امروز فاجعهای در تهران اتّفاق افتاد که بسیاری از چشمها را گریان کرد و بسیاری را هم در بهت و حیرت فرو برد.
امروز ایران نگران است؛ نگران از دست دادن انسانهای شریفی که با در کف گذاشتن جان شیرین خود در پیِ نجات جان انسانهای دیگر بودند.
از وسعت و عمق این فاجعه که بگذریم، به میزانی که از دست دادن عزیزان سخت و جانکاه است، به همان میزان اشاعهی نگرانی و استرس در جامعه ناصواب است. امروز ما ثابت کردیم با اندک فرهنگی نیز شاید خیلی بیگانهایم.
انسان در طبیعت خود موجودی اجتماعی است، الفت را دوست دارد و با دوستان انس میگیرد، همچنانکه پرندهها هر کدام با نوع خود به پرواز میآیند، انسان نیز با همنوع و امثال خود و کسانی که از آنها احساس محبت و اطمینان کند، یکجا میگردد، این همزیستی همانگونه که فطرت و سرشت انسانی است، یک ضرورت اجتماعی میباشد و هیچکس نمیتواند مدّعی شود که من بهتنهایی زندگی میکنم و با هیچ فردی رابطه برقرار نمینمایم؛ اصلاً چنین پنداری را اگر کسی داشته باشد
«جماعت دعوت و اصلاح» تشكّلی است مدنی در چهارچوب اندیشهی اسلامی كه با هدف حفظ اعتقادات و هويت اهلسنّت ایران و نيز فراهمنمودن زمينههای رشد و توسعهی همهجانبهی زندگی فردی و اجتماعی مردم ایران در پرتو باور به كرامت ذاتی بشر، آزادی، عدالت، شورا، دگرپذیری و ارزشهای بنیادین اخلاقی در ابعاد مختلف زندگی تشكيل شدهاست. اين تشكّل، برای ساختن آيندهای بهتر، از دانش و فنّاوریهای روز بهره میگیرد و به اعتدال و ميانهروی در تفكّر و عمل و برقراری روابط و تعامل
در دور برگشت رقابتهای بسکتبال لیک دسته یک کشور، تیم بسکتبال ایستک کردستان موفّق شد تیم مهرام تهران را در سنندج با نتیجهی ٦٠ بر ٥٠ شکست دهد.
دوستان نازنینم سلام
نقاشی هایی که میبینید هنر دست دینا ابراهیم زاده و خواهرش ژینا ابراهیم زاده، از شهر کرمانشاه است.
این دو خواهر مهربان، مثل دیگر هم وطنان عزیزمان از آتش سوزی ساختمان پلاسکو ناراحت شدند و برای نشان دادن تاسف خود این نقاشیهای زیبا را کشیدهاند و برای ما ارسال کردهاند.
از هر دوی این گلهای بهشتی سپاسگزارم و منتظر نقاشیهای زیبای شما عزیزان در آینده هستم.
از خدای مهربان میخواهیم از این به بعد در کشور عزیزمان اتفاقات ناگوار رخ ندهد.
آمین
تیم ملی بانوان ایران بامداد امروز( چهارشنبه) تهران را به مقصد مالدیو ترک کرد تا در مسابقات انتخابی جهان در منطقه آسیای مرکزی شرکت کند.
فرشتهی دلها میگفت با دلها حدیث عشق و آرزومندی...
سخن میراند از تلخکامیها، حذر میداد از...
نوید شوق میداد، شادیها بهپا میکرد...
بینوایان زِ غصّه بیرون میآمدند، غمها فراموش میشد، همه خنده بر لب...
جانها روح تازه گرفته و قلبها پر درآورده و میپریدند و آشیان اصلی خود را مییافتند...
طبیعت تازه و زنده، روزگار شاد و خرسند از چرخش...
ولی ناگهان یکی از پسِ پردهی پنهان روزگار نمایان میشود؛
قیافهای گرفته، غمی سرد بر پیشانی نشسته، داغ حسرت بر رخ نمایان، دو قطره اشک ظریف و زیبا در دیده
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb