سؤال: یکی از اموری که موجب آسانی اوضاع مسلمانان میشود قضیه کم شدن شمار حجهای مستحب و غیرواجب است. سؤال این است که کدامیک برای فرد مسلمان بهتر است: ادای حج مستحب و غیرواجب یا اینکه هزینه این حج را برای اموری چون اطعام مستمندان، نجات مصیبت دیدگان و یا در مواردی همچون امور خیریه و امر تبلیغ و دعوت به سوی دین خدا هزینه کند؟
از آنجائیکه لازم است قربانی حج را یکبار هم که شده در زندگیمان انجام دهیم. باید از خودمان بپرسیم که قربانی رمز و سمبل چه چیزی است؟ قربانی یعنی تجربه ابراهیم به عنوان انسان آزاده و مسلمان خالص و شخصیت مستقل و اسوهی کامل خصال خدائی تاریخ، ابراهیم خیلی چیزها را در زندگی خود قربانی کرد. از جمله پدر، مردم زمانه، جان خودش، خانه، زندگی، محیط خوب. اما رکورد قربانی آن قربانی فرزند بود که داستان آن در سورهی صافات آمده است.
خواهران ایمانیم! اگر یادتان باشد در انتهای بحث پیشین اشاره کرده بودم به اینکه مربی باید خودش متربی باشد چون (فاقد شیء لا یعطیه ) کسی که چیزی ندارد نمی تواند عطا کند.
عزیزانم! ما باید علم خودمان را به روز کنیم چون اگر بخواهیم در چهار چوب درسی که ارائه می دهیم بمانیم و مطالعه جانبی نداشته باشیم، با سوالاتی مواجه می شویم که نمی توانیم جواب بدهیم. البته قرار نیست همه سوالها را بتوانیم جواب بدهیم، ولی اگر هیچ سوالی را جواب ندهیم در نظر متربی زیاد جالب نیست.
شاید اسم «عبدالرحمن السمیط» به گوش شما نرسیده باشد. وی از دعوتگرانی است که ۳۰ سال از عمر ارزشمند خود را در راه خدا و دعوت ملتها و قبائل آفریقایی به دین اسلام صرف نموده است و ثمرهی تلاش خستگیناپذیر این فرد مؤمن و با ایمان، مسلمانشدن بیش از ۱۱ میلیون نفر از کشورهای مختلف جهان میباشد.
1) انسان به یک معنا دوباره به حدّ حیوانات تنزّل مییابد، ولی نه بمعنای منفیاش. انسان در قرون وسطی واقعاً تافته جدابافتهای بود؛ با همه حیوانات فرق داشت و قدمای ما این فرق را به عقل او میدانستند. امّا اگر همین انسان طبق قول هیوم تابع غرایز باشد و بنظر نیچه تابع میل به قدرت باشد و بقول کانت خودش انگارهای داشته باشد که تصویری از جهان را به ما تحمیل میکند و بقول فروید عقایدش ناشی از لیبیدو (Libido) باشد و به قول مارکس منافع مادّی و طبقاتی اینقدر در او تأثیر داشته باشد، این انسان چیزی میشود اندکی بالاتر از غرایزی که حیوانات دارند. غرایز حیوانات هم هنرش همین بود که به صیانت ذاتشان کمک میکرد.
اشاره: مناسبتها بهانهها و فرصتهایی عزیز برای بازشناسی اندیشهها و تذکار راههایی است که دیگران به رهایی گشودهاند، پیشتر از ما و بهتر ما. دهم مهر زادروز مهاتما گاندی، رهبر استقلال هند و تئوریسین مبارزه بدون خشونت است. پیجویی این مساله که کدام تجربه زیسته، این مرد ساده هندی را به «روح بزرگ» و «پدر ملت» تبدیل کرد، ضرورتی مهم و راهگشاست که البته بسیار سخت حاصل میشود.
بار دیگر خداوند بعد از گذشت پنج سال این توفیق را نصیب فرمود که استجابت دعای پنج سال پیش را در بلد امینش شاهد باشم. در سال ۷۸ در ملتزم دعا کردم که بار دیگر به همراه جمعی از برادران ایمانی به این سفر مبارک مشرّف شوم و این را صمیمانه و خالصانه از خدا خواستم و خداوند کریمانه استجابت نمودند و به همراه جمعی از برادران ایمانی آن هم با مقدمهای بسیار ارزشمند و باورنکردنی (سفر استانبول) و آشنا شدن با مجد و عظمت مسلمانان در عهد امپراتوری عثمانی بالأخص سلطان محمد فاتح (فاتح استانبول).
اتحاد جهانی علمای مسلمین دربارهی فیلم و کاریکاتورهای اهانتآمیز از رسول اکرم (ص) و تظاهراتهای خشونتبار پس از آن بیانیهای صادر نمود.
این نیروی عقل بود که اوّلینبار «دکارت»[182] (Descartes) از آن به «نور طبیعی» (Normal light) تعبیر کرد، در برابر «نور الهی» که در فلسفه توماس اکوینی به معنای وحی تلقّی میشد. دکارت خودش موحّد بود و گرایشات الحادی و کفرآمیز نداشت، امّا آنقدر به این نور طبیعی بها داد که دیگر جایی برای نور الهی باقی نماند. او نخستین کسی است که از همهی ما دعوت کرد تا از نور طبیعی فردی خود استفاده کنیم.
ما زنان همچون مرواریدیم که در صدف است و هر زمان از صدف بیرون آییم امکان آسیب دیدنمان زیاد است.
آری خواهران عزیزم، ما زنان ارزشی بیشتر از آن چیزی که گفتم داریم و برای مصون ماندن باید حجاب اسلامی را رعایت کنیم. صدفی که برای محافظت مروارید درنظر گرفتیم همان حجابی است که لازمه ی سالم ماندن است.
حال سؤال اینجاست که چرا در جامعه ی امروز حجاب اسلامی رعایت نمی شود؟
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط NamooDev