کلمهی قدر که در توصیف این شب آمده است به معنی مقام و شرف و برکت است؛ به همین خاطر خدای متعال میفرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (الدخان:٣-٦).
[كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم. در آن [شب] هر [گونه] كارى [به نحوى] استوار فيصله مىيابد. [اين] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مىگيرد]. ما فرستنده [پيامبران] بوديم. [و اين] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست.
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الفَجْرِ» (القدر:١-٥).
چکیده:
هر انسانی در برابر احکام الهی مسؤولیت دارد و باید رفتار خود را با قوانین و دستورهای الهی هماهنگ سازد و در هر رویدادی باید بر اساس درخواست شارع عمل کند و با توجه به عدم روشن بودن احکام شرعی در موضوعات نیاز به اجتهاد میباشد.
اجتهاد یعنی استفاده از نیروی ذهن برای دستیابی به احکام شریعت از میان منابع و دلایل چهارگانه و با کمک علم اصول فقه بعنوان متدولوژی و ابزار استفاده از این منابع.
خداوند متعال، معجزهی جاودان خود، قرآن را به نامها و اوصاف متعددی خوانده است که هیچ یک از آنها مرادف دیگری نیست؛ بلکه هر یک جلوهای از این کتاب را به نمایش میگذارد. هر نام یا وصفی از قرآن در حقیقت، گواه و دلیلی بر کمال و جمالی از این کتاب آسمانی است و نشان از مرتبهای از مراتب بیشمار آن دارد. بازشناسی وجه تسمیهی این نامها و اوصاف قرآن کریم میتواند گوشهای از ظرفیت گنجینهی بیپایان آن را آشکار کند و اهداف هدایتی و تربیتی تعالیمش را نمایان سازد و به تَبَع، بر میزان شناخت
یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی بهحساب میآید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛
با مجموعهای از سفارشهای گرانبهای امام بنا روبهرو هستیم که به خاطر داشتن رنگ الهی، واقعگرایی و سازگاری با روح انسان و جامع بودن در زمینههای مختلف، شایستهی درنگ و تأمّل است. این وصایا در قالب درخواستهایی دلسوزانه از جانب یک دعوتگر صادق و مربی مجرّب و فقیهی آگاه مطرح شده است. امید که پروردگار، ما را از آن بهرهمند گردانده و در ترازوی حسنات ایشان قرار دهد .
این متنِ وصایای روشنگر امام شهید حسن البنا (رح) است، که با این عنوان منتشر گردیده است:
«من وصايا المُرشد العام» از سفارشات مرشد عام:
•برادرم! بدون هدف زندگی نکن، زیرا خداوند شما را پوچ و باطل نیافریده و بیهوده در این کرهی خاکی رها نکرده است.
•برادرم! بگذار خداوند بالاترین و مهمترین آرمان و هدفت باشد. این سخن خداوند متعال را بشنو که میفرماید: «ففِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» (50 الذاریات) به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیمدهندهای آشکارم
در سورهی حجرات، از شش خصلت و رذیلهی اخلاقی که دارای سویهی اجتماعی هستند نهی شده است. اگر مؤمنان بتوانند از این شش صفت اخلاقی جاهلی خودداری کنند، چنین به نظر میرسد از جهت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی میرسند. این شش صفت عبارتنداز: مسخرهکردن دیگری، عیبجویی و دادن لقب زشت و ناپسند به دیگری، داشتن سوءظن و بدگمانی و تجسّس در زندگی دیگران و غیبت و بدگویی از دیگری.
آیا زمین افسرده و خشکیدهای را دیدهای که وقتی خداوند آبی بر آن میباراند پس از آن به اهتزاز و جنبش در میآید و رشد میکند و بالا میآید وانواع گیاهان زیبا و خرّم میرویاند!
زمانی که خلافت اسلامی که آخرین تجلیگاه تجمع امت مسلمان، تحت لوای ایمان و باور به وحدانیت خداوند بود، نابود شد و وطن اسلامی به بدترین شکل ممکن با چنگال استعمارگران خونخوار انگلیس و فرانسه و... پاره گردید تا جائی که حتی هلند چند میلیونی بر اندونزی صد میلیونی حکم میراند
معنای لغوی: تزکیه در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شي از عیب و کاستی و ایجاد رشد، برکت و طهارت مال و نفس است. معنای اصطلاحی تزکیه: در اصطلاح از ریشه زکا به معنای رشد و نمو است. از آنجا که امکان رشد منوط به نبود آفات و موانع و وجود شرایط است. در اصطلاح نیز تزکیه پاکی نفس از اوصاف رذیله(موانع رشد) و آرایش آن به صفات جمیله(شرایط رشد) معنا شده است.
إخلاص حقیقت دین و اصل اساسی دعوت پیامبران و فرستادگان الهی است، چنانکه خداوند میفرماید: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ﴾ [البینة: ٥) «در حالی که دستوری دریافت نکرده بودند جز اینکه با کمال خلوص به آیین توحید خدا را پرستش کنند».
قضیهی شفاعت از مسائل بسیار مناقشهانگیز قرآنی است که مفسران و اندیشمندانی بسیاری را در طول قرنها به خود مشغول داشته است. آنچه مسلّم است اینکه در قرآن کریم، آیات فراوانی پیرامون شفاعت در قیامت وجود دارد که این آیات را میتوان در یک جمعبندی، به سه دسته تقسیم کرد:
دستهی اول: آیاتی که شفاعت را در قیامت نفی میکند؛ مانند: «أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ » (بقره:٢٥٤) «از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و شفاعتی»
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb