جماعت دعوت و اصلاح یکی از گروههای اسلامی فعّال در همهی مناطق اهل سنّت، بهویژه استانهای کُردنشین ایران بیش از سه دهه فعّالیت فرهنگی، دینی، اجتماعی، آموزشی و... را در کارنامهی خود دارد، جهت بررسی انتقادی پایگاه، عملکرد و نقش این جماعت با دکتر صلاحالدین خدیو (۱۳۵۲)، روزنامهنگار، مدیر مسؤول سابق نشریهی دانشجویی » روانگه»، عضو شورای سردبیری هفتهنامههای توقیفشدهی «پیام کُردستان» و «رۆژههڵات»، یکی از فعّالان جنبش دانشجویی در سالهای ۱۳۷۷-۸۲ و ساکن مهاباد، گفتگو نمودهایم که توجه شما را بدان جلب مینماییم.
عثمان طه کاتب مشهور قرآن کریم است که امروزه در هر منزل و مسجدی قرآنهای دستنویس او را تلاوت میکنند. عثمان طه یا «أبو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه الحلبی الکُردی» کاتب سرشناس و پر آوازه قرآن در جهان اسلام، وی در سال ۱۹۳۴ میلادی در روستای عفرین، شهر حلب در کردستان سوریه متولد شد.
اشاره: در پی انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص) و اقدامات چندسالهی اخیر در رابطه با توهین به مقدّسات اسلامی، در گفتگو با سه تن از صاحبنظران اهل سنت، چرایی انجام اینگونه اقدامات، تحلیل واکنشهای مسلمانان بدانها، برخورد منطقی و راهکارهای اصولی تعامل و نیز جلوگیری از هتک حرمت مقدّسات دینی، بررسی شده است. این گفتگو به شکل مکتوب با سه شخصیت زیر انجام شده است:
بررسی وضع فرهنگی کنونی ایران و جریانهای روشنفکری موجود در آن: در زمان کنونی وضعیّت فرهنگی در ایران حالت خاصّ یافته است. تعامل زمان، مکان، اوضاع و احوال خاصّ با هم به وضع فرهنگی ویژهای انجامیده است. با نگاهی از برون (از بالا) به این امر میتوان به دو مشکل اساسی پی برد؛ یکی از این دو ناآشنایی اندیشمندان ایرانی با حوزهی فرهنگی جهان اسلام است، و دیگری کاستیهایی است که آنان در مواجهه با فرهنگ غرب دارند.
خوشحالم از اینکه یکبار دیگر خدمت سروران و اساتید میرسم. بنا براین شد که ادامهی بحث «جریانشناسی فرهنگی» را که سال قبل در همین ایّام ایراد کرده بودم، ادامه دهم و بنده هم مخالف نیستم.
این نیروی عقل بود که اوّلینبار «دکارت»[182] (Descartes) از آن به «نور طبیعی» (Normal light) تعبیر کرد، در برابر «نور الهی» که در فلسفه توماس اکوینی به معنای وحی تلقّی میشد. دکارت خودش موحّد بود و گرایشات الحادی و کفرآمیز نداشت، امّا آنقدر به این نور طبیعی بها داد که دیگر جایی برای نور الهی باقی نماند. او نخستین کسی است که از همهی ما دعوت کرد تا از نور طبیعی فردی خود استفاده کنیم.
1) انسان به یک معنا دوباره به حدّ حیوانات تنزّل مییابد، ولی نه بمعنای منفیاش. انسان در قرون وسطی واقعاً تافته جدابافتهای بود؛ با همه حیوانات فرق داشت و قدمای ما این فرق را به عقل او میدانستند. امّا اگر همین انسان طبق قول هیوم تابع غرایز باشد و بنظر نیچه تابع میل به قدرت باشد و بقول کانت خودش انگارهای داشته باشد که تصویری از جهان را به ما تحمیل میکند و بقول فروید عقایدش ناشی از لیبیدو (Libido) باشد و به قول مارکس منافع مادّی و طبقاتی اینقدر در او تأثیر داشته باشد، این انسان چیزی میشود اندکی بالاتر از غرایزی که حیوانات دارند. غرایز حیوانات هم هنرش همین بود که به صیانت ذاتشان کمک میکرد.
شاید اسم «عبدالرحمن السمیط» به گوش شما نرسیده باشد. وی از دعوتگرانی است که ۳۰ سال از عمر ارزشمند خود را در راه خدا و دعوت ملتها و قبائل آفریقایی به دین اسلام صرف نموده است و ثمرهی تلاش خستگیناپذیر این فرد مؤمن و با ایمان، مسلمانشدن بیش از ۱۱ میلیون نفر از کشورهای مختلف جهان میباشد.
آنچه در زبانهای غربی به نام سمانتیک خوانده میشود، و در زبان فارسی کلمهی «معنیشناسی» (و منسوب به آن «معنیشناختی») تقریباً به جای آن رایج شده، از لحاظ تدوین علمی و به صورت شاخهی خاصّی از علوم درآمدن، نسبتاً تازه است، هرچند در منطق شرقی و غربی و نیز در اصول فقه مبحث «دلالت الفاظ» پیش از این به بیان قسمتی از مطالبی اختصاص داشته است که در این علمِ تازه تدوین شده مورد بحث قرار میگیرد. نویسندهی دانشمند این کتاب، معنیشناسی الفاظِ مهمّ قرآنی و تحوّل گروهی از این الفاظ را در انتقال از دورهی جاهلیّت به اسلام مورد بحث قرار داده و الحق بیطرفانه و –برخلاف بعضی از خاورشناسان- درست به همانگونه که از فرد مسلمانی انتظار میرود، جهانبینی قرآنی را از همین راه عرضه داشته است.
از جمله توانمندیهای انسان، این است که میتواند اموری را در زوایای فکر و ذهن خود مخفی کرده، در رفتار ظاهری خود، شکلی دیگر جلوه کند و در پرتو آن به مقاصد خود برسد.کسانی که از این نیرو و توان، در راه مقاصد شیطانی بهرهبرداری میکنند، منافق نامیده میشوند.از این جهت، لازم است که ریشهی لغوی و کاربردهای مختلف نفاق، در قرآن بررسی شده و ویژگیها و انگیزههای آن بیان گردد.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb