دعوای جمهوریت و اسلامیت نظام از ابتدای شکلگیری رسمی جناحبندیهای سیاسی در ایران، از دعواهای اصیلی است که به نوعی سابقه تاریخ آن به صدر مشروطه برمیگردد. این مسئله ابتدا در قالب مشروطه و مشروعه و توسط نمایندگان فکری آن مطرح شد.
اشاره: نظر به اینکه بسیاری از تئوریهای مطرحشده در گفتمانهای دینی ایران، مورد مداقّه و واکاوی اندیشمندان اهل سنّت قرار نگرفته است، اقدام به بازنشر مقالات موجود کرده و امیدواریم این نوشتهها به جدّ گرفته شده و مورد جرح و تعدیل علمی اندیشمندان و صاحبنظران اهل سنت ایران قرار گیرند، قرار دادن اینگونه مقالات در سایت، صرفاً به هدف نقد و بررسی و طرح سؤال صورت میگیرد و لاغیر.
«إن الله یبعث لهذه الأمة علی رأس کل مائة سنة من یجدد لها دینها»(رواه ابوداود) "خداوند در آغاز هر سده، کسی را برای این امت خواهد فرستاد که دینش را برایش تجدید نماید."
نسخه قانون ما عین شفـــــاست
مصحف ما مستفاد از مصطفاست
ای مبارک آن گلــــیم گل تو را
وی خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک
ای بشیر ما بشـــــر بودی و پاک
استاد مکرّم، حضرت آیت الله آقای جعفر سبحانی
موضوع سخن، دین اقلّی و اکثری است. ابتدا خوب است به انگیزهها و محرکات اولیهای که توجه مرا به این بحث برانگیخت اشارهای کنم. چند واقعه فکر مرا متوجه اهمیت این موضوع کرد:
اشاره: انتشار دو مقالهی «بسط تجربهی نبوی» و «ذاتی و عرضی در دین»، بازتابهای گوناگونی در میان دینداران و دینپژوهان داشت. گفتوگوی زیر حاوی ملاحظات انتقادی بهاءالدین خرّمشاهی، دینپژوه و قرآنپژوه معاصر، دربارهی دو مقالهی فوق و پاسخهای عبدالکریم سروش، نویسندهی آن دو مقاله است.
قالَ عَلی بْنُ اَبی طالِبٍ رَضِی اَللهُ عَنْهُ: «اَلتَّقْوی الخَوفُ مِنَ اْلجَلیلِ وَ اَلعَمَلُ بِالتَّنزیلِ وَ الرِضاءُ بِاْلقَلیلِ واْلاِسْتِعْدادُ لِیوْمِ الرَّحیلِ» تقوی عبارت است از: ترس از خداوند بلند مرتبه و عمل به قرآن و راضی بودن به اندک از مال دنیا و آماده بودن برای مرگ.
این روزها بحث پیرامونِ نظرات عبدالکریم سروش داغ است. تا جاییکه کار به تکفیر و تبری کشیده است. قضیه از آنجایی آغاز شد که سروش در گفت و گو با یک رسانه هلندی، قران را کلام پیامبر دانست. انتشار گفتههای او با واکنش تند بهاءالدین خرمشاهی مواجه شد. چندی بعد آیتالله سبحانی با انتقاد از سروش، از او خواست که به آغوش اسلام برگردد. اما قضیه وقتی بغرنج شد که مجید مجیدی، فیلمساز ایرانی اعلام کرد که سروش، کافر است. انعکاسِ سخنان مجیدی در یکی از مهمترین بخشهای خبری، باعث رسانهای شدن نظرات سروش شد. جمعه گذشته درحالیکه قرار بود در قم علیه سروش راهپیمایی شود، این نواندیش دینی، در مقالهای با نامِ «بشیر ما بشر بود» به سخنان آیتالله سبحانی پاسخ داد. این قضیه بار دیگر این سوال را مطرح کرد که آیا مفهومی تحت عنوان روشنفکری دینی معنا دارد یا نه؟ و اینکه روشنفکر دینی چه نسبتی با دین و خردِ انتقادی دارد.
اشاره: یادداشت زیر را حدود 10 سال قبل در سالروز تولّد پیامبر اسلام(ص) نوشتهام که در مناطق اهل سنّت و کردنشین ایران معمولاً مراسم مولودیخوانی برگزار میشود. یادداشت را در شرایطی نوشتهام که دولت آقای خاتمی حاکم بود و به طبیعت آزادهی خودشان، فضایی را مملوّ از تساهل فراهم کردند که آثار ایجابی در داخل سیستم و درخارج از آن(میان اهل سنّت)ایجاد کرد. این دوره، دولت مستعجل بود و یک انتخابات از نوع دیگر، دستاوردهای حاصل را به محاق فراموشی برد.
زمانی برخی از اندیشمندان دینی با اخذ دیدگاهی مبناگروانه، در جستجوی نظریهای بودند که بتوان به عنوان اولین سنگ بنا برای ایجاد ساختمان اندیشهی دینی از آن استفاده کرد. این اندیشمندان در تعیین مصداق این نظریهی زیربنایی، همواره متفق نبودهاند. برخی از ایشان با نامگذاری «نظریهی فطرت» تحت عنوان «ام المعارف»، آن را مصداق چنین جایگاه بنیادینی دانستهاند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb