إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • پیشگفتار:

    پس از فتح مكّه محمّد تبدیل به بزرگترین قدرت بدون رقیب در عربستان گشته بود و شهرهای بزرگ مكّه و مدینه در دست او بودند و پس از ساماندهی مسلمانان با لشكركشی عظیمی به سوی امپراطوری روم، ناحیه تبوك در شام را ضمیه قلمرو خود كرده و دیگر تمامی عربستان در دستان او بود و در این شرایط كه كسی توان رویارویی با وی را نداشت، تقریباً دیگر كسی جرات دست اندازی و تعرض به تازه مسلمانان را نداشت.

    این موضوع سبب گردید كه از سراسر عربستان، نمایندگان قبایل به مكّه بیایند و پس از عقد اتحاد و اعلام پیمان وفادری به محمّد، مسلمان گردند؛ به نحوی كه سال نهم هجری، در منابع تاریخی به عام الوفود(سال گروه‌‌‌ها و ملت‌‌‌ها) مشهور است

  • چکیده

    پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.

  • دکتر نسترن کشاورز محمدی هیئت علمی گروه بهداشت عمومی دانشکده بهداشت و ایمنی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، رییس کمیته علمی کرسی جهانی آموزش و سلامت یونسکو شد.

  • آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد.

    جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود

  • همزیستی و همدلی

    همزیستی در بین افراد جامعه با وجود اختلافات فکری، نژادی، مذهبی و حتّی اختلافات دینی برای تحقّق امنیّت کشور و بندگان ضروری است. این زندگی مسالمت‌آمیز غیر از نزدیکی و تقارب در آراء، نژاد، مذاهب و ادیان است. تقارب و نزدیکی در آراء و نژاد و ...  نه اینکه ضروری نیست، بلکه تحقّق آن سخت و دشوار است.

    پیامبر عظیم الشأن اسلام - صلّی الله علیه وسلّم - با یهود و نصاری و مشرکان و منافقان زیر لوای باور به «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» زندگی کرد و تا جایی که خیانت و تجاوز نکردند به نیکی با آنها رفتار کرد.

    زمینه‌ی نزدیکی و تقارب در بین آراء، جهات فکری و قناعتها و مذاهب، تنگ و بسیار سخت است

  • مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)

     شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)

  • درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.اولین درسی که از فصل بهار می‌توان آموخت این است که همانگونه که طبیعت خزان و بهاری دارد، دنیای درون آدمی نیز خزان و بهاری دارد و تحولات مشابهی را از سر می‌گذراند. بلکه بالاتر از این، از منظر عارفان خزان و بهار جهان بیرون بازتاب خزان و بهار جهان درون ماست.

    درس‌های معنوی و اخلاقی‌ای که از طبیعت و فصل بهار می‌توان آموخت بسیار فراوان است. در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.

    درس اول: درون خود را به گلستانی بدل کنیم که همواره خرم و سرسبز است

  • شش سال بود که در زندان‌ها شکنجه می‌شد...

    شش سال بود که او را به بی‌دادگاه‌های مصر می‌کشاندند و پای محاکمات خنده‌دار می‌نشاندند...

    شش سال بود که او را به آرامی می‌کشتند...

    از شش سال پیش تاکنون وضعیت اسفبار دکتر محمد مرسی لکه‌ی ننگی بر پیشانی مصر با تمام اقشارش بود به استثنای باند جنایتکار حکام بر مصر... این خائنان نه آبرویی برای خود باقی گذاشته‌اند و نه جایی که لکه‌ی ننگ دیگری بر آن بنشیند... مرگ او مایه‌ی ننگ و رسوایی اعراب، مسلمانان و بشریّت است.

    وضعیت دکتر مرسی از خیانت توطئه‌گران آل سعود و آل نهیان و تمام کسانی حکایت دارد که در کشتن او سهم داشته‌اند؛ تمام کسانی که دست‌شان به خون مردم مصر و لیبی و یمن و سودان و دیگر انسان‌ها آلوده است. 

  • اشاره: در این مقاله نویسنده کوشیده است تا پیامدهای نواندیشی ساختارشکنانه در اسلام سنی را مورد مداقه قرار دهد. نواندیشی، نوگرایی و اجتهاد روشمند در اسلام راز ماندگاری آن در طول زمان است. آنچه جای نقد دارد این است که نویسنده‌ی این نوشتار تفاوت میان نواندیشی لجام‌گسیخته و نوگرایی بسان یک سازوکار را مورد توجه قرار نداده است. نکته‌ی دیگر اینکه این مقاله صرفاً برای آگاهی بیشتر از نظرات کلامی نویسندگان و تبال آرا و نظرات اندیشمندان مسلمان در اینجا منتشر می‌شود و به‌معنای تأیید همە‌ی محتوای آن ازطرف اصلاحوب و مآلاً جماعت نیست.

  • محمد مرسی همانند بسیاری از بزرگانی که پس وفات قدرو منزلتشان شناخته می‌شود از دنیا رفت. دلاور مردی که ندای پروردگارش را لبیک گفت و با عزت و کرامت تمام از دیار فانی رخت بربست. در حالی نفسهای آخرش را کشید که در زنجیر یاغیان و پاسبابان بیرحم در بند بود اما باعزت و سربلند و آزاد رفت. 
    این چه مرگ باشکوهی بود ای مجاهد نستوه! در میان مکاران و دسیسه‌چینانی جان سپردی که هیچ رحم و شفقتی به انسانیت ندارند. این ردای شهادت بر بالایت مبارک باد؛
    خداوند خواست تا خائنان و باطلگرایان خوار شوند و دنیا بداند که مردانگی همچنان باقی است و در امت محمد ریشه‌دار است. در این امت مجاهدانی وجود دارند که بر سر عهد و پیمان خود بردبار و شکیبا می‌مانند و محمد مرسی یکی از آنان بود.