میکنند برایشان محقق شود.
آنها نه به قوانین بینالمللی پایبندند و نه عقل سالمی دارند که بکار شان آید، بلکه تنها با قدرت نظامی و امنیتی خود نقشههای خود را عملی میکنند و مهم نیست در این راه چقدر از انسانهای بیگناه قربانی آمال و آرزوی آنها شوند.
«ژینا» منسوب به «ژین» - اسم مصدری معروف در زبان کردی - است. ژین به معنای زیستن است و از این رو میتوان گفت ژینا هم به معنای نامیرا و زندگیبخش است.
در زبان کردی میان کلمات ژن (به معنای زن)، ژین، ژیان (به معنای زندگی)، ژیار(به معنای تمدن) و ژیانەوە (به معنای رستاخیز) قرابت ریشه شناختی وجود دارد.
"هاوژین" هم معادل کردی واژه همسر است که انصافا از لحاظ آوایی و معنایی از معادل فارسی خود بسی زیباتر است.
چه، بدون هیچ اغتشاش مفهومی و صعوبت آوایی، با رساترین وجه، مفهوم " در زندگی مشترک بودن " را میرساند.
جستوجویی ساده در رفتارهای اجتماعی-سیاسی ما، نشان میدهد که سوگمندانه انحصارطلبی بلایی عمومی است و محدود به قشر حاکم نیست؛ ناخودآگاه ما تحت تأثیر قرنها فرهنگ استبدادی، نزاعهای مستمرّ و متنوّع، بیگانههراسی، ضعف آموزش، ناامنی، غیریتسازی و چندین علّت دیگر، انبان نگرشهای استبدادی و دگرستیزانه شده است؛ ما نیاموختهایم که لازمهی همزیستی، همفکری نیست و هنوز هم میدان سیاست را نه ملکی مُشاع، بلکه جادّهی اختصاصی میپنداریم و گمان میکنیم شرط حضور در آن، تعلّق یا تظاهر به هویت یا مرام ماست و اگر کسی متفاوت وارد شد، باید او را در صورت توان، حذف و در صورت عدم توان یا شرایط، تخریب کرد؛ این روحیهی شوم، متأسفانه در پسزمینهی فرهنگی جامعهی ما جا خوش کرده و همگی اعم از راستی و چپی و ملی و مذهبی و سکولار، در ابتلا به آن مشترکیم و تفاوت، تنها در شدت و ضعف بیماری است!
چند روز پیش مهسا(ژینا) امینی دختر کرد اهل سقز به تهران سفر میکند. در آنجا به بهانهی تخطی از احکام حجاب اجباری (در حالیکه حسن امینی از علمای کردستان که در این باره بیانیهای صادر کرده است، حجاب ژینا درحد عرف جامعه بوده و اسلام برخورد خشونتآمیز با وی را محکوم میکند) گشت ارشاد وی را دستگیر نموده و در اثر ضرب و جرح وارده به کما رفته و پس از سه روز جان به جانآفرین تسلیم کرد.
من این جنایت را محکوم و به خانواده و دوستان وی تسلیت عرض میکنم. از خداوند متعال خواستارم که ایشان را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد.
گشت ارشاد بیشتر زیر ذرهبین رفته است و حتی شاید این بار با درمیان بودن فاجعه مرگ یك دختر جوان كردستانی، رییسجمهور نیز نگاه آسیبشناسانهتری به آن داشته باشد؛ كسی كه در مناظرات انتخاباتی خود تلویحا گفته بود كه برای مردم گشت ارشاد نخواهد داشت، اما برای مدیران آری. چنین نشد و او با ابلاغ قانون بر زمین مانده دولتهای پیشین درباره حجاب و عفاف به نوعی، مهر تاییدی بر همین رویه داشت، بنابراین از یكسو گشت ارشاد به كار خود ادامه داد و از سوی دیگر همزمان با انواع بحرانهای اقتصادی مردم تشویق شدند تا در كوچه و خیابان به یكدیگر تذكر دهند و حالا مدتی است
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev