إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • پانزده مبدأ و قاعده ذیل، ‌لب ّو خلاصه‌ی مبادی و اصول «دموکراسی» مورد نظر جماعت اخوان المسلمین هستند، ‌ما به صورت علنی و صریح این مبادی را توضیح داده‌ایم و تمامی احزاب و نیروهای سیاسی مصر را به تأیید آن‌ها به عنوان یک «پیمان ملی» دعوت کرده‌ایم چنان که این مبادی جزو برنامه‌ی انتخاباتی اخوان در نوامبر سال ۱۹۵۵م. نیز بودند.

  • تحزب در ایران

    14 آبان 1386

    مهدی آقا علیخانی

    ــ بررسی موانع و مشکلات توسعه فرهنگ کار حزبی

    حزب؛ اجتماعی سازمان یافته از افرادی است که با اشتراک نظر در مسائل مختلف قصد دارند تا برای دستیابی به اهداف مشترک با هم همکاری کنند و این اهداف می تواند تلاش برای ترویج عقاید و سیاست‌ها و برنامه‌ها و در نهایت کسب قدرت باشد. غالبا احزاب و گروه‌ها حول محور شکاف‌های سیاسی و اجتماعی شکل می گیرند.

  • داود خدابخش

    ژیل کپل*، در کتاب پرفروش خود زیر عنوان «کتاب سیاه جهاد؛ ظهور و زوال اسلام‌گرایى» پدیده‌ى اسلام‌گرایى را در گستره‌ى جهان اسلام شرح مى‌دهد. اینکه طى ۲۵ سال گذشته پیشقراولان اسلام‌گرایى چه کسانى بودند، چه مى‌خواستند، زمینه‌هاى اجتماعى و اقتصادى فرارویى این جنبش کدام‌هاست و امروز اسلام‌گرایى در چه جایگاهى قرار دارد و تا چه اندازه به اهداف خود نائل آمده است.

  • عالمان جامعه‌شناسی و فلاسفه‌ی سیاسی اتفاق نظر دارند که انسان به حسب طبع خویش موجودی اجتماعی است. بدین معنا که در ساختار خلقت او نیاز غریزی یا عاطفی به حیات مشترک با هم‌نوعان ریشه دارد. به همین جهت آدمی همواره در اجتماع هم‌نوع خود متولد می‌شود و در آن رشد و تکامل پیدا می‌کند و در بستر آن نیز بدرود حیات می‌گوید.

    نویسنده:
    رئوف آذری
  • پدر محترم ، مادر گرامی، مربی عزیز؛ 20پرسش و 20 پاسخ کوتاه


    پرسش اول: آیا باید به نوجوان آزادی داد که به هر گونه علمی دست بزند تا نتیجه خوب یابد آن را ببیند؟
    پاسخ: خیر، زیرا رسیدن به هر نتیجه‌ای ممکن است خطر‌ناک و غیر قابل جبران باشد.به تعبیر خودمان هر امتحان مجانی نیست اگر‌چه این فکر و ایده ممکن است خیلی فریبنده به نظر بیاید.

  • شیخ محمد غزالی یکی از دعوتگران بزرگ اسلام و از بزرگترین مردان اصلاحگر بود او دارای توانمندی و استعدادی بود که فقط نوابع از آن برخوردارند او مؤمنی صادق در ایمان خود و مجاهدی خستگی ناپذیر در میدان بود اسلام تمام زندگی او را تحت‌الشعاع خود ساخته بود پس برای اسلام زیست و تمام زندگی خود را نذر خدمت به آن و قلم و اندیشه خود را صرف بیان مقاصد و روشن نمودن اهداف و شرح اصول و پایه‌های آن نمود و متعرضین به اسلام را سر جای خود نشاند

  • مهندس صلاح‌الدین عباسی

    فصل پنجم
    اشاراتی به نظریات برخی تاریخ‌نگاران

    جمیل روژبیانی:
    مسلمانان با همکاری و راهنمایی کردها توانستند از کوهستانهای صعب‌العبور بگذرند و بر امپراطوری ساسانی غالب شوند.
    کردها در اهواز و براز روز و شهر زور و حلوان و کرمانشاه و مناطق بسیار دیگر از در صلح در آمدند. ( تاریخ حسن ویهی و عیاری ص6 )

  • نفوذ اجتماعی

    14 آبان 1386

    نامدار شاهمرادی*

    مهارت نفوذ اجتماعی برای متخصصان، معلمان، مصلحان و اربابان قدرت در جامعه اهمیت زیادی دارد، زیرا در خیلی وقت‏ها می‏خواهد بر مراجعان و زیردستان خود اعمال نفوذ کنند و آنها را وادار کنند واکنشهای مورد نظر آنها را انجام دهند. مثلاً یک پزشک برا ی آن که اطمینان یابد بیمار لجوجش از درمان مورد نظر وی پیروی خواهد کرد یا نه؛ از تکنیک‏های ترغیبی و نفوذی خود استفاده خواهد کرد. یا یک مدیر برای ادارۀ نیروی انسانی تحت امر خودش، باید آنها را ترغیب کند، نه این که به قهر متوسل شود.

  • نویسنده: محسن نیکخواه_ مریوان*

    لازم است مطلب خویش را با پیش فرض وجود روشنفکرانی در عرصه فعالیت‌های فکری جامعه خویش آغاز کنم هر چند بر اساس مطالب منتشر شده درمطبوعات (نه بر اساس صرف وجود بعضی از مفاهیم، دانش‌ها و آرزوها در ذهن افراد) می‌توان ادعا کرد که ما اطلاً روشنفکر نداریم یا بسیار انگشت شمارند. برای اثبات این مدعا می‌توان به طور خلاصه به وجود مبانی و پیش فرض‌های ایدئولوژیک در روش و محتوای اندیشه، عقل اقتباس‌گرا، عدم توانایی در تئوریزه کردن افکار و اندیشه‌ها، عدم توانایی در تطبیق مبانی تئوریک اقتباس شده بر واقعیت جامعه خویش، جانب‌داری غیرتحلیلی و احساسی از دسته‌بندی‌های مختلف سیاسی، نقادی عاطفی و عدم تخصص در سوژه‌های مورد پژوهش (البته تخصص نه به معنای مدرک) و... اشاره کرد.

  • بحث ایدئولوژی از جهات عدیده به علم جامعه‌شناسی یا به علم شناسی مربوط می‌شود. ‌‌ایدئولوژی در معنای ساده و لفظی‌اش، ‌عبارت است از «علم به عقیده» یا «عقیده شناسی». ‌این اصطلاح از بدو پیدایش، ‌با نوعی طعن و ذمّ همراه بوده است. ‌«ایدئولوگ»، ‌فردی خیالپرور محسوب می‌گردیده است که به اندیشه‌های پنداری بریده از واقعیت خود دل خوش می‌ساخته است. ‌‌بعدها تقریباً همین معنا از ایدئولوژی در مکتب مارکس وارد گردید و با تحلیلی فلسفی-جامعه‌شناختی در هم آمیخت و مورد استفاده مارکس قرار گرفت. ‌‌مارکس، ‌«ایدئولوژی» را با «شعور یا وجدان کاذب» برابر دانست.